چرادانش آموزان علاقه زیادی به درس ندارند
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳٩۱ : توسط : اسماعیل قنبری

مقدمه

نخستین نکته ای که معلمان باید بدانند این است که انگیزش انسانی یک موضوع بسیار پیچیده است صدها روان شناس زندگی خود را صرف کرده اند تاعلت نحوه رفتار انسان راکشف کنند  کوشش های آنان به موفقیت های زیادی  منجرشده است امروزه مانسبت به چند دهه ی قبل اطلاعات زیادی درباره ی این موضوع داریم اما این موفقیت ها بدین معنا نیست که درک و فهم ماکامل شده است و اکنون می توانیم به این دانش جدید تمام اشکال رفتارها و نگرش های ضد باروری در مدارس کلاسها رامتوقف کنیم اگرموضوع انگیزش انسان اینقدرساده بود معلمان به حل بسیاری از مشکلاتی که با اندک انگیزش دانش آموزان قابل رفع بود فایق می آمدند بنا براین معلمانی که برای افزایش انگیزش تحصیلی دانش اموزان فعالیت می کنند باید بینش و اهدافی متعادل داشته باشند معلمان  باید علاوه برداشتن اهدافی متعادل برای افزایش انگیزش تحصیلی دانش آموزان باید آگاه باشند که مجموعه ی یکسانی از شیوه های علمی که در تمام موفقیت موثر باشند وجود ندارد.

از آنجایی که تدارک محیط های مناسب برای دانش آموزان باعث افزایش انگیزش یادگیری آنان  می شود از این رو معلمان باید زمان زیادی را جهت آموختن شیوه های آماده سازی محیط مناسب برای دانش آموزان صرف کنند،زیرا این عمل بسیار پیچیده است معلمانی که با تغییر پی در پی روش های تربیتی خود سعی در ایجاد تقویت و پیشبرد انگیزش تحصیلی می کنند توصیه می شود که این عمل را بتدریج انجام دهند زیرا ایجاد تغییرات پی درپی حالتی از شوک در افراد ایجاد می کند.

 

چرا برخی از دانش آموزان علاقه زیادی به درس، مدرسه و تحصیل دارند و برخی علاقمند به این امور نیستند بررسی چگونگی و چرایی این انگیزه مورد سؤال و بحث بسیاری ازاولیاء، معلمان ومربیان است.

هر پدر و مادر و یا معلمی دوست دارد در دانش آموز ایجاد علاقه ، میل و رغبت به تحصیل را بارور کند تا فراگیر بتواند در امر تحصیل موفق تر و از تحصیل لذت بیشتری ببرد.

انگیزه یعنی چرایی و علت رفتار فرد، نیرویی که فرد را انگیخته و وادار به کاری با میل و رغبت می کند.

موفقیت تحصیلی از مسایل مهم آموزشی و روان شناسی است که رابطه تنگاتنگی با انگیزه دارد. داشتن انگیزه و علاقه به تحصیل و مدرسه از دلایل اصلی موفقیت تحصیلی محسوب می شود.

در ایجاد انگیزه  به تحصیل که موجب ارتقاء موفقیت تحصیلی می گردد  عواملی دخیل هستندکه از آن جمله می توان به توان ذهنی، یادگیری های قبلی، علاقه به دروس خاص و...از یک سو و از سوی دیگر سطح درآمد خانواده،میزان تحصیلات ونوع شغل والدین، موقعیت اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی خانواده، محیط خانواده و....... اشاره کرد.

در بررسی ایجاد انگیزه به تحصیل باید به عوامل مؤثر درونی و بیرونی فرد توجه کرد. وقتی که پدر و مادر همه ی زمینه های علاقمندی را برای دانش آموز فراهم کرده اند چه عواملی باعث می شوند که فرزند آنها میلی به درس نشان ندهد؟ در درون او چه می گذرد؟

بعد از شکست هایی که برای دانش آموزان(در اموردرسی) بوجود می آید توانایی بهره گیری از این تجربه در افراد متفاوت است بعضی آن را زمینه ساز پیروزی بزرگ می دانند و عده ای آن را پایان راه وبعضی اصلاًواکنشی ندارند وظیفه معلمان و مربیان است که آموزش خوب و ارائه راهکار و روش درست را به دانش آموز نشان دهند.

در این تحقیق سعی شده است در حد توان به بررسی چند روش ایجاد انگیزه و دلایل و ریشه های آن پرداخته شود.

افت تحصیلی و روشهای ایجاد انگیزه درسی در دانش آموزان

بر روی تاثیر این جمله در دانش آموزان ، مقداری تامل کنیم ؛ "ما هم اشتباه کردیم آمدیم معلم شدیم و با شما کله پوک ها سر و کله می زنیم ، اگر رفته بودیم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اینها بود" ...این جمله مشهور را در یکی دو  دهه پیش برخی ها در کلاس عنوان می کردند...

 

منظور از افت تحصیلی چیست؟

افت تحصیلی کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی  در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن می باشد.مثلاً کسی که طی سه ماه نمرات در حد 15 داشته اما در دو هفته اخیر در تمامی یا تعدادی از دروس نمرات حدود 12 کسب کرده، می گوییم در حال حاضر نسبت به سه ماه پیش افت تحصیلی دارد. منظور از آوردن کلمه نسبی این است که افت تحصیلی تنها شامل دانش آموزان ضعیف نبوده حتی کسی که چند ماه پیش نمرات حدود 18 داشته اگر در حال حاضر نمرات حدود 16 کسب می کند ، دو نمره نسبت به دوره قبل افت دارد.

 

        عوامل موثر بر افت تحصیلی:

         ۱.     عوامل مربوط به خود دانش آموز

·        عوامل فیزیولوژیکی و جسمی مانند ضعف بینایی و شنوایی و غیره

·        عوامل ذهنی و روانی مانند میزان هوش و قدرت حافظه و سلامت روانی

·        نداشتن هدف واقعی و عینی و روشن از تحصیل

·        عدم انگیزش درونی برای تحصیل و مطالعه

·        نداشتن اعتماد به نفس کافی

·        ضعف اراده در تصمیم گیری های تحصیلی و مطالعه و اجرای تصمیمات

·        عدم برنامه ریزی دقیق از لحاظ زمان و میزان مطالعه روزانه

 

·        نداشتن روش مطالعه مناسب برای دروس مختلف

·        مهارت های مطالعه نادرست (مهارت های درست مطالعه در آخر این بحث ذکر  می گردد)

 

   ۲.    عوامل مربوط به خانواده

 

·        اختلاف خانوادگی و خانواده آشفته ، طلاق فیزیکی یا روانی والدین ، وجود نا مادری یا نا پدری و غیره

·        اختلاف فرزندان با خانواده مانند لجبازی با والدین و اعتراض به جو خانواده

·        وابسته و متکی نمودن فرزندان به والدین در امور درسی و تکالیف منزل از دوران ابتدایی

·    تحقیر ، سرزنش و مقایسه نادرست فرزندان با همسالان موفق و در نتیجه پایین آوردن اعتماد به نفس و خود پنداری آنان

·        تغییرات منفی در خانواده مانند ورشکستگی سیاسی و اقتصادی و اعتیاد و غیره

·    تغییر در جهت ارتقای سریع و غیر مترقبه سطح اقتصادی یا اجتماعی خانواده و از خود باختگی و غافلگیر شدن فرزندان و انواع انحرافات

 

        ۳ .     عوامل مربوط به مدرسه

·        گروه همسالان مانند مزاحمت و شوخی های نابجا در کلاس درس

·        رفتارهای نا مناسب عوامل اجرایی مدرسه مانند مدیر ، معاونین ، دبیران و مشاوران

·    جو عمومی حاکم بر مدرسه از لحاظ درسی مانند سخت گیری بیش از حد دبیران در دادن نمره به خاطر بالا فرض کردن سطح علمی مدرسه یا همرنگ شدن دانش آموز با سایر دانش آموزان ضعیف با فرض اینکه همه دانش آموزان مدرسه ضعیف هستند.

 

         ۴.  عوامل مربوط به اجتماع

 

دوستان نا باب

استفاده نادرست از کلوپ های ورزشی ، بدن سازی ، بیلیارد و غیره

استفاده نادرست از کافی نت ها و گیم نت ها گذراندن وقت زیاد در خیابان ها و خارج از منزل

 

 

    مهارت های صحیح مطالعه

مطالعه با فاصله: مطالعه بی وقفه و مستمر موجب خستگی و بیزاری از مطالعه می شود؛ روش درست ، مطالعه ی با فاصله و استراحت در میان دو وعده مطالعه میباشد. مورد زیر الگوی مناسبی است ‍‍» 90 دقیقه مطالعه و 15 دقیقه استراحت ، 75 دقیقه مطالعه و 30 دقیقه استراحت ، 60 دقیقه مطالعه و 45 دقیقه استراحت ، 45 دقیقه مطالعه و استراحت نسبی زیاد و انجام سایر امور روزانه » یادتان باشد به هر میزان که میزان مطالعه در یک روز افزایش می یابد خستگی زیاد شده و به دقایق استراحت زیادتری نیاز دارید و مدت زمان مطالعه مرحله بعدی باید کاهش یابد.

عدم مطالعه در کنار وسایل صوتی و تصویری روشن

لب خوانی به جای بلند خوانی

مطالعه در حالت نشسته و آرامش به جای حالت حرکت و قدم زدن

مطالعه به موقع و بیدار نماندن در شب برای حضور مناسب در کلاس یا جلسه امتحان روز بعد

مطالعه نکردن در موقع خستگی

عدم مطالعه طوطی وار (بدون درک و تلخیص و طبقه بندی)

مطالعه نکردن با حالت افسردگی

شروع مطالعه از مطالب آسان به مشکل

مطالعه نکردن در حالت نگرانی و اضطراب

 

:افت تحصیلی یکی از موضوعاتی است که شاید همه دانش آموزان در طول سالهای تحصیل خود با آن دست و پنجه نرم کرده باشند.

گاهی اوقات افت تحصیلی از عوامل درونی نشات می گیرد و گاهی نیز عوامل محیطی دارد. اقتصاد بیمار ، تدریس بد ، وابستگی به کمکهای آموزشی خارج از مدرسه ، بیماری ، سرخوردگی های اجتماعی و خانوادگی و... از جمله عواملی هستند که هر کدام در افت تحصیلی دانش آموزان نقش بسزایی دارند.

 

یکی از دلایل عمده افت تحصیلی مخصوصا در دانش آموزان دوران دبستان وابستگی آنها به والدین است. مثلا وابستگی ای که در دوران ابتدایی بین والدین و فرزندان شکل می گیرد و وقتی آن نیروی کمکی به هر شکلی یا علتی نتواند دیگر به آنها کمک کند آن وقت زمینه افت تحصیلی در فرزند شما به وجود می آید. از آنجا که وابستگی به مرور زمان شکل می گیرد قطع وابستگی نیز باید در طول زمان صورت بگیرد. کودک شما باید روزی روی پای خود بایستد و بتواند تکالیفش را به تنهایی انجام دهد ، ولی عادت دادن او به این که همیشه کسی ، دوستی یا قوم و خویشی است که در دروس مدرسه به آنها کمک کند این تفکر که همیشه کسی برای تکیه کردن وجود دارد را در ذهن او تقویت می کند و سرانجام با از بین رفتن این تکیه گاه تحصیلی نشانه های افت تحصیلی در کارنامه فرزند دانش آموز شما جلب توجه می کند.

این به این معنی نیست که اصلا به دانش آموزان خود کمک نکنید بلکه هدف شما از کمک باید این باشد که او را در شرایطی قرار دهید که اگر ضعفی دارد روی پاهای خود بایستد. البته اگر شما به طور ناخواسته کودک تان را به خود وابسته کرده باشید با اولین تلاش نمی توانید شرایط لازم را برای داشتن استقلال تحصیلی در او به وجود بیاورید و حتی ممکن است قطع کمکهای آموزشی شما سبب افت تحصیلی موقت فرزند دانش آموزتان شود، ولی این دوره مدت زیادی به طول نخواهد انجامید ؛ البته شما باید زمان مناسبی را برای قطع کمکهای آموزشی خود انتخاب کنید. برای مثال در جریان امتحانات نباید یکدفعه پشت فرزند خود را خالی کنید.

بهترین زمان برای این کار وقتی است که امتحانات جدی در پیش روی فرزند دانش آموز شما وجود ندارد. اگر والدین ، فرزندان خود را به جای یادگیری در مدرسه به یادگیری در محیط خانه وابسته کنند برای همیشه معلول یک علت بزرگ باقی خواهند ماند.

مشکلات خانوادگی

دعواهای خانوادگی زن و شوهر و تداوم آنها یکی از عواملی است که بشدت سبب تضعیف روحیه و افت تحصیلی دانش آموزان می شود. از آنجایی که کودکان در چنین لحظاتی زود انرژی و توان خود را از دست می دهند و نمی توانند همزمان با تحصیل بار مشکلات خانوادگی را نیز به دوش بکشند خسته و ناتوان می شوند و اولین آثار خستگی روحی آنها را می توان در کیفیت نمرات درسی آنها مشاهده کرد.www.zibaweb.com

والدین نباید در چنین شرایطی از فرزند دانش آموز خود توقع نمرات خوب داشته باشند و به او بگویند این دعواها ربطی به تو ندارد. چنین چیزی غیر ممکن است زیرا فرزندان جزیی از محیط خانواده هستند و هر چیزی چه مثبت چه منفی تاثیرات زیادی روی آنها در محیط خانواده خواهد داشت. این وظیفه والدین است که مراقب روحیه فرزندان دانش آموز خود باشند تا مانع از فرورفتگی شخصیتی آنها شوند و به این ترتیب راه را بر هر نوع زمینه انحرافی که در چنین لحظاتی آینده فرزندان را تهدید می کند ببندند.

 

اظهارات نامناسب در حضور دانش آموزان

گاهی اوقات یکی از عوامل افت تحصیلی دانش آموزان معلمها هستند. گاهی دیده شده تعدادی از معلمان بعضی اوقات در سر کلاس درس شروع به شکایت از وضع مادی خود می کنند و ناخواسته این پیغام را برای دانش آموزان می فرستند که تحصیل در شرایط امروز جامعه فایده ای ندارد و کسانی که در جستجوی وضع مادی بهتری می گردند باید آینده بهتر را در بازار کار جستجو کنند. باید به خاطر داشت که این تبلیغات سوئ دانش آموزان را منحرف می کند و همین انحراف از تحصیل زمینه ساز افت تحصیلی آنها می شود. 

اعتماد به نفس دانش آموز خود را تقویت کنید

 

کمبود اعتماد به نفس در دانش آموزان یکی از عواملی است که دانش آموزان را از تلاش و خودباوری باز می دارد و سبب افت تحصیلی شدید آنها می شود. والدین باید به دانش آموزان خود کمک کنند تا خودشان را باور کنند و بتوانند خلاقیت های تحصیلی خودشان را بروز دهند. ترس از رفوزه شدن یا گرفتن نمرات بد در امتحانات آخر سال یکی از عوامل خطرناکی است که سبب افت تحصیلی شدید دانش آموزان می شود.

ترس از شکست ، انرژی دانش آموزان را ضعیف می کند و آنها را به عقب هل می دهد. می شود با صحبت کردن و تعریف خاطراتی از دورانی که خودتان نیز دانش آموز بودید ترس آنها را از امتحانات کاهش دهید. بعضی از دانش آموزان خیلی زودرنج هستند و به همین علت زود به مرز افسردگی می رسند. والدین باید به آنها راه مبارزه با مشکلات را بیاموزند. باید به فرزند دانش آموز خود بیاموزید تمام مشکلاتی که بر سر هر انسانی می آید به خاطر این است که آنها نتوانند خوب پیشرفت کنند و مشکلات نیز همین را می خواهند. به فرزند دانش آموز خود بیاموزید که مقاومت و استقامت را در خود تقویت کند. البته والدین خود باید الگوی مناسبی برای فرزندان باشند. هر گام موثری که شما در راه تقویت اعتماد به نفس فرزندتان بر می دارید زمینه سازی برای پیروزی های تحصیلی آینده آنها خواهد شد

مثلا وقتی معلمی به جای تقویت انگیزه دانش آموزان برای ادامه تحصیل و کسب نمرات بهتر به آنها می گوید که پول در بازار ریخته و با گفتن این که ما هم اشتباه کردیم آمدیم معلم شدیم و با شما کله پوک ها سر و کله می زنیم یا اگر رفته بودیم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اینها بود این گونه افکار را در سر کلاس درس مطرح می کنند و مقام معلم را پایین می آورند ، همین پیام در ذهن دانش آموزان تاثیر می گذارد و سبب انحراف ذهنی آنها می شود.

به همین ترتیب والدین نیز در افت تحصیلی خیلی نقش دارند. یک حرف می تواند سرنوشت دانش آموزی را عوض کند و سبب دلسردی او از ادامه جدی تحصیلات شود. باید مراقب اظهاراتی که در حضور دانش آموزان درخصوص آینده و فارغ التحصیل شدن می شود بود. بعضی از والدین ناخواسته این طرز فکر را در ذهن فرزندان خود به وجود می آورند که درس خواندن به بیراهه رفتن است. به خاطر داشته باشید از آنجا که فرزندان شما در سن کم تجربگی هستند و از اظهارات اطرافیان نزدیک خود الگوبرداری می کنند نباید در حضور آنها چیزهایی را بیان کرد که تاثیرات منفی بر آنها داشته باشد.

 

دوستان ناباب

یکی از عوامل دیگر که سبب افت تحصیلی شدید دانش آموزان می شود معاشرت با افراد ناباب است. فراموش نکنید که دوستان در سرنوشت فرزندان شما نقش خیلی موثری دارند. بکوشید به طور غیر مستقیم کنترلی روی دوستان فرزندان خود داشته باشید و مراقب ارتباطهایی که آنها با دیگران در خارج از محیط خانواده برقرار می کنند باشید. در مدرسه دانش آموزان زیادی با افکار و شخصیت های متفاوت وجود دارند که همگی آنها می توانند تاثیرات مثبت و گاه نامطلوبی روی فرزند شما داشته باشند. طبیعتا شما همیشه نمی توانید همراه فرزند خود باشید ، ولی می توانید به او بیاموزید هر کسی را به دوستی قبول نکند. بکوشید علاوه بر داشتن شناختی از دوستان نزدیک فرزندان خود شناختی نیز از خانواده آنها داشته باشید.

غذا و بیماری

بیماری می تواند در افت تحصیلی دانش آموزان نقش داشته باشد. والدین همواره باید مراقب جسم و روح فرزندان خود باشند و به تغذیه آنها در طول سالهای تحصیل بخصوص هنگام امتحانات اهمیت ویژه ای قائل شوند. دانش آموزان باید غذای مناسبی میل کنند تا انرژی مورد نیاز برای یادگیری در سر کلاس درس را داشته باشند. دانش آموزانی که غذای کافی نمی خورند همواره در سر کلاس درس خسته ، افسرده و زودرنج هستند و چیزی یاد نمی گیرند.

 

کشش به سوی غیر همجنس

خیلی از دانش آموزان در فاصله سالهای راهنمایی - دبیرستان دل به عشقهای زودرسی می دهند که سبب انحراف فعالیت های ذهنی آنها از مطالب درسی به احساسات زودگذر می شود. در چنین شرایطی دانش آموزان به جای صرف انرژی خود برای مطالعه دل به احساسات خود و طرف مقابل می دهند و تمام تلاش خود را برای جلب توجه طرف مذکور متمرکز می کنند و از مسیر اصلی منحرف می شوند. باید دانست کمبود عاطفه در دانش آموزان به سرعت خود را نشان می دهد.

والدین می توانند برای بازگشت مجدد فرزند دانش آموز خود به مسیر اصلی زندگی نقش موثری در این خصوص ایفا کنند. ارتباط برقرار کردن با غیرهمجنس در طول تحصیل در سال های آخر دبیرستان که سالهای سرنوشت سازی در آینده دانش آموزان هستند سبب تغییر هدف و علاقه می شود. به دانش آموزان خود بیاموزید که دوست داشتن درس و نه دوست داشتن دیگران آنها را به پیروزی می رساند. دانش آموزانی که از درس راهی برای رسیدن به هدف نساخته اند انگیزه هم برای پیروزی ندارند.

 

تکلیف خانه

تکلیف دانش آموزان در منزل فعالیتی هدفدار، تکنیکی و وسیله ای در خدمت یادگیری است لذا نباید آنرا به منزله وسیله ای جهت پر کردن اوقات فارغت دانش آموزان و یا سرگرم کردن آنان تلقی نمود. تکلیف باید با تواناییها و علایق دانش آموزان مطابقت داشته باشد.

 

مدت تکلیف باید متناسب باشد با مدت زمانی که لازم است دانش آموز در منزل صرف امور درسی کند. ولی گهگاه این تناسب رعایت نمی شود. و تکالیف سنگین بر دانش آموزان تحمیل می شود که موجب خستگی و دلسردی می شود.

 

«کرزیک (1966) در یکی از مطا لعاتش از محصلین علل بی میلی شان به انجام تکالیف را جویا شد. آنان عمدتاً این سه مورد را ابراز داشتند: مزاحمتهای درون خانه _ عدم جذابیت تکالیف _ تماشای تلویزیون _ آموزگاران نیز مهمترین علل را به ترتیب عدم علاقه به درس و مدرسه _ زیاد بودن تکالیف و عدم رسیدگی و کنترل اولیاء ذکر کرده اند. »1

معلم باید در خصوص زمانی که هر دانش آموز برای انجام تکلیف صرف می کند و نیز از علاقه پشتکار، استعداد، سرعت عمل، و... اطلاعات کافی داشته و بر این اساس برای دانش آموز تکلیف تعیین کند. و گاه نیز دانش آموز به دلخواه خود از بین آنها، تکلیف برای خود انتخاب کند.

 

محتوای کتب درسی

از عوامل مهم و تعیین کننده در افت یا پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کتابهای درسی است که به دانش آموزان ارائه می شود. این مسئله از دو جهت در نظام آموزشی حائز اهمیت است. اول آنکه: ارزشیابی تحصیلی و استخدامی، تعیین صلاحیت علمی افراد و نیز ملاک ورود به دانشگاهها و مراکز آموزشی عالی، و... بر محور کتابهای درسی و فهم محتوای آن استوار است. دوم اینکه: اگر بگوییم کتب درسی تنها وسیله آموزشی است که در اختیار معلمین قرار می گیرد، سخنی به گزاف نگفته ایم.

 

اکنون این سئوال به جاست که آیا تنه هدف نظام تعلیم و تربیت انتقال محتوای کتب درسی به دانش آموزان است؟ آیا انتظار جامعه، از نظام آموزشی تنها انباشته کردن اصطلاحات و مفاهیم موجود در کتب درسی است در ذهن دانش آموزان یا نه آنچه مهم است، تربیت صحیح و اسلامی دانش آموزان است. یعنی ایجاد جو و محیطی مطلوب در مدرسه برای رشد و پرورش استعداد های نهفته و شکوفا کردن قوه ابتکار و خلاقیت، آموزش آداب و ارزشهای اسلامی به دانش آموز است تا با آمادگی قبلی کافی افرادی سازنده برای جامعه تربیت شوند.

«آنچه باید در هر نظام تعلیم و تربیت و ملحوظ باشد، تربیت شهروندان سازگار، ساختن و پرداختن شخصیتهای سالم، انتقال علوم و معارفی است که ابعاد وجود مختلف جهان هستی را می شناساند. » 2پر واضح است که انتقال علوم و معارف تنها نقش ابزار و مقدمه دارند نه هدف. لکن متأسفانه آنچه در نظام آموزشی ما به عنوان هدف اصلی قلمداد می شود تنها انتقال دانش و معارف موجود در کتابهاست!

**** *********

 نقش انگیزش درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان ویادگیری آنها

 ایجاد هوشیاری وتوجه دردانش آموزان: وجوددقت وتوجه ازعوامل مهم درفراگیری مطالب درسی است ودقت وتوجه کم سبب یادگیری ضعیف دردانش آموزان می گردد.بنابراین معلمان ومربیان برای افزایش سطح توجه ودقت دانش آموزان، باتوسل به تدابیروروشهای مختلف،می توانند توجه دانش آموزان رابه مطالب درسی جلب نمایند.درحقیقت معلم بایددرکلاس درس،نقش یک محرک رابازی کند.معنی دار کردن مطالب،پیچیدگی وسهولت یاسختی وآسانی مطالب وگفته ها،رفتارهای معلم ازقبیل نگاه کردن یکسان وهمه رامخاطب قراردادن،کیفیت نوشته های معلم برروی تخته،همه به طورمستقیم توجه ودقت دانش آموزان راتحت تأثیرقرار می دهد.معلم بااستفاده ازتدابیرآموزشی می تواند بعدازایجادتوجه ودقت دردانش آموزان آن رادرسطح مطلوب حفظ نماید.ازسوی دیگرکم یازیادبودن علاقه دانش آموزان نسبت به یادگیری وآموختن موضوعهای مختلف درسی به تجارب آنها دربرخوردبااین موضوع ها ارتباط دارد.تجارب یادگیری دانش آموزان دردرسهای مختلف وقتی به صورت موفقیت ها یا شکست های پی درپی باشد، سبب ایجاد تصوراتی نسبت به تواناییهادررابطه بایادگیری موضوع های مختلف می شودوحتی انگیزه آنهارادررابطه باموضوع های مشابه،تحت تأثیرقرار می دهد.اگردانش آموز معتقد باشدکه درگذشته،دریادگیری مطالب مشابه بامطالب جدید موفق بوده است باعلاقمندی ودقت به مطالب جدیدگوش فراداده وآنها رامی آموزد، اما اگر به این اعتقاد رسیده باشدکه یادگیری مطالب جدید نیزمانند یادگیری مطالب مشابه درگذشته منجر به شکست خواهد شد،نسبت به یادگیری آن مطلب ازخودعلاقه نشان نخواهد داد.این انگیزه های مثبت ومنفی ابتدا مشخص ومحدود به موضوعهای خاص درمدرسه هستند،اما باافزایش تجارب مثبت یامنفی، گسترش می  یابند وتا آنجا پیش میروند که تمام دروس رافرامی گیرند. اگر تجارب داتش آموزازمحیط مدرسه خصوصاً درسالهای نخست تحصیلی حاکی از وجودشایستگی ولیاقت درمدرسه باشد،تجارب احساس موفقییت وافزایش اعتماد به نفس درسالهای آتی نیزتکرار خواهد شد.چنین فردی قادرخواهد بود باتکیه براین تجارب موفقیت آمیزدرحین تحصیل آن رابه زندگی واقعی خودتعمیم دهد وبدون تحمل سختی بربحران ها،فشارهاواسترس های شدیددرزندگی غلبه کند.این احساس لیاقت وشایستگی که در مدرسه آموخته می شود،وی راقادرمی سازددرحل مسائل ازروشهای واقع بینانه ای استفاده کند.ازسوی دیگر،تجارب شکست وعدم شایستگی طی سالیان تحصیل درمدرسه دردانش آموزان سبب ایجاد علائمی ازاحساس حقارت وخودکم بینی وپریشانی می شودوبرارتباطات آنها دردنیای خارج ازمدرسه نیز تأثیرمی گذارد.  www.zibaweb.com

 

 پیشنهادهایی برای برانگیختن وحفظ توجه وعلاقه به یادگیری دردانش آموزان:

* معلمین گرامی به دانش آموزان خودنشان دهید که به آنها علاقه دارید وآنها به کلاس شما«تعلق» دارند. اسامی آنان رایادبگیرید.

* همکاری میان دانش آموزان رابااستفاده ازانواع شوراهای دانش آموزی(تحصیلی،بهداشتی)تشویق کنید  * درصورت لزوم درشیوه کاری خود تغییردهید ومیان ساعات تدریس طولانی وسخت،فرصت استراحت کوتاهی مثلاً یک حرکت ورزشی ساده رافراهم کنید.

 * برای تشویق روح همکاری،جلساتی برای درمیان گذاشتن مسائل تشکیل دهید.

* ارزش یادگیری رابه دانش آموزان گوشزد کنید ومحدودیت ها وزیانهای عدم یادگیری رایادآورشوید. تأثیر مشوق هادرانگیزه: مشوق عاملی است که دستیابی به آن،انگیزه های افرادراارضامی نماید.برای دانش آموزان نمره خوب ورسیدن به پاسخ صحیح یک مسئله هردومشوق به حساب می آیند.درواقع مشوق ها همان تقویت کننده های مثبت بوده وعاملی هستندکه افرادبرای دستیابی به آن کوشش می نمایند.

تقویت کننده های مثبت به چهاردسته تقسیم می شوند:

 1-تقویت کننده نخستین:مانند آب وغذاکه درحقیقت نیازهای فیزیولوژیکی موجودزنده را ارضا می کند.

 2- تقویت کننده شرطی:مانند پول ، نمره ، مقام ، شغل و ... 

 3- تقویت کننده اجتماعی:مانند توجه،محبت،تائید،لبخندزدن ونوازش کردن و ... هستند.

4- تقوین کننده شخصی:که به آن انگیزش درونی نیزگفته می شودکه درحقیقت رضایت خاطرحاصل از یادگیری وکسب دانش ازآن موارد می باشد.این انگیزه ها نیازی به تقویت کننده های مشخص خارجی نداشته بلکه فعالیت یادگیری ونتایج حاصل ازآن،خوداثرتقویتی دارند.باتوجه به تقویت کننده های فوق الذکربه معلمین ووالدین توصیه می شود که دردانش آموزان به تدریج اثر انگیزه های بیرونی راکم کرده ومشوق انگیزش درونی باشند تابدین ترتیب دانش آموزان یادگیری رابه خاطر یادگیری وفراگرفتن آموخته های جدیدانجام دهند،نه به خاطرکسب مشوق های مادی وزودگذر.

به معلمین ووالدین گرامی توصیه می شودکه به موارد زیرتوجه کنند:

* معلمان ارارائه مطالب کسل کننده واستفاده ازروشهای یکنواخت تاحدامکان خودداری کرده وتنوع درشیوه تدریس رارعایت کنندوازمتکلم وحده بودن پرهیزنمایند.

* میزان توجه ودقت شاگردان به معنی داربودن مطالب،تازگی،پیچیدگی وسادگی مطالب نسبت مستقیم دارد،بنابراین،این امرهمراه باتغییردررفتارمعلم حین درس توجه ودقت دانش آموزان راافزایش خواهدداد.

* استفاده ازتشویق های کلامی مانند عالی،مرحبا،احسنت پس ازعملکرددرست شاگردان سبب افزایش و تقویت یادگیری می گردد.

* والدین ومعلمین ازنمرات دانش آموزان تنها به عنوان وسیله ای برای دادن بازخوردوتوجه هرچه بیشتر آنان به نقاط ضعف وقوت خود ومیزان یادگیری ایشان استفاده کنند،نه بعنوان وسیله ای برای تنبیه.

 *معلمان مطالب آموزشی بصورت متوالی ازساده به مشکل ارائه دهند تادرابتداشاگردان دریادگیری مطالب ساده موفقیت بدست آورند وانگیزه آنها درکسب یادگیری های بعدی افزایش یابد.

* معلمین ازایجادرقابت وهم چشمی دربین دانش آموزان،خودداری ورزند.

* معلمین بااستفاده ازمثالها واصطلاحات آشناوساده،زمینه افزایش سرعت یادگیری راایجادکنند.

* استفاده ازبحث های گروهی،بازیهای آموزشی،ایفای نقش مراجعه به کتابخانه وجمع آوری اطلاعات و آگاهی ازمیزان پیشرفت خود سبب افزایش علاقه وتوجه دردانش آموزان می گردد. درانتها یادآوری این نکته مهم به نظرمی رسد که ایجاد فضای آزادیادگیری بدون احساس ترس واضطراب ازعدم موفقیت وشکست،تشویق دانش آموزان به اظهارعقایدواندیشه های خودودرنتیجه افزایش حس مسئولیت وقبول توانائیها وشایسته گیهای خودازاموربسیارمهمدرفراگیری سریع تر ومناسب تراست.

 

2

 چگونه دانش آموزم را به درس علاقه مند کنم
  برای بارور شدن نهال تعلیم و تربیت، ملاحظه و مراعات کیفیت شخصیت ها در درجه اول اهمیت قرار دارد.
 یکی از امور مسلم در تربیت اسلامی این است که افراد همان طور که از لحاظ محیط هایی که در آن پرورش می یابند با یکدیگر فرق دارند، در موهبت ها و استعدادها و لیاقت ها نیز با یکدیگر متفاوتند. شکی نیست که این تفاوت ها ناشی از حکمت الهی است. زیرا همین تفاوت ها انسان را به سوی تکامل سوق می ده.
 معلمی که بدون توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان برایشان تکلیف تعیین می کند و از همه انتظارات یکسان دارد، معلم موفقی نیست. چنین معلمی دیر یا زود در امر تعلیم با مشکل روبه رو می شود. زیرا تعدادی از دانش آموزان نمی توانند انتظارات او را برآورده کنند و این جاست که معلم به تنبیه بدنی و یا غیربدنی روی می آورد و البته تنبیه بدنی غالبا سازنده نیست. بلکه به عنوان یک عامل بازدارنده محسوب می شود. کودک ممکن است از ترس تنبیه ظاهرا از کاری دست بردارد اما عادت او از بین نمی رود. تنبیهات غیربدنی نظیر طعنه، سرزنش، دشنام و تحقیر نیز ضررشان کمتر از تنبیهات بدنی نیست. حضرت علی(ع) می فرماید:
 
زیاده روی در ملامت و سرزنش آتش لجاجت را شعله ور می کند.
 این قبیل تنبیهات شخصیت کودک را در هم می کوبد و اسباب ترس و اضطراب وی را فراهم می کند. برای جلوگیری از رفتار ناشایست دانش آموزان، معلم باید با اشاره موارد منفی در رفتار آن ها را تذکر دهد. چرا که آشکارگویی پرده هیبت و ابهت معلم را دریده و موجب جرات و شهامت شاگرد می شود و با لجبازی کردن سعی در تکرار عمل می نماید.
 متاسفانه تعدادی از معلمین زمانی که در شروع سال تحصیلی به کلاس وارد می شوند، دانش آموزان گستاخ و شلوغ را شناسایی کرده و برای جلوگیری از مشکلات بعدی با طعنه و دشنام و تحقیر سعی در سرکوب کردن او می نمایند. این عمل ممکن در مورد تعداد انگشت شماری از دانش آموزان، به ظاهر با موفقیت همراه باشد اما آتش لجاجت را در وجود او شعله ور می کند و حداقل کاری که می کند توجه نکردن و دل سردشدن از درس می باشد و در مورد تعدادی از دانش آموزان نیز باعث درگیری های لفظی و زمینه تنبیه های بدنی و غیر بدنی می گردد.
 درست است که معلم در شروع سال تحصیلی باید به شناسایی دانش آموزان بپردازد و بلکه این بهترین کار می باشد اما این شناسایی باید برای ریشه یابی مشکلات جسمی و رفتاری او باشد. دانش آموزان یک کلاس فقط از نظر پایه تحصیلی با هم یکی هستند و در بقیه موارد مثل بهره هوشی، استعدادها، توانمندی ها، سطح درآمد خانواده، سطح سواد، فرهنگ و ارزش های مورد قبول خانواده با هم متفاوتند. شاید دانش آموزی که اینک سرکلاس نشسته است، شب گذشته شاهد بدترین نزاع و درگیری پدر و مادر بوده است. دیگری به دلیل مشکل مالی خانواده، از تغذیه درستی برخوردار نیست و از نظر جسمانی آمادگی پذیرش درس را ندارد. دیگری مرتب مورد تحقیر و سرزنش خانواده قرار دارد و در جواب آن ها لجاجت و سرکشی را در پیش گرفته است. در کنار آن ها کسی است که از فرط توجه و حمایت پدر و مادر نیازی به توجه به درس و معلم نمی بیند. حال چگونه می توانیم از همه انتظارات یکسان داشته باشیم. چرا به جای این که به دانش آموز بر چسب گستاخ، پررو، بی تربیت و تنبل بزنیم، ریشه مشکل را پیدا نکنیم. درست است که حل کردن مشکل تمام دانش آموزان و یا حتی بعضی از آن ها در توان معلم نیست، اما شناخت مشکل و توجه به آن ممکن و راه گشا می باشد.
 راه حل درست و منطقی دربرخورد با دانش آموزان این است که به او توجه کنیم و احترام بگذاریم. احترام یکی از بزرگ ترین عوامل جلب محبت و اطاعت است و توهین به شخصیت مردم یکی از مهم ترین وسایل برانگیختن دشمنی و مخالفت است.
 حضرت علی(ع) فرمود: با مخاطب خویش پسندیده سخن گویید تا او نیز با شما با احترام جواب گوید.
 همچنین نیاز آدمی به تحسین و تشویق از تمایلات فطری است و تا پایان عمر با آدمی می ماند. اصولا تصور این که عمل انسان مورد قبول دیگران واقع شود به انسان قدرت می بخشد و انسان از آن لذت می برد. شاید بعضی معتقد باشند که یک دانش آموز گستاخ و تنبل موردی برای تشویق ندارد. در صورتی که این طور نیست و معلم باید با صبر و حوصله ای که به خرج می دهد، رفتارهای نادرست دانش آموز را ندیده بگیرد و در عوض به دنبال کوچک ترین و کم اهمیت ترین مورد برای تشویق باشد.
 من این مورد را بارها در کلاس آزموده ام و نتیجه خوشایندی گرفته ام. در مورد دانش آموزان شلوغ، کمترین توجه آن ها به درس و یا دست بلند کردن آن ها برای پاسخ دادن حتی اگر جواب سوال بسیار آسان و قبل از او کسی پاسخ را داده باشد، می تواند بهانه ای برای تشویق باشد. دادن مسئولیت به دانش آموزان شلوغ و حمایت از آن ها در برابر بقیه دانش آموزانی که به آن ها بر چسب بی تربیت و... می زنند، راه را برای ارتباط با دانش آموز باز می کند.
 یکی از مواردی که خود تجربه کردم، دانش آموزی بود که بسیار گستاخ و تنبل بود و هیچ وقت تکلیف نداشت طوری که وقتی مشکلش را در جمع همکاران مطرح کردم، تقریبا همه این طور پاسخ دادند که:
 او دانش آموزی پررو و از خود راضی است و به هیچ عنوان درست شدنی نیست. وقت خود را صرف او نکنید که فایده ندارد. اوبا خنده هایش کلاس را به تمسخر گرفته است و...
 اما من تصمیم داشتم که او را به کلاس و درس علاقه مند کنم. پس از تحقیقاتی که انجام دادم، متوجه شدم که وی فرزند یک خانواده پرجمعیت بود. پدر کارگر و بی سوادی داشت که به خاطر سختی هایی که خود در زندگی متحمل شده بود، دوست داشت بچه هایش باسواد شوند. بنابراین هر وقت نمره بدی از آن ها می دید، آن ها را به شدت کتک می زند و متاسفانه کتک خوردن برای بچه ها یک عادت شده بود.
 پس از آگاهی از مشکلاتش، با خانواده اش صحبت کردم و قول همکاری از آن ها گرفتم. در جمع همکاران نیز مشکلات او را مطرح کردم و با هم توافق کردیم که از طریق محبت و تشویق، باعث تغییر در رفتار او شویم. در اولین جلسه ای که وارد کلاس شدم به دنبال فرصتی بودم که او را تشویق کنم اما به دست آوردن این فرصت در جمع شاگردانی که تا به حال فقط شاهد تنبیه و تحقیر او در کلاس های مختلف بودند بسیار دشوار بود.
 سرگروه ها تکالیف خود را نشان دادند و اعلام کردند که فلانی باز هم تکلیف ندارد. از او خواستم دفترش را بیاورد برای اولین دفعه دو سوال آن هم بدون جواب اما با خطی زیبا نوشته بود. فرصتی که به دنبالش بودم فراهم شد. بنابراین با چشم پوشی از ننوشتن کامل سوالات و جواب ندادن به آن، دفترش را بالا گرفتم و گفتم:
 بچه ها ببینید دوستتان چه خط زیبایی دارد و چقدر تمیز نوشته است
 در حالی که ناباورانه به من چشم دوخته بود، اضافه کردم: حیف نیست، شما که خطی به این زیبایی داری، تکلیفت را کامل ننویسی؟ سپس از بچه ها خواستم او را تشویق کنند و در زیر دفترش چنین نوشتم: هزار آفرین به شما فرزند خوبم که چنین زیبا می نویسی. اگر جواب سوال ها را هم بنویسی حتما زیباتر می شود. موفق باشید. در جلسات بعد نیز در جست وجوی نکات مثبت رفتارش بودم و کمترین توجه به درس و یا کمترین پیشرفت در درس را مورد تشویق قرار می دادم. بعد از چندین جلسه نشانه هایی از تغییر رفتار مانند: دست بلندکردن، شرکت در بحث های کلاس، کاهش بی انضباطی و برقراری ارتباط دوستانه با هم کلاسی ها و معلمین در او مشاهده شد، از طرف دیگر معاون مدرسه نیز از او خواسته بود که اسامی دانش آموزانی را که دیر می آیند به دفتر گزارش کند و همین امر او را نسبت به قوانین مدرسه مطیع تر کرده بود. کم کم دانش آموز گستاخ و تنبل اول سال به دانش آموز مودب و مسئولیت پذیر و علاقه مند به درس تبدیل شد.
 از جمله علل این تغییر رفتار احترام به شخصیت دانش آموز، چشم پوشی عیب ها و سعه صدر معلم برای جلوگیری از تضاد با دانش آموز، تشویق کوچک ترین رفتارهای مثبت و برجسته کردن این رفتار به ظاهری بی ارزش و مهم تر از همه ایجاد رابطه دوستانه بین معلم و دانش آموز می باشد. درست است که وجود استعدادهای متفاوت در افراد، معلم را وادار می کند تا برخوردهای متفاوتی داشته باشند ولی در صمیمی بودن نباید تفاوت بگذارند. اگر معلم با دانش آموز صمیمی باشد، دانش آموزان نیز متقابلا او را دوست خواهند داشت و همین رابطه دوستانه، باعث نفوذ معلم در دانش آموز می شود. دانش آموز اگر معلم خود را دوست بدارد، سخنان او را قبول می کند و خود را موظف به پیروی از او می بیند.
 

********************** 

  www.zibaچگونه معلمی موفق شدم؟

(با اشتباهات دانش آموزان فورا"  برخورد تند نداشته باشید)

اشتباهات دانش آموران را فورا" اصلاح نکنیم

پژوهشها می گویند: اشتباهات مطلوب ومفیدند! بیشتر معلمان اشتباهات دانش آموزان را به چشم اموری ممنوعه می بینند و در مواجه با خطاهای آنان ( در نوشته هایشان، بر روی تخته، در کتابچه های تمرین، و یا در پاسخ های شفاهی) بلا فاصله دست به اصلاح آن می زنند.

جلو گیری از اشتباهات , باعث ایجاد ناراحتی در دانش آموز می شود , به طوری که او سعی می کند دیگر اشتباه را تکرار نکند. این نگرش به خطاها ، فشار زیادی بر دانش آموز وارد می کند بویژه که محدودیت زمانی نیز وجود داشته باشد. در یک پژوهش ، از تعدادی دانش آموز و معلم (n=38) خواسته شد که مسئله زیر را در مدت دو دقیقه حل کنند و پاسخ را بنویسند : «مردی یک چاقوی جیبی را به قیمت 60 تومان خرید.او اسکناسی 100تومانی پرداخت صاحب مغازه به مقدار کافی خُرد نداشت، به مغازه همسایه رفت ، اسکناس را خرد کرد و 40تومان به خریدار برگرداند. وقتی مشتری از مغازه رفت ، صاحب مغازه همسایه آمد و گفت: «اسکناسی که به من دادی تقلبی بود باید 100تومانی مرا برگردانی !» صاحب مغازه نیز فوراً یک 100 تومانی واقعی به او برگرداند. اگر صاحب مغازه چاقوی جییبی رابه قیمت 50 تومان خریده باشد و اگر ضرر ناشی از گذشت زمان را هم به حساب نیاوریم، او چه قدر ضرر

9         12           7               5       تعداد معلمان

پاسخ معلمان

هیچ    190ت      150ت      100ت         پاسخ 

 

کرده است ؟»

 

 

 

 

 

جالب است بدانید که توزیع پاسخ های معلمان ، دقیقاً معادل توزیع پاسخ های دانش آموزان بود! دلائلی که معلمان برای اشتباه خود آوردند از این قرار است: فشار زمان، احساس این که تحت کنترل هستند ،حضور در جمع و کمبود تمرکز.

 مطالعه ای که بنگرت- دراونز،کولیک،کولیک ودمرگان در 1991انجام دادند،نشان دادکه،بازخورد ،وقتی بیشترین تأثیر را داردکه به شیوه ای تشویقی وتقویت کننده ارائه شود و دانش آموزان نیز به درستی در جهت تغییر دادن پاسخ هایشان به سمت پاسخ های صحیح هدایت شوند.

انجمن ملی معلمان ریاضی( NCTM ) در استانداردهای ارتباطی خود بیان می کند که دانش آموزان باید :«در ارتباط با همسالان،معلم وسایرین تفکر ریاضی خود رامبادله کنند» و «تفکر ریاضی وراهبردهای سایرین را تجزیه وتحلیل وارزیابی کنند» معلمانی که دانش آموزان را به همیاری تشویق می کنند، کلاسهایی مملو از دانش آموزان مشتاق به مشارکت خواهند داشت. برای ایجاد و به دنبال آن ، حمایت از چنین محیط      یاد گیری سالمی، معلمان باید با «پاسخ های نادرستِ» دانش آموزان،  به شیوه ای اندیشمندانه و مؤثر برخورد کنند. بازخوردی که معلم به دانش آموز می دهد ، عاملی اساسی در فرایند یادگیری اوست. بازخورد باید متمرکز بر این باشد که چگونه یک دانش آموز به یک پاسخ دست یافته است. البته این بدان معنا نیست که معلم باید روی پاسخ های نادرست، زیاد بحث کند، بلکه منظور این است که باید تفکر « درست»ی که دانش آموز برای رسیدن به یک پاسخ به کار گرفته است ، برجسته کند وبه آن ارج نهد.

تقریباً در تمام پاسخ ها، نکات ارزشمندی وجود دارد و معلمان باید در هر پاسخ، در جستجوی یافتن نکته ی جالب و ارزشمند آن باشند.

لازم به ذکر است که توجه اضافی معلم به پاسخ نادرست دانش آموز، نباید به درازا بکشد؛ چرا که ممکن است دانش آموز، چنین برخوردی را توهین تلقی کند و این امر، مانع از ایجاد محط مناسب شود؛ محیطی که در آن دانش آموزان به داوطلب شدن، تلاش برای آزمودن راهبردهای جایگزین، یا ریسک کردن تشوق شوند.

کاربردهای این استراتژی در کلاس

تقریباً همه دانش آموزان، در غالب درسها، دچار نوعی اضطراب می شوند.بنابراین، معلم در برخورد با اشتباهات ناشی از اضطراب، باید آگاهانه عمل کند.این بدان معنی است که عکس العمل معلم، باید در حدّ کمکی جزیی بروز کند تا در نتیجه، دانش آموز بتواند تا حدودی مسأله را حل کند و به میزانی از تجربه موفقیت دست یابد. به علاوه می توان به صورتی خلاق از اشتباهات استفاده کرد؛ مثلاًشما می توانید متنی اشتباه  ( یا آزمونی حل شده) را به دانش آموزان ارائه دهید تا خودشان آن راتصحیح کنند، یا در یک آزمون تستی چند گزینه ای، گزینه ی نادرست را به عنوان پاسخ معرفی کنید.میزان هیجان ناشی از اشتباه در دانش آموزان، بستگی به عکس العمل معلم دارد. عموماً عکس العمل معلمان در سطوح متفاوتی بروز می کند. نخستین سطح آگاه کردن دانش آموز از اشتباهی است که مرتکب شده است. در سطوح بعدی، معلم با شیوه های متفاوتی، تا حدودی کمک متناسب را ارائه می کند. بازخورد معلم نیز می تواند به اشکال مختلفی ، _ از برخورد توهین آمیز تا برخوردی بی تفاوت و در نهایت به صورت تشویق _ بروز و ظهور یابد.

 

مثالهایی از برخورد توهین آمیز با فردی که دچار اشتباه شده است:

*پرت وپلا نوشتی ،بیشتر دقت کن!

*یه ذره این کله رو به کار بنداز.جوابت مزخرفه!

*چه جواب های چرندی!

*اصلاً تو دهنت را که باز می کنی ،فقط چرت وپرت بیرون می ریزه!

مثالهایی از برخورد خنثی با اشتباهات،بدون ارزش گذاری :

*درست نیست.

*اشتباه حل کردی!

*ظاهراً اشتباهی شده .

مثالهایی از برخورد مثبت ومشوق با کسی که اشتباه کرده است:

*تقریباً درسته دوباره سعی کن.

*ایده ی خوبیه،اما متاسفانه ،جهت درستی را دنبال نکردی!

*متاسفانه نادرسته! اما اگر به فکر کردن درباره ی مسأله ادامه بدهی ،قطعاً به جواب درست می رسی.

 استفاده ی خلاق از اشتباهات

اشتباهات می توانند برای آشکار کردن روشهای نادرست تفکر به کار روند. بنابرین سعی کنید مسائلی را مطرح کنید که پاسخ های قابل قبول متعددی دارند، سپس در مورد راه حل های گوناگون ارائه شده، استدلال و روی آنها بحث کنید.( نمودار 1)

 

پاسخ به سوال

نمودار 1

پاسخ 2

 

 

پاسخ 3

چرا پاسخ 1و2و3 صحیح است؟

پاسخ 1

چرا پاسخ 1و2و3 غلط است؟

 می توان بحث و گفتگو درباره ی چگونگی حل مسأله را به گروه های دانش آموزان واگذار کرد.مسائلی که پاسخ های قابل قبول متعددی دارند، خیلی نادر هستند.اگر دانش آموزان پاسخ صحیح را بدانند، این امکان نیز وجود دارد که حل اشتباه مسأله به آنها داده شود، سپس دانش آموزان اشتباه را تجزیه و تحلیل کنند.(نمودار 2)

 نمودار 2

پاسخ به سوال

پ. 1 نادرست

پ. 2 نادرست

چرا پاسخ 1 نادرست است؟ چه طور می توان پاسخ نادرست را بیان کرد؟

روش نادرست تفکر چه بوده است؟به چه نکاتی توجه نشده است؟

نکات احتیاطی و دام های ممکن

منتظر نشوید دانش آموزان اشتباه کنند تا پس از آن،  از خطا ها به طور خلاق استفاده کنید! توصیه می شود، به دانش آموزان مسائلی بدهید که احتمال ارتکاب خطا در آنها بیشتر باشد. در این صورت می توانید به دانش آموزان یاد دهید که خطا ها را تجزیه و تحلیل کنند و آنها را در جهت بهبود عملکرد آینده خود به کار برند. اگر منتطر بمانید تا از یکی از چندین اشتباهی که ممکن است تصادفاً رخ دهد، استفاده کنید، ممکن است دانش آموزان شرح و توضیحاتی را که به دنبال بروز اشتباه ارائه می دهید، به عنوان توهین به دانش آموزی که خطا کرده، تلقی کنند؛ یا این توضیحات را موجب دست پاچگی او بدانند. در نهایت امکان دارد شما فرصت طلایی و فوق العاده سودمندی را که می شد از تجزیه و تحلیل خطاها بدست آورید، به راحتی از دست بدهید. مترجم: سیده فاطمه شبیری از تهران

 ************************

21 اصل برای یک معلم خوب ، باید هر دانش آموز احساس آرامش و دلبستگی به کلاس داشته باشد .
1- برخورداری از سلامت جسمانی : معلم باید هم از سلامت جسمانی و هم از سلامت روانی برخوردار باشد . تا قادر به ایفای نقشهای مختلف خود باشد .
2- توانایی در شناخت دانش آموزان و صمیمی شدن با آنها .
3- توانایی در مشارکت دادن دانش آموزان در فرایند تصمیم گیری : معلم خوب معلمی است که با استفاده از شیوه های گوناگون و در موقعیتهای مختلف دانش آموزان را فعالانه با مطالب آموزشی و موقعیتهای یادگیری درگیر نماید
4- توانایی در استفاده از شیوه های مناسب تدریس .
5- رعایت اصول ارائه مطالب به دانش آموزان : باید با رعایت اصول و ترتیبی انجام شود تا یادگیری را سهل تر و پایدارتر کند به عنوان مثال : الگوی زیر مناسب است ; مطلع کردن دانش آموز از اهداف آموزشی ، ایجاد انگیزه و جلب توجه یادگیرنده ، یادآوری مطالب قبلی مربوط به درس جدید ، ایجاد شرایط مناسب برای تدریس ، رعایت سلسله مراتب دروس از ساده به دشوار و هداست بحث در کلاس .
6- استفاده از وسایل و امکانات کمک آموزشی : در صورتی که حواس مختلف انسان برای یادگیری استفاده شود ، مسلما" یادگیری راحت تر و عمیق تر صورت می گیرد .
7- ارزشیابی مستمر از دانش آموزان : معلمی موفق است که همواره میزان یادگیری دانش آمزوان را مورد ارزشیابی قرار دهد ، تا بتواند روشها و برخوردهای خود را اصلاح کند .
8- انعطاف پذیری
9 - با ثبات بودن : رفتار معلم باید دارای وضوح و روشنی باشد ، زیرا قابل اعتماد و اتکا بودن معلم به قابل پیش بینی بودن رفتار او بستگی دارد .
10 - منطقی بودن
11- خلوص و یک رنگی و تبعیض نگذاشتن بین دانش آموزان .
12- بردباری و خلوص .
13- توانایی گوش دادن به گفتار دانش آموزان .
14- طرد نکردن دانش آموزان و القاب ندادن به آنها .
15- وارد نشدن به حریم شخصی دانش آموزان : بسیاری از دانش آموزان از اینکه با اصرار معلم ، مسائل شخصی خود و خانوادگی شان را افشا کنند ، دچار احساس ناراحتی و گناه می شوند . از این رو معلم در صورت تمایل دانش آموزان به شیوه محتاطانه ای باید به دانش آموزان نزدیک شود .
16- استفاده نکردن از تنبیه های لفظی
17- توانایی ایجاد روابط صمیمانه با والدین
18- کاهش سطح ناکامی و بدرفتاری : معلم باید در زمانی که دانش آموز دچار ناکامی در زمینه تحصیلی و یا ارتباطی می وشد ، به او یاری رساند و از شدت هیجانات منفی و سوء رفتاری وی بکاهد .
19- امکان انتخاب و ابراز وجود به دانش آموزان
20 -تشویق دانش آموزان به برنامه ریزی و پذیرش مستولیت تحصیلی : معلم خوب معلمی است که دانش آموزان را به برنامه ریزی ، برای انجام تکالیف و وظایف خود تشویق کند تا از این طریق احساس کفایت و توانمندی در وی ایجاد شود .
21- برقراری نظم و انضباط در کلاس :
از جمله نشانه های معلم موفق این است که ، بتواند نظم و انضباطی منطقی را در کلاس حکفرما کند و صرفا" به ارائه درس توجه نداشته باشد . البته منظور ساکت و آرام بودن و گوش دادن به حرفهای معلم نیست . زیرا جو کلاس باید متنوع و دوست داشتنی باشد به طوری که هر دانش آموز احساس آرامش و دلبستگی به کلاس داشته باشد .
چطور در کلاس ، معلمی کارآمد  باشیم؟(20 ویژگی معلم اثر بخش)
معلم کارآمد و اثربخش فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت کلاس درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب می‌کند.
در بعضی از مواقع شرایط کلاس ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن کلاس خواهد بود.
معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در کلاس جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد و رعایت نکات زیر می‌تواند در کارآمدی ‌او موثر باشد.
1. قبل از شروع کلاس هدف خود را از ارائه محتوی درس مشخص ‌سازید.
2. با یک‌ برنامه‌ریزی دقیق و داشتن طرح درس مناسب وارد کلاس شوید.
3. دانش آموزان را از هدف آموزشی خود آگاه سازید.
4. از دانسته‌های دانش‌آموزان خود نسبت به محتوای آماده برای تدریس آگاه شوید و متناسب با آن تدریس خود را شروع کند.
5. در هنگام ارائه مطالب از مباحث جذاب و علمی جهت تفهیم مفاهیم استفاده کند.
6. شیوه تدریس خود را متناسب با محتوای مورد نظر انتخاب کنید و از یک روش تکراری استفاده نکنید.
7. در هنگام تدریس با صدای یکنواحت صحبت نکنید و با دانش آموزان تماس چشمی برقرار کنید.
8. هنگام تدریس از دانش آموزان سوالاتی جهت کنترل و جلوگیری از حواس پرتی آنها بپرسید.
9. به شرایط فیزیکی کلاس از نظر( نور، صدا، گرما، چینش صندلی‌ها، ...) توجه کنید و محیطی مناسب و جذاب و درعین حال آرام فراهم کنید.
10. رفتارهای مطلوب را در جمع تشویق کنید ولی بیش از اندازه به آن رفتار تاکید نکنید. نوع تشویق را براساس نوع رفتار، سن، ...انتخاب کنید و آن را بلافاصله بعد از رفتار درست ارائه دهید.
11. در برخورد با رفتارهای نامطلوب در ابتدا به دنبال علت بگردید و سپس در تنهایی به دانش‌آموز تذکر دهید و در صورت تکرار از تنبیه‌های متناسب با عمل او استفاده کنید.
12. به تمام دانش‌آموزان به‌طور یکسان توجه کنید. آنها به اسم کوچک در سرکلاس صدا بزنید و با آنها ارتباط برقرار کنید.
13. تکالیفی جهت تمرین مطالب، متناسب با محتوای ارائه شده و شکوفا کردن حس خلاقیت در آنها ارائه دهید.
14. دانش‌آموزان را به فعالیتهای گروهی ترغیب کنید و یک روحیه رقابتی مثبت بین آنها به وجود آورید.
15. به نظرات دانش آموزان و مشکلات آنها با دقت تمام و درکمال صبر گوش فرا دهید و بعد راهنمایی‌های لازم را انجام دهید.
16. یک الگوی مناسب گفتاری، کرداری، برای دانش‌آموزان ایجاد کنید.
17. به نقاط قوت و ضعف آنها آگاهی پیدا کنید و در جهت رسیدن به خود شکوفایی، آنها را یاری کنید.
18. میزان یادگیری دانش‌آموزان را بر اساس محتوای ارائه شده در کلاس ارزیابی کنید.
19. علاقه خود را به دانش‌آموزان نشان دهید و از آنها حمایت کنید.
20. شرایط  بحث و گفتگو رافراهم آورید و از بیراهه کشیده شدن بحث جلوگیری کنید.
و در این صورت است که هرچه کلاس درسی دوست‌داشتنی‌تر و جذابتر باشد، انگیزه دانش آموزان برای یادگیری بیشتر خواهد بود.
*کارشناس ارشد برنامه‌ریزی آموزشی،بهارک طالب‌لو  به نقل از سایت همشهری
*********************www.zibaweb.com

نکته مهم در تدریس موفق معلمان و مربیان مدارس



امروزه آموزش و پرورش رسمی در پی آمادگی برای زندگی آینده از طریق یادگیری مفید و مؤثر است وکلا" تدریس عبارتست از:
تعامل یا رفتار متقابل معلم و دانش آموز بر اساس طرح منظم و هدفدار برای ایجاد تغییرات مطلوب و تسهیل یادگیری فرد و شناخت او از جهان است.
و تدریس خوب : تدریسی است که به خوب یاد گرفتن فراگیران کمک کند. در این فرایند یادگیرنده باید فعال باشد. به بحث بپردازد،مسائل را حل کند و با استفاده از راهنمایی های معلم به کسب تجربه بپردازد.
معلمان در حالی که به شاگردان در کسب اطلاعات ، مهارتها، راههای تفکرو ابراز نظرات خود کمک می کنند، باید به آنان نحوه ی یادگیری را نیز درس دهند.
چگونگی انجام تدریس اثر بسیاری بر توانایی شاگردان برای آموزش خودشان دارد . معلمان موفق تنها ارائه دهندگان مطالب نیستند بلکه آنان شاگردان خود را به تکالیف شناختی و اجتماعی وادار می نمایند و به آنان چگونگی کسب، ذخیره سازی و پردازش اطلاعات را می آموزند تا چگونگی فراگیری را یاد بگیرند و منابع را به طور مؤثر به کار ببرند.لذا نقش عمده تدریس ،خلق یادگیرندگان فعال ، خلاق و قدرتمند است.
توصیه هایی برای داشتن یک تدریس موفق و رضایت بخش
1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.
2- اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.
3- زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.
4- وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.
5- سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم.
6- به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.
7- با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.
8- احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.
9- تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.
10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.
11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.
12- به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.
13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.
14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.www.zibaweb.com
15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.
16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.
17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.
18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.
19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.
20- از دانش آموزان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.
21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.
22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.
23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.
24- آرام و شمرده تدریس کنیم.
25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.
26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.
27- ذوق و استعداد دانش آموزان را شناسایی و هدایت کنیم.
28- بین دانش آموزان رقابت سالم و مثبت ایجاد کنیم.
29- در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.
30- به دانش آموزان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم.
31- با دانش آموزان همدردی کنیم.
32- از تشویق به موقع غافل نشویم.
33- سخن دانش آموزان را بی مورد قطع نکنیم.
34- کارها و فعالیتهای مربوط به کلاس را بین دانش آموزان تقسیم و به آنها مسئولیت بدهیم.
35- در هنگام موعظه ، خود را مخاطب اصلی قرار دهیم.
36- به مقررات محیط آموزشی احترام بگذاریم.
37- سعی کنیم کردار و رفتار خوبی از خود نشان دهیم.
38- پیش از تدریس، شناختی اجمالی از وضعیت ، موقعیت و سطح معلومات دانش آموزان بدست آوریم.
39- بیش از اندازه در کار دانش آموزان ، خود را دخالت ندهیم.
40- به کار خویش ایمان داشته باشیم.
41- سعی کنیم شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش دانش آموزان سبک نکنیم.
42-مقررات خشک و افراطی را زا کلاس دور کنیم.
43- نسبت به فعالیت دانش آموزان بی تفاوت و بی توجه نباشیم.
44- در تدریس از گروه گرائی و خط بازی خودداری کنیم.
45- بر موضوعات درسی ، تسلط و از آن اطلاع کافی داشته باشیم.
46- در افزایش آگاهیها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم.
47- به سؤالات دانش آموزان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.
48- مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.
49- برنامه ریزی درسی داشته باشیم.
50- از ابتکار و خلاقیت در تدریس استفاده کنیم.
51- از روشهای تدریس و نحوه ی به کار گیری آنها آگاه باشیم.
52- به کیفیت شروع ، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم.
53- به هنگام تدریس مطالب ، تنوع را فراموش نکنیم.
54- از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم.www.zibaweb.com
55- در هر درس مطالب نو وتازه ای بیان کنیم.
56- سعی کنیم دانش آموزان در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.
57- دانش آموزان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم.
58- در صورتی که احساس خستگی در چهره دانش آموزان مشاهده کردیم، از ادامه تدریس خودداری کنیم.
59- سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم.
60- موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص و بازگو کنیم.
61- درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.
62- بیش از اندازه ی معمول به جزوه ، کتاب و یا متن درس نگاه نکنیم.
63- از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب بپرهیزیم.
64- جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنیم.
65- از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزیم.
66- در هنگام تدریس ، در یک مکان ثابت توقف نکنیم.
67- دقت کنیم تمرینها یا مسائل ( تکالیف) در حد توان دانش آموزان باشد.
68- در هنگام تدریس از وسائل و امکانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.
69- در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنیم.
70- خلاصه ی درس را در انتهای تدریس بازگو و از دانش آموزان نیز بخواهیم.
71- ظاهری آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی ، سادگی است .
72- در کارهایمان نظم داشته باشیم تا الگوئی مناسب برای دانش آموزان باشیم.
73- نتایج ازمونها را بررسی کنیم تا نقاط ضعف و قوت را بیابیم.
74- در هنگام خشم، بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم.
75- در تمام کارهای خود ، قاطعیت و برش داشته باشیم.
76- دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.
77- در هنگام تدریس سعی کنیم تمام توجه دانش آموزان را به خود جلب کنیم.
78- فرصت انتقاد از خود را به دانش آموزان بدهیم.www.zibaweb.com
79- از اینکه نسبت به پاسخگوئی به برخی از سؤالات قادر نیستیم ، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی دانیم.
80- تجارب تازه خود را در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیتهای مناسب آموزشی ، خود کمتر تدریس می کند ، ولی دانش آموزان بیشتر یاد می گیرند.

پیشنهاد برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان

روشهای ایجاد انگیزه و رغبت دانش آموزان به درس ، کلاس و مدرسه توسط معلم
انگیزه به دو نوع درونی و بیرونی قابل تقسیم است.

از انگیزه بیرونی می‌توان به تقویت‌کننده‌هایی چون پول، تائید، محبت، احترام، نمره ،

واز تقویت‌کننده‌های درونی می‌توان به رضایت خاطر و احساس خوب از یادگیری اشاره کرد.
آنچه که بیشتر موجب رفتار خود‌جوش می‌شود، انگیزه درونی است. هدف عمده فعالیت‌های پرورشی معلم یا مربی این است که دانش‌آموز به تدریج از انگیزه‌های بیرونی به سمت انگیزه‌های درونی هدایت شود.
تفاوت اساسی افراد دارای انگیزه درونی با افراد دارای انگیزه بیرونی این است که افراد با انگیزه درونی احساس کفایت بیشتری در خود دارند و کمتر به دیگران اجازه می‌دهند که محرک رفتارشان شوند. این گروه از دانش‌آموزان، خود تعیین کننده رفتارها هستند و به خاطر کفایتی که در خود احساس می‌کنند، باور دارند که می‌توانند با رفتارشان بر محیط خود تأثیر بگذارند.
این گروه از دانش آموزان با انگیزه درون‌گرا، تصورشان این است که موفقیت و عدم موفقیت در تحصیل به خاطر نحوه رفتار صحیح یا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگیزه برون‌گرا، احساس بی‌کفایتی یا کفایت کم داشته و همواره تصور می‌کنند که موفقیت آنها تحت تأثیر عوامل محیطی نظیر:
معلم و سوالات سخت است. این گروه از دانش‌آموزان حتی اگر درس بخوانند، باز هم موفقیت چندانی نخواهند داشت. چرا که اندک تلاش آنها به خاطر همان انگیزه‌های بیرونی، همچون فرار از تنبیه یا کسب خواسته معلم است. اینان در صورت کسب موفقیت اندک هم آن را به شانس و تصادف نسبت می‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود.
این دانش‌آموزان حتی اگر نیم‌نگاهی به موفقیت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول می‌دانند که دست به عمل نمی‌زنند، در نتیجه هرگز طعم موفقیت را نخواهند چشید.
در حقیقت گام اول در برخورد با این افراد چشاندن طعم موفقیت به آنها و درهم شکستن تصور منفی آنها در مورد دستیابی به موفقیت است. در این صورت است که «موفقیت»، «موفقیت» می‌آورد.
از آنجایی که انسان آمادگی دارد تا فعالیت‌ها و تصوراتش را تعمیم دهد، موفقیت در یک درس منجر به موفقیت در دروس دیگر می‌شود و این موضوع در مورد دروس اصلی هر رشته مهم‌تر است.
درواقع، ضعف درسی در این دروس منجر به بی‌علاقگی به تحصیل و گاهی حتی ترک تحصیل می‌شود و البته عکس آن هم صادق است. به همین علت به معلمان دروس اصلی هر رشته توصیه می‌شود، شرایط آموزشی و امتحانی را مطلوب نمایند و با ارزشیابی‌های مناسب فضای کلاس را لذت‌بخش کنند.
به طورکلی به‌منظور افزایش انگیزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت درونی شدن انگیزه‌ها راهکارهای زیر توصیه می‌شود:
1 - سعی کنیم اولویت تجربه‌های دانش‌آموزان برای آنها جالب باشد، احساس موفقیت اولیه اعتماد به نفس آنها را افزایش می‌دهد. این موضوع در مسابقات ورزشی نیز مشهود است.
2 - برای موفقیت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگیریم. منتظر نباشیم تا افت تحصیلی اتفاق افتد و سپس موفقیت را تحسین کنیم.
3 - با احترام گذاشتن به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان، هرگز آنها را با یکدیگر مقایسه نکنیم.
4 - دانش‌آموزان را در کلاس کمتر درگیر مسائل عاطفی منفی نمائیم و نسبت به حساسیت‌های عاطفی آنان آشنا و در کاهش آن کوشا باشیم. سخت‌گیری و انضباط شدید، تبعیض، بیان قضاوت‌های منفی و خبرهای ناخوشایند از جمله عواملی است که موجب درگیری ذهنی و کاهش علاقه به یادگیری می‌شود.
5 - بلافاصله پس از آزمون یا پرسش کلاسی، دانش‌آموزان را از نتیجه کار آگاه کنید.
6 - برای اینکه دانش‌آموز بداند، در طول تدریس به‌دنبال آموختن به چیزی باشد، بیان اهداف آموزشی مورد انتظار از او را در ابتدای درس فراموش نکنیم.
7 - چگونگی یادگیری و نحوه انجام کار برای دانش‌آموز مشخص شود.
8 - به‌منظور افزایش حس کفایت در دانش‌آموز از او بخواهیم مطالب یاد گرفته شده را به دوستان یا کلاس آموزش دهد.
9 - در مورد مشکلات درسی دانش‌آموز و ریشه‌یابی آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو کنیم.
10 - تشویق کلامی در کلاس، به صورت انفرادی بسیار حائز اهمیت است.
11 - مطالب درسی را به ترتیب از ساده به دشوار مطرح کنیم.
12 - از بروز رقابت ناسالم در بین دانش‌آموزان پیشگیری شود.
13 - در فرآیند آموزش متکلم وحده نباشیم و یادگیرندگان را در یادگیری مشارکت دهیم.
14 - علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهمیت دادن به یکایک آنها، سطح انگیزه‌ها را افزایش می‌دهد.
15 - آموزش را با «تهدید» پیش نبریم.
16 - برای دانش‌آموزان با انگیزه، خوراک علمی کافی داشته باشیم.
17 - با محول کردن مسئولیت به دانش‌آموزان کم توجه، آنان را به رفتارهای مثبت هدایت و علل کم‌توجهی در آنها را بررسی کنید.
18 - شیوه‌های تدریس را از سنتی به شیوه‌های روز تغییر داده و با استفاده از تکنولوژی آموزشی، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به کار گیریم.
19 - میان درس کلاس و مسائل زندگی که به وسیله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار کنیم.
20 - تدریس را با طرح مطالب و پرسش‌های جالب توجه آغاز کرده و با تحریک حس کنجکاوی، دانش‌آموزان را برانگیخته‌تر سازیم.
21 - به وضعیت جسمانی دانش‌آموزان توجه کرده و علل جسمی بی‌توجهی و کاهش انگیزه آنان را بیابیم.
22 - محیط کلاس را با طراحی زیبا و مناسب، جذاب سازیم تا مانع بروز کسالت روحی شویم.
23 - با فرهنگ و تاریخچه زندگی افراد مدرسه یا محله‌ای که در آن تدریس می‌کنیم، آشنا شده و در طول تدریس از مثال‌های آشنا استفاده کنیم.
24 - به منظور اطلاع از نتیجه فعالیت درسی دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تکالیف آنان را بلافاصله در جلسه بعدی ملاحظه و با رفع اشکالات، جنبه‌های مثبت را تشویق کنید.
25 - در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل کنیم.
26 - زمان یادگیری باید در حد توان دانش‌آموز باشد. برای تجدید قوا و انگیزه در میان کلاس از وقت تفریح و استراحت غافل نشویم.
27 - دانش‌آموز را از میزان پیشرفت خود آگاه سازیم تا بداند برای رسیدن به هدف چه گام‌های دیگری بردارد.
28 - به لحاظ اخلاقی و ایجاد انگیزه، همیشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشیم.
29 - به منظور افزایش حس کفایت و مشارکت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده کنیم.
30 - مطمئن باشیم که توجه دانش‌آموزان برای شروع تدریس آماده است.
31 - تمام مطالب دشوار را یکجا و در یک جلسه آموزش ندهیم.
32 - به خاطر داشته باشیم، توجه افراطی به دانش‌آموزان (قوی یا ضعیف) موجب متشنج شدن فضای کلاس می‌شود.
33 - دانش‌آموزان را به گروه‌های «خوب»، «بد» و «ضعیف» تقسیم‌بندی نکنیم.
34 - از ورود به موضوعات حاشیه‌ای که منجر به انحراف توجه کلاس می‌شود، بپرهیزیم.
35 - با ایجاد جلسات بحث و تحلیل به دانش آموزان فرصت تفکر و اظهار نظر بدهیم.
36 - هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعالیت‌های تحقیرکننده نظیر «جریمه» نکنیم.
37 - به افراد درون‌گرا، کمرو، مضطرب که تمایلی به ابراز وجود ندارند، توجه کرده و با تقویت رفتارهای مثبت، آنها را به مشارکت در بحث‌های کلاسی و کارهای گروهی تشویق کنیم.
38 - در روش‌های تدریس، کنفرانس و سمینار را مد نظر قرار دهیم.
39 - تأکید بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزایش می‌دهد و مانع از توجه کامل به موضوع درس می‌شود. این دانش‌آموزان با وجود تلاش زیاد از نمرات پایینی برخوردارند و به تدریج رابطه میان تلاش و نتیجه را نادیده می گیرند که در نهایت منجر به از دست رفتن انگیزه خواهد شد.
40 - گاهی از تجربه‌های دوران تحصیل و شکست‌ها و موفقیت‌های خود برای دانش‌آموزان صحبت کنید
***********************

نقش انگیزش در یادگیری‌

 در چهارچوب کلاس درس، انگیزش به خصوصیات رفتاری نظیر علاقه هشیاری، توجه، تمرکز و پشتکار اطلاق می‌شود. این جنبه‌های انگیزشی جنبه‌هایی هستند که معلم مستقیماً در کلاس با آنها سروکار دارد.

اگر دانش آموزی به درس توجه نکند، به گفته‌ها و راهنمایی‌های معلم وقعی ننهد و تکالیف خود را انجام ندهد، بالطبع یاد دادن مطلب به او بسیار دشوار خواهد بود.

هم‌چنین مربیان آموزشی با خصوصیات انگیزشی درازمدت نیز سروکار دارند. برای مثال، معلم دبستان، نه تنها می‌خواهد که کودکان به درس کلاس توجه کنند، بلکه مایل است به آنان بیاموزد که در زندگی آینده خود نیز از خواندن لذت ببرد، همچنین معلم تاریخ نه تنها علاقمند است که شاگردان درسهای او را بیاموزند، بلکه امیدوار است که این شاگردان در آینده نیز رویدادهای اجتماعی و تاریخی را دنبال کنند.‌
حال بهتر است درباره اینکه چه عواملی سبب افزایش انگیزش در کلاس درس می‌شوند و چگونه می‌توان از این عوامل در کلاس استفاده کرد سخن بگوییم. کاربرد این عوامل معمولاً نیازی به دگرگون کردن برنامه کلاس ندارد و اغلب خود معلم در کلاس درس، از عهده آن برمی‌آید. مهمترین این عوامل عبارتند از:
1- استفاده از تشویق لفظی‌
در بسیاری از موارد، حتی تشویق نقدی، به اندازه تشویق لفظی معلم در برانگیختن شاگرد مؤثر نیست. به کاربردن کلمات ساده‌ای نظیر <خیلی خوب>، <عالی>، <آفرین> که به دنبال پاسخ درست با رفتار مطلوب شاگرد می‌آیند وسیله بسیار مؤثری در افزایش انگیزش شاگردان است. تشویق لفظی در حقیقت ساده‌ترین و طبیعی‌ترین وسیله بالابردن سطح انگیزش شاگردان است.
2- به کار بردن صحیح آزمون‌ها و نمرات در کلاس‌
در سالهای اخیر، عده زیادی در مورد اینکه آیا وادار کردن شاگرد به یادگیری برای گرفتن نمره، ارزش بالقوه‌ای دارد یا نه بحث بسیار کرده‌اند.
گروهی که مخالف آزمون و نمره دادن‌‌اند، استدلال می‌کنند که آزمونها یادگیرنده را از مسیر اصلی یادگیری منحرف می‌کنند، باعث اضطراب او می‌شوند، به ناکامی علایق او می‌انجامند و نظام ارزشهای او را به هم می‌زنند.
به عقیده‌ این گروه نمره دادن در معلم نیز تأثیر نامطلوبی دارد، زیرا سبب می‌شود که معلم قضاوتهای غیرعادلانه بسیاری از خود نشان دهد که صرفاً بر پایه نمره شاگرد بنا شده است. علاوه بر آن، نمره دادن باعث می‌شود که معلم روابط گرم و صمیمانه خود را با شاگردان از دست بدهد. این گروه هم‌چنین عقیده دارند که شاگردان بالاخره به نامتغیر بودن نمرات پی می‌برند. یک بررسی نشان داده است که نمرات دانشجویان پزشکی، با حذافت آنها در پزشکی رابطه‌ای ندارد شاگردان بالاخره می‌‌فهمند که نمره تأثیری در یادگیری ندارد، ولی مجبورند که برای نمره درس بخوانند. بنابراین، تأثیر نمره در انگیزش یادگیری زیاد است، ولی یادگیری را از مسیر مطلوب خود منحرف می‌کند.‌
مدافعان سنجش و ارزشیابی، جواب می‌دهند که ارزشیابی و نمره دادن که وسیله ارزشیابی است یک حقیقت غیرقابل اجتناب زندگی است، ما نمی‌توانیم ارزش و اهمیت چیزی را بدون دادن نمره یا ارزشی به آن دریابیم و قدردانی کنیم. بعضی آزمایش‌ها نشان داده‌اند که امتحانات متعدد سبب می‌‌شود که شاگردانی که چندین بار امتحان داده‌اند انگیزش بالایی پیدا کنند و موفقیت تحصیلی بیشتری به دست آورند.

3-تقویت کنجکاوی، جستجوگری و تمایل به اکتشاف در شاگردان‌
محرک‌هایی که تازه، پیچیده و شگفت‌انگیز باشند. میزان انگیزش را در شاگردان بالا می‌برند.
چنین محرک‌هایی باعث نوعی تعارض ذهنی در شاگرد می‌شوند که نتیجه آن افزایش انگیزش برای رفع این تعارض است برای مثال: شگفتی‌ در برابر مشاهده آزمایش انبساط اجسام براثر حوادث: گلوله‌ای فلزی از داخل یک حلقه فلزی می‌گذرد، حال اگر گلوله را گرم کنیم، دیگر از حلقه نمی‌گذرد.‌

ایجاد شک و دودلی در اثر فعالیتهایی مانند اینکه از شاگردان بپرسیم آیا مجموع زوایای داخلی هرمی برابر 180 درجه است یانه؟
در همه این موارد نوعی کنجکاوی ادراکی ایجاد می‌شود. انگیزش تا زمانی ادامه می‌یابد که یا تعارض حل شود یا شاگرد از به دست آوردن جواب خسته و ناامید شود. بنابراین، باید در نظر داشت که مسائل چنان مشکل نباشد که شاگرد از به دست آوردن جواب ناامید شود.

4- انجام دادن کارهای غیرمنتظره در کلاس‌
تغییر روش معمول و عادی معلم در کلاس ممکن است عاملی برای برانگیختن شاگردان باشد. مثلاً معلم می‌تواند ناگهان پیشنهاد کند که درس را در هوای آزاد و خارج از کلاس ادامه دهند.
5- استفاده از مطالب و اشیاء آشنا در مثال زدن‌
وقتی پای مثال زدن در میان باشد، استفاده از مطالب و موضوعات آشنا به مراتب بهتر از مطالب نامأنوس و ناشناخته است. مثلاً اگر در مسائل حساب و هندسه از اسامی شاگردان کلاس استفاده شود، انگیزش و توجه بیشتر خواهد شد. هم‌چنین استفاده از اشیاء موجود در کلاس یا در مدرسه، برای دادن مثالهائی از اجسام هندسی و غیره مطلوب‌تر از استفاده از اجسام ناآشنا است.
6‌- عرضه کاربرد مفاهیم و اصول در زمینه‌های غیرمنتظره‌
مثلاً اگر هدف تدریس مفاهیم عرضه و تقاضا در اقتصاد باشد، بهتر است که ابتدا برای درک آن مفاهیم از مثالهای آشنا (مثلاً عرضه و تقاضای اتومبیل) استفاده کرد. ولی برای کاربرد آن مفاهیم، بهتر است‌
از زمینه‌های غیرعادی مثل عرضه و تقاضای هواپیماهای جنگی استفاده کرد. باید شاگردان توجهشان بیشتر به موضوع جلب شود.
7- وادارکردن یادگیرنده و کاربرد مطالب آموخته شده‌
این کار سبب می‌شود که مطالب آموخته شده قبلی تقویت شوند بعلاوه در شاگردان این انتظار بوجود می‌آید که مطالبی که آموخته است در ‌آینده مورد استفاده او قرار خواهد گرفت. بنابراین در یادگیری تنها آموختن مسائل جدید مطرح نیست.
بلکه مطالب آموخته شده قبلی نیز باید در زمینه فعلی تکرار شوند تا دانش‌آموزان بتوانند آنها را بهتر به خاطر بسپارند.
8- استفاده از نمایش و بازی در آموزش مطالب درسی‌
بازیها و نمایش‌ها شاگردان را برمی‌ انگیزند. تعادل را افزایش می‌دهند، تصاویر روشنی از واقعیات زندگی در برابر شاگردان قرار می‌دهند و سبب می‌شوند که شاگردان، خود در یادگیری مستقیماً شرکت جویند بسیاری از درس کلاسی را می‌توان به صورت نمایش درآورد مثلاً برای آن که شاگردان بیاموزند که یک سازمان چگونه اداره می‌شود، می‌توان آنها را به پستهای مختلف اداری منصوب کرد و از آنان خواست تا به مدت یک ساعت، سازمان تشکیل شده را اداره کند.
9- ترتیب‌دادن شرایط محیط آموزش به نحوی که برای شاگرد خوشایند باشد.
شرکت شاگردان در یادگیری مطالب درسی باید تقویت شود. عوامل یا حوادثی که این شرکت کردن را ناخوشایند می‌سازند باید به حداقل کاهش یابند.
برخی از عوامل ناخوشایند عبارتند از:
ناراحتی جسمی ناشی از نشستن در کلاس به مدت طولانی یا دشواری دیدن تخته سیاه.
ناکامی ناشی از ناتوانی در دریافت تقویت از معلم در برابر انجام دادن رفتار مطلوب سنجیدن معلومات شاگردان در مورد مطالبی که قبلاً به آنان آموخته نشده است.
سعی در تدریس مطالبی که بالاتر از سطح درک و استعداد شاگردان باشد.
نبودن بازخوردهای به موقع در کلاس.
شرکت کردن شاگرد در کلاسی که شاگردان آن از نظر استعداد، در سطح پایین‌تری قرار دارند.
10- درک روابط قدرت بین معلم و شاگرد و استفاده صحیح از قدرت موجود معلم برای جهت دادن به انگیزش شاگردان‌
قدرت اجتماعی می‌تواند به شکلهای قدرت پاداش دادن، قدرت اجرائی، قدرت قانونی، قدرت سرمشق بودن و قدرت تخصص و کارائی خودنمایی کند.
منظور از قدرت پاداش، داشتن قدرت کنترل در پاداش دادن به دیگران است این قدرت را می‌توان در روابط بین رئیس و مرئوس، شاگرد و معلم، پدر و مادر و فرزندان مشاهده کرد، در تمام این موارد، یک شخص می‌تواند اشخاص دیگر را با اضافه حقوق، نمره و با صحبت پاداش دهد.
قدرت اجرائی در حقیقت همان قدرت تنبیه است و قدرت قانونی مبتنی بر قوانین، مقررات و رسوم اجتماعی است که براساس آنها به فردی امکان می‌دهد تا بر رفتار اشخاص دیگر نظارت کند.
تجزیه و تحلیل این قدرتها نشان می‌دهد که فرد می‌‌تواند با استفاده از قدرت سرمشق رفتار شاگردان را تحت تأثیر قرار دهد.
شناخت روابط قدرت در کلاس به معلم امکان می‌دهد تا با استفاده صحیح و به موقع از قدرتهای خود، انگیزش شاگردان را در جهت مطلوب موردنظر هدایت کند. مثلاً اطلاع دقیق و عمیق معلم از موضوع درسی نقش مهمی در بالابودن انگیزش شاگردان در کلاس دارد زیرا کمبود معلومات معلم سبب می‌شود که شاگردان باهوش چنین کمبودی را به سرعت دریابند و دیگر توجه لازم به درس نکنند.
هم‌چنین استفاده از تشویق‌های به جا و مناسب اعم از لفظی یا غیرلفظی، وسیله‌ی مناسبی برای بالابردن انگیزش درسی شاگردان است

تأثیر انگیزش در آموزش و پرورش و کلاس درس، پیشنهاداتی به معلمان

معلمان و مربیانی که وظیفه تعلیم و تربیت را به عهد‌ه د‌ارند‌، برای آنکه بتوانند‌ وظیفه خود‌ را انجام د‌هند‌ و رغبت به یاد‌گیری بیشتر را د‌ر شاگرد‌ان به وجود‌ آورند‌، باید‌ بد‌انند‌ که چگونه می‌توانند‌ د‌ر اجرای این منظور از عامل انگیزش بهره گیرند‌. البته، برای ایجاد‌ انگیزش عوامل گوناگونی وجود‌ د‌ارند‌ که مهم‌ترین و کارسازترین آنها را د‌ر ایجاد‌ انگیزش تحصیلی به اختصار بیان می‌کنیم.
تشویق زبانی: گاهی تشویق لفظی معلم مانند‌ احسنت، آفرین و بسیار خوب، از هر شیوه انگیزشی د‌یگر مؤثرتر است. تشویق‌های زبانی د‌ر شاگرد‌ان خرد‌سال تأثیر بیشتری د‌ارند‌ بد‌ین جهت، معلمان باید‌ از به کار برد‌ن الفاظ د‌رشت، برخورد‌ کنند‌ه و رکیک خود‌د‌اری کنند‌ و به گفته سعد‌ی زمزمة محبت‌ساز کنند‌ و محیط امن و رضا به وجود‌ آورند‌.
کاربرد‌ آزمون و نمره: بعضی از معلمان بی‌آنکه به یاد‌گیری و د‌رک مطلب از سوی شاگرد‌ان توجهی د‌اشته باشند‌، پی د‌ر پی د‌رس می‌د‌هند‌ و د‌ربارة د‌رس‌های گذشته هیچ‌گونه پرسشی نمی‌کنند‌. روان‌شناسان معتقد‌ند‌ که با این روش، انگیزه‌های لازم د‌ر شاگرد‌ان پد‌ید‌ نمی‌آید‌. اما اگر معلم بتواند‌ هر د‌و هفته یکبار از د‌رس‌های د‌اد‌ه شد‌ه امتحان کند‌ و نمره‌های آنها را به نحوی د‌ر آزمون‌های پایانی د‌خالت د‌هد‌، تهد‌ید‌ها د‌ر تمرکز حواس شاگرد‌ان اختلال به وجود‌ می‌آورد‌ و آنان را بیشتر به فکر تقلب می‌اند‌ازد‌ تا آموختن د‌رس.
انگیزش حسن کنجکاوی: یکی د‌یگر از راه‌های ایجاد‌ انگیزش، تحریک حس کنجکاوی شاگرد‌ان است. اگر معلم بتواند‌ ضمن د‌رس مسائل مربوطه را مطرح کند‌ یا طرح‌هایی را ارائه د‌هد‌ که نیاز به د‌انش و بینش د‌اشته باشد‌، آن‌چنان که شاگرد‌ان را برای یافتن پاسخ به تلاش و کوشش فکری واد‌ارد‌، این امر بی‌شک آنان را به د‌انستن و آموختن بیشتر علاقه‌مند‌ می‌سازد‌، زیرا یکی از ویژگی‌های یک انسان سالم و امید‌وار به زند‌گی، یافتن پاسخ‌های د‌رست برای مسائل و معماهایی است که د‌ر برابر او قرار می‌گیرند‌.
اهمیت شبیه‌سازی و بازی: وقتی د‌رس با تفریح و بازی همراه باشد‌، شاگرد‌ان به آموختن آن علاقه بیشتری پید‌ا می‌کنند‌. بازی‌ها و شبیه‌سازی‌ها از آن جهت د‌ارای اثر انگیزش هستند‌ که هم اطلاعات یاد‌گیرند‌گان را با واقعیات محیط تطابق می‌د‌هند‌ و هم تصویرهای روشنی از زند‌گی واقعی عرضه می‌کنند‌ و شاگرد‌ان را به‌طور مستقیم با جریان‌ها و مسائل یاد‌گیری روبرو می‌سازند‌. به تجربه ثابت شد‌ه است که وقتی یاد‌گیرند‌گان مطالب د‌رسی را د‌ر ارتباط با مسائل و پیشرفت‌های زند‌گی بیینند‌ و آنها را سود‌مند‌ تشخیص د‌هند‌، به آموختن آنها د‌لبستگی بیشتری پید‌ا می‌کنند‌.

5 ـ علاقه معلم به د‌رس: علاقه امری مسری است. وقتی شاگرد‌ان ببینند‌ که معلم خود‌ تا چه حد‌ به موضوع د‌رس و پیشرفت د‌ر آن اهمیت می‌د‌هد‌، همین امر سبب می‌شود‌ که شاگرد‌ان نیز د‌رس را جد‌ی بگیرند‌ و برای آموختن و تسلط د‌ر آن کوشش بیشتری به کار برند‌، اما اگر ملاحظه کنند‌ که معلم به د‌رس چند‌ان علاقه و توجهی ند‌ارد‌ یا از روی خستگی و بی‌میلی به تد‌ریس می‌پرد‌ازد‌ و شاگرد‌انی که د‌رس را آموخته با نیاموخته‌اند‌، د‌ر نظر او یکسانند‌ آنها نیز به د‌رس بی‌اعتنا می‌شوند‌. البته پیشرفت‌های تحصیلی د‌رچنین وضعی بسیار کند‌ و ناچیز خواهد‌ بود‌.
اتاق د‌رس د‌ل‌انگیز: کلاسی که از نظر وسعت، آسایش، نور و تهویه خوب و متناسب باشد‌ بیشتر رغبت شاگرد‌ان را برای حضور مرتب د‌ر کلاس برمی‌انگیزد‌، به ویژه اگر از نظر روانی هم از شرایط لازم برخورد‌ار باشد ، همچنین معلم و سرپرستان مد‌رسه باید‌ مراقب امنیت بد‌نی و روانی شاگرد‌ان باشند‌. بد‌ین معنی که اجازه ند‌هند‌ شاگرد‌ان زورگو و زیرد‌ست آزار امنیت روانی شاگرد‌ان ضعیفتر را د‌چار مخاطره سازند‌. به علاوه کلاس هر د‌رس باید‌ د‌ر حد‌ امکان د‌ارای تجهیزات مورد‌ نیاز باشد‌. برای نمونه، د‌ر کلاس معلم جغرافیا باید‌ افزون بر نقشه جهان‌نما، نقشه کشوری که د‌رس د‌اد‌ه می‌شود‌ وجود‌ د‌اشته باشد
تأثیر مسابقه: مسابقه نیز یکی د‌یگر از انگیزه‌های آموزشی است. وقتی معلم می‌خواهد‌ بد‌اند‌ که کد‌امیک از شاگرد‌ان او د‌ر د‌رس معینی بهترین است، میان شاگرد‌ان مسابقه برگزار می‌کند‌. البته باید‌ توجه د‌اشت همان‌گونه که د‌ر وزنه‌برد‌اری، هم وزن‌ها با هم مسابقه می‌د‌هند‌، د‌ر موضوع‌های علمی نیز نمی‌توان شاگرد‌ان کم‌هوش را با نیزهوشان به مسابقه واد‌اشت. مسابقه‌های ناهمگون نه تنها انگیزة یاد‌گیری پد‌ید‌ نمی‌آورند‌، بلکه شاگرد‌ان کم استعد‌اد‌ را از د‌رس و مد‌رسه سرخورد‌ه و ناامید‌ می‌سازند‌. روان‌شناسان معتقد‌ند‌ که اگر بنا باشد‌ میان شاگرد‌ان مسابقه‌ای برگزار شود‌، باید‌ شاگرد‌ان هم استعد‌اد‌ را به مسابقه واد‌اشت، ولی بهترین مسابقه آن است که هر شاگرد‌ با خود‌ش مسابقه بد‌هد‌.بد‌ین معنی که بکوشد‌ پیشرفت‌های د‌رسی او هر هفته بهتر از هفته گذشته باشد‌. ‌
8 ـ د‌ریافت جایزه: گروهی از شاگرد‌ان برای د‌ریافت جایزه به کار و پیشرفت‌های تحصیلی علاقه نشان می‌د‌هند‌. لیونور د‌رویل معتقد‌ است: «اگر به شاگرد‌ی که د‌ر کارش پیشرف کرد‌ه است جایزه بد‌هیم، شاگرد‌ان د‌یگر را به‌طور غیرمستقیم به کارشان د‌لبسته کرد‌ه‌ایم.
شاگرد‌ان هرچه بیشتر به د‌ریافت جایزه علاقه د‌اشته باشند‌، کوشش زیاد‌تری برای اصلاح و پیشرفت تحصیلی به خرج می‌د‌هند‌. جایزه گرچه د‌اعیه مؤثری برای کار و فعالیت است، اما باید‌ جانب احتیاط را رعایت کرد‌. پد‌ر و ماد‌ر یا معلمی که برای کار کود‌کان پیوسته به جایزه متوسل می‌شوند‌، د‌ر واقع به آنان رشوه می‌د‌هند‌. د‌ر اینجا خطری که ممکن است پیش بیاید‌، این است که کود‌کان عاد‌ت کنند‌ هر وقت جایزه‌ای د‌ر کار باشد‌، باید‌ به فعالیت بپرد‌ازند‌ و آنگاه که جایزه‌ای وجود‌ ند‌ارد‌، سستی و تنبلی پیشه کنند‌. به این جهت شایسته است که د‌اعیه‌های د‌یگری را به کار برند‌.»
9ـ پرهیز از  تبعیض: یکی از عواملی که موجب د‌لسرد‌ی و بی‌علاقگی د‌ر امر تحصیل می‌شود‌، تبعیضی است که معلم نسبت به شاگرد‌ان مختلف روا می‌د‌ارد‌. وقتی شاگرد‌ان ببینند‌ که معلم با آنان رفتاری یکسان ند‌ارد‌ و بعضی را بر بعضی د‌یگر ترجیح می‌د‌هد‌، نسبت به او سوءظن پید‌ا می‌کنند‌ و د‌ر نتیجه به د‌رس او نیز بی‌علاقه می‌شوند‌.
معلم ورزید‌ه و کارد‌ان هرگز این احساس را د‌ر شاگرد‌ان خود‌ به وجود‌ نمی‌آورد‌ که او فرزند‌ان طبقه‌های اجتماعی بالا را برتر و از فرزند‌ان طبقه‌های پایین می‌د‌اند‌، بلکه می‌کوشد‌ نشان د‌هد‌ که د‌ر کلاس برای او فرزند‌ان سرمایه‌د‌اران، د‌ولتمرد‌ان و کارگران یکسانند‌. فقط کسانی د‌ر نزد‌ او گرامی‌ترند‌ که وظیفه‌شناس‌تر و مسئول‌ترند‌ و د‌ر نتیجه از امتیاز و احترام بیشتری برخورد‌ار می‌شوند‌.
10ـ ایجاد‌ نگرانی: تشویق یا نگرانی نیز د‌ر موارد‌ی فرد‌ را واد‌ار به کار و فعالیت می‌کند‌. اگر شاگرد‌ از نمرة بد‌ یا مرد‌ود‌ شد‌ن د‌ر امتحان پایانی بیمی به خود‌ راه ند‌هد‌، به د‌رس خواند‌ن و یاد‌گیری نمی‌پرد‌ازد‌، اما نگرانی بیش از حد‌ هم موجب اختلال د‌ر تمرکز اند‌یشه و حواس می‌شود‌ و شاگرد‌ را از پیشرفت‌های تحصیلی باز می‌د‌ارد‌ و د‌ر نتیجه او را از د‌رس و مد‌رسه بیزار می‌کند‌. بنابراین، نگرانی و د‌لواپسی اگر بد‌ان حد‌ و میزانی برسد‌ که شاگرد‌ را به کار و کوشش واد‌ار می‌کند‌، انگیزه‌ای ارزند‌ه و سود‌مند‌ است، اما اگر سبب اضطراب خاطر و اختلال فکر شود‌، معلم باید‌ د‌ر تسکین آن بکوشد‌ و به راه‌های مختلف شاگرد‌ان را از نگرانی امتحان و نمره بیرون آورد‌.
11ـ تغییر به عنوان پیشرفت: اگر شاگرد‌ اعتقاد‌ پید‌ا کند‌ که تغییر و تحول نشانه پیشرفت و تکامل است، آن وقت می‌کوشد‌ که خود‌ را از حالت ایستایی و توقف د‌ر جهالت و ناد‌انی خارج سازد‌ و با آموختن مطالب و راه و روش های جد‌ید‌ خود‌ را با د‌گرگونی‌های محیط سازگار کند‌. اگر نتوان چنین فکری را د‌ر ذهن شاگرد‌ به وجود‌ آورد‌، نمی‌توان از او انتظار د‌اشت که برای تغییر و یاد‌گیری و بهبود‌ وضع خود‌ کوشش پی‌گیری به کار برد‌، اما گاهی می‌توان با توسل به آیه‌ها و حد‌یث‌های د‌ینی و اشاره به خواست و اراد‌ه خد‌اوند‌ به تحقق چنین هد‌فی د‌ست یافت.
12ـ ارتباط د‌رس با زند‌گی: معلم د‌ر همان جلسه نخست باید‌ به بیان اهمیت و اعتبار د‌رس خود‌ بپرد‌ازد‌ و فرا گرفتن د‌رس و حل مسائل زند‌گی را به هم ارتباط د‌هد‌. برای مثال، د‌رس حساب و ریاضی را، نه تنها یک د‌انش مهم به شمار آورد‌، بلکه د‌انستن آنها را، هم د‌ر مسائل روزانه زند‌گی و هم د‌ر محاسبه‌های علمی و یاری به پیشرفت د‌ر علوم د‌یگر، یاد‌آور شود‌.

wwپیشرفت تحصیلی دانش آموزان انجام گرفته است چه می توان فهمید؟

در این مقاله کوشش شده است یافته های عمده این مطالعات مورد بازنگری قرار گیرد. کشف اثرات متغیرها بر پیشرفت تحصیلی موضوع ساده ای نیست. نتایج پژوهش ها بر روی روابط و همبستگی ها باید در عمل مورد آزمایش قرار گیرند. هر یک از نتایج باید به دفعات متعدد به وقوع پیوندد تا به توان نسبت به صحت آنها اطمینان حاصل کرد.

مطالعات کیفی که بر پایه روش های مشاهده ای و تکنیک های مصاحبه انجام می گیرد، این امکان را به پژوهشگر می دهد که به نکات ظریفی که در کلاس نقش دارند و بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثرند که تشخیص آنها جز با بکارگیری این روش ها ممکن نیست.

1ـ برنامه درسی

       برنامه درسی را می توان به سه گروه  “برنامه درسی مورد انتظار (آنچه که در فهرست دروس و یا هدف های یادگیری مندرج است)،” برنامه درسی اجرا شده “ (آنچه که معلمین عملاً تدریس می کنند در زبان پژوهش به آن اغلب فرصت یادگیری می گویند) و “ برنامه درسی فرا گرفته”  (آنچه که کودکان واقعاً یاد می گیرند) تقسیم نمود. شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه تقاضای برنامه درسی در پیشرفت تحصیلی مؤثر است. به طور خلاصه می توان اظهار داشت که اگر دانش آموزان فرصت یادگیری چیزی را داشته باشند، معمولاً “آن را فرا می گیرند و اگر این فرصت برای آنها فراهم نباشد، از یادگیری آن محروم خواهند شد. به عبارت دیگر ، هر چه میزان تقاضا در “ برنامه درسی مورد انتظار” با ثابت فرض کردن بقیه عوامل بیشتر باشد، کودکان بیشتر یاد خواهند گرفت.

بسیاری از کشورهای در حال توسعه دارای مراکز برنامه ریزی درسی هستند، گر چه در بسیاری از کشورها برنامه های درسی برای رهایی از نفوذ برنامه های قدرت های استعماری گذشته به صورت “ملی” تدوین شده اند، هنوز در برنامه های درسی برخی از کشورها این وضعیت وجود ندارد و یا آنکه در طرف دیگر طیف به آنچه که در دیگر کشورها کودکان برای یادگیری بخصوص در زمینه خواندن، ریاضیات و علوم دارند، توجه کافی مبذول نشده است.

دو مقوله باید مورد توجه قرار گیرد یکی تکنولوژی برنامه ریزی درسی (Lewy 1978) و دیگری عوامل تعیین کننده برنامه درسی ، بسیاری از عوامل مطالعات اندکی نیاز دارند که مراکز برنامه ریزی درسی باید به انجام آن توجه داشته باشند.

تمایل به افزودن مطالب بیشتری به برنامه های درسی مشاهده می شود بدون آن که هرگز چیزی از آن کاسته شود. اخیراً حرکت هایی برای پیراسته کردن برنامه های درسی دیده می شود زیرا وضعیت کنونی و انباشتگی مطالب از جمله عوامل استاندارد پایین آموزشی به شمار می رود.

برنامه های درسی باید با دقت جرح و تعدیل شوند و باید توجه کرد که مدارس حداقل آنچه را که فارغ التحصیلان برای شروع به کار نیاز دارند به کودکان بیاموزند دانس آموزان باید همچنین پایه لازم را برای اینکه بتوانند به یادگیری پس از فارغت از تحصیل ادامه دهند و محتوایی را که بعداً به آن ها آموخته می شود،  سریعاً بیاموزند، در مدرسه کسب کرده باشند.

برنامه های متعددی نظیر ادغام آموزش و کار تولیدی یا اضافه شدن موضوعات پیش حرفه ای به برنامه های درسی مورد آزمایش و تجربه قرار گرفته اند. ارزشیابی از چنین برنامه هایی، مادامی که مسئله بیکاری حل نشده، تشویق به خود اشتغالی فارغ التحصیلان صورت نگرفته یا منابع مورد نیاز افزایش نیافته است، ناامید کننده به نظر می رسد.

بر اساس برخی از مطالعات، در حقیقت آن چه که برای خود اشتغالی بزرگسالان در مناطق روستایی و شهری بصورت بالقوه از سودآوری بیشتری برخوردار است، سواد آموزی و مهارت های محاسبه، دانش کشاورزی و یا تا حدودی دانش علمی است. از نقطه نظر مسائل تعلیم و تربیت، به نظر می رسد برخی از این برنامه های حرفه آموزی اگر معلمان از انگیزه کاری بالایی برخوردار بوده و آموزش موضوعات علمی را با آموزش مطالب نظری برای درک بهتر آن مطالب پیوند داده باشند کم و بیش نتایج جالبی دارند موفقیت آنها در حقیقت تا حدود زیادی به منابعی که در اختیار بوده است بستگی دارد.

برنامه های درسی اغلب مورد انتقاد قرار می گیرند و سبب عدم پیشرفت تحصیلی تلقی می شود. معمولاً در این امر عوامل عدیده ای دخالت دارند و دانش کم معلم نیز به وضوح یکی از مشکلاتی است که در بعضی از کشورها دلیل شکست برنامه های درسی می باشد.

زبان آموزش و زبانی که مواد آموزشی و کتابها به آن نوشته می شود از مسائل دیگر است. برای نمونه نیجریه پس از استقلال زبان انگلیسی را به عنوان زبان آموزش در پایه اول دبستان پذیرفت. در منطقه ای که در آن مردم به زبان Yorubaصحبت می کنند کودک باید ابتدا زبان محلی را بیاموزد و سپس زبان Yoruba و بعد وارد مدرسه ای شود که در آن آموزش به زبان انگلیسی صورت می گیرد.(نظیر کودک انگلیسی زبانی که وارد مدرسه ای می شود که در آن به زبان ژاپنی درس می دهند.)

مطالعاتی در مناطقی که از نیجریه که به زبان های Yoruba و Hausa تکلم می کنند صورت گرفته  نشان می دهد یادگیری کودکان وقتی با زبان محلی تحت آموزش قرار می گیرند بیشتر از زمانی است که آموزش آنها با زبان انگلیسی صورت می گیرد البته تغییر همه مواد آموزشی یا بازنویسی آنها به زبان های محلی کاری پر هزینه است. از طرف دیگر استفاده از زبان محلی ممکن است به یک موضوع سیاسی تبدیل شود زیرا بعضی از گروه ها ممکن است استفاده از زبان گروه دیگر را نپذیرند و در نتیجه این مشکل در بسیاری از کشورها حل نشده باقی بماند.

بالاخره امتحانات ملی باید آنچه را که در برنامه های درسی مورد توجه است منعکس کنند زیرا معلمین بر اساس محتوای سئوالات امتحانی تدریس می کنند. در تمامی این فعالیت ها مرکز برنامه ریزی درسی باید نقش قاطعی ایفا نماید.

1ـ کتاب های درسی و مواد آموزشی

          هر جا که کمبود کتاب و مواد آموزشی وجود دارد پیشرفت تحصیلی پایین تر است. تأمین یک کتاب به ازای هر دانش آموز (و تضمین اینکه کتاب ها به مدرسه برسند و مورد استفاده معلمین و دانش آموزان قرار گیرند.)، میزان پیشرفت تحصیلی و نرخ ماندگاری را افزایش می دهد. در فیلیپبن وقتی تعداد کتاب های درسی دوره ابتدایی از یک کتاب برای ده دانش آموز به یک کتاب برای دو دانش آموز تغییر یافت درصد قبولی دانش آموزان از 50 به 70 درصد در طی یک سال تحصیلی افزایش پیدا کرد (بانک جهانی 1989)

فولر (fuller 1986 ) نشان داد که کمبود کتاب درسی در برخی از موضوعات درسی مسئله ای وخیم تر از بقیه است ولی همواره این کمبود بر میزان پیشرفت دانش آموزان تأثیر می گذلرد مشکل اصلی این است که چگونه می توان کتاب درسی (یا حتی چند برگ) به تعداد کافی و به قیمت ارزان تأمین کرد و در عین حال تضمین نمود که مواد آموزشی به دست دانش آموزان خاصه به مدارس مناطق روستایی خواهد رسید. مطالعات انجام شده در زمینه توزیع کتاب های درسی در نیجریه و اندونزی مشکلات عدیده ای را که در این زمینه وجود دارد نشان می دهد که بر اساس آنها اقدامات اصلاحی آغاز شده است. چاپ کتاب های درسی به تنهایی کافی نیست بلکه باید مطمئن بود که این مواد به مدارس خواهند رسید که مشکل اجرایی است و این که آنها بوسیله معلمان مورد استفاده قرار خواهند گرفت که یک مشکل تعلیم و تربیتی و در عین حال اجرایی است. در ارتباط با مواد آموزشی امکان دسترسی داشتن دانش آموزان به کتاب ها از طریق کتابخانه مدرسه نیز مطرح است. مطالعات Fuller و Ifa هر دو نشان می دهد که هر چه تعداد بیشتری کتاب از کتابخانه مدارس توسط دانش آموزان به امانت گرفته شود میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بیشتر است و در مدارس ابتدائی هر چه تعداد کتاب هایی که در گوشه اتاق های درس قرار داده می شود بیشتر باشد میزان پیشرفت دانش آموزان در خواندن بیشتر خواهد بود.

1ـ معلم، روش تدریس و تربیت معلم

      پژوهش های زیادی در ارتباط با روش های تدریس و آنچه معلمان باید برای به دست آوردن پیشرفت بیشتر در امر فرایند یادگیری یاددهی انجام دهند، صورت گرفته است.

1-3- تجربه معلمان

       معلمان با سابقه گرایش بیشتری به سمت به پرورش مهارت های آموزشی و کلاس داری از خود نشان می دهند. آنها میزان وقتی را که برای امور اداری کلاس صرف می شود، کاهش می دهند. در بازگرداندن نظم به کلاس به سرعت عمل می کند و روش تدریسی را برمی گزینند که وظایف بیشتری را بر دوش دانش آموزان قرار دهد. (Anderson et al . 1988) از این بررسی نتیجه می شود که باید تمام کوشش را به کاربست تا معلمین مجرب به طور یکسان در مناطق شهری حاشیه شهرها و مناطق روستایی به کار گرفته شوند و ترک خدمت و جابجایی تقلیل یابد البته این مسئله با حقوق معلمان و ارتقاء منزلت آنها ارتباط دارد.

2-3- آماده کردن درس و نمره دادن

       معلمین که برای آماده ساختن درس و همچنین نمره دادن تکالیف درسی و کار کلاس دانش آموزان وقت گذاری می کنند نسبت به معلمینی که این کار را انجام نمی دهند، دانش آموزان آنها نتایج بهتری کسب می نمایند. اگر در تربیت معلم بر این موضوع تأکید شود و اگر معلمین برای در آمد اضافی مجبور به کار اضافی نباشند انتظار می رود فرایند یادگیری بهبود یابد.

3-3- مهارت ها

       معلمین که در نظر دانش آموزان سخت گیرتر و متوقع تر هستند معلمینی که توانایی برقراری سریع نظم را در کلاس درس دارا هستند معلمینی که به روش نظام مند از کار خود ارزیابی می کنند و بر آنچه که یک دانش آموز یاد گرفته یا یادنگرفته در برابر همه آنچه باید یاد می گرفت به درستی واقفند و به دانش آموزانی که مطالب را در بار نخست یاد نگرفته اند، فرصت فراگیری مجدد را می دهند و معلمینی که به دانش آموزان کمک می کنند تا میزان اهمیت مطالب را پی ببرند و بتوانند بین مطالب اصلی و فرعی تمیز دهند، در معلمی موفق تر از معلمین دیگرند و دانش آموزان آنها از پیشرفت تحصیلی بالاتری برخوردارند.

برخی از معلمین فداکار توانایی این را دارند که در محرومترین مناطق دانش آموزان را به فراگیری مطالب تشویق نمایند. آوالوس (Avalos . 1986) در این زمینه مطالعاتی در چهار کشور آمریکای لاتین انجام داده است و آنان را گل های سرخ فرهنگی نامیده است. لیکن مطالعات بیشتری نیاز است تا بتوان به شیوه کار این گونه معلمان که نتایج بسیار خوبی را در کار با دانش آموزان محروم بدست می آیند پی برد.

× تحصیلات عمومی

       مطالعات Iea  ( Peaker . 1976) نشان می دهد که معلمینی که دارای مدارج تحصیلی بالاتری پس از دوره متوسطه می باشند نسبت به معلمینی که از مدارک تحصیلی پایین تر بر خوردارند موفقیت بیشتری داشته اند. البته این دستاورد برای مسئولان آموزش و پرورش کشورهایی که با کاهش بودجه آموزش و پرورش و با افزایش تعداد دانش آموزان روبرو هستند و مجبورند با گذراندن دوره های یک ساله برای فارغ التحصیلان سیکل اول یا دوم متوسطه آنها را برای تدریس در مدارس متوسطه آماده سازند، چندان تسلی بخش نیست.

× تحصیلات در زمینه تعلیم و تربیت

       پاسو (Passow et al , 1976) هیچ گونه تفاوتی بین میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و طول دوره های آموزش تعلیم و تربیت معلمان آنها پیدا نکرده است. این نتیجه نشان می دهد که در محتوای دوره های تربیت معلم مشکلاتی وجود دارد. چه نوع فعالیت هایی برای تدریس/ یادگیری انواع مختلف هدف ها و وظایف آموزشی در موضوعات مختلف درسی مورد نیاز است؟ برخی از نتایج حاصله از فعالیت های معلمان که بر یادگیری دانش آموزان اثر بخش است قبلاً ارائه شد. از این گونه مطالعات است که محتوای قسمت های تربیتی دوره های تربیت معلم باید بیرون کشیده شود. این مطالعات همچنین نشان می دهد که می توان مدت زمانی را که به آموزش مطالب تعلیم و تربیت به معلمان اختصاص داده می شود کاهش داد مشروط بر آنکه انتخاب درستی از آنچه که برای معلمان ضرورت دارد، انجام شده باشد.

آموزش ضمن خدمت به صورت معمول است: دوره های کوتاه مدت یک هفته ای و آنچه که آموزش از طریق کار نامیده می شود.

در حالت دوم معلمین در طی هفته به فعالیت خود یعنی تدریس در مدارس مشغول می شوند ولی در هفته یکبار (نصف روز یا تعطیل آخر هفته) به همراه معلمین مدارس همجوار در مرکز معلمان (یا در اتاقی از یکی از مدارس) دور هم جمع می شوند. آنها به بحث پیرامون مشکلات مشترک می پردازند و افرادی را نیز به عنوان ناظر یا راهنما به جلسات خود دعوت می کنند. گفته می شود که آموزش از نوع اول فقط دو برابر مدت آموزش اثر بخش است و بعد از آن ارزش خود را از دست می دهد. یعنی اگر طول دوره ضمن خدمت یک هفته باشد معلمین تا دو هفته آنچه را که آموخته اند در کلاس درس به کار خواهند بست و بعد از آن به شیوه گذشته عمل خواهند نمود. Flugger نشان داده است که اثرات آموزش از طریق کار بر روی فعالیت های معلمان (و یادگیری شناختی) ماندگارتر از اثرات آموزش به شیوه دوره های ضمن خدمت کوتاه مدت خواهد بود. در این زمینه نیز قبل از نتیجه گیری کلی باید پژوهش های بیشتری انجام گیرد.

در برخی از کشورها آموزش ضمن خدمت اجباری نیست. نتایج مطالعات IEA نشان می دهد که وقتی آموزش معلمان با فعالیت های عملی توام باشد (نظیر تولید مواد آموزشی، ساختن ابزار ارزیابی) موفقیت آنها در امر تدریس بیشتر از معلمانی است که دوره های آموزشی را ندیده اند و یا دوره هایی را گذرانده اند که صرفاً جنبه نظری داشته است.

در بسیاری از کشورها هنگامی که معلمین در کلاس های ضمن خدمت شرکت می کنند دانش آموزان آنها تعطیل می شوند و به این ترتیب برای شرکت معلمان در این گونه کلاس ها هیچ گونه پرداخت اضافی صورت نمی گیرد. در برخی از کشورها نیز برای شرکت معلمان در دوره های ضمن خدمت حق الزحمه هزینه سفر و مأموریت پرداخت می شود که می توانند بسیار پرهزینه باشد.

پیشنهاد می شود که آموزش ضمن خدمت یا از طریق کار اجباری و حق الزحمه ای هم بابت آن پرداخت مگردد. این دوره ها لازم است به جنبه های عملی بیشتر توجه کنند و بر آموزش از طریق کار بیشتر تأکید شود.

1ـ مدت زمان تحصیل در مدرسه و منزل

        مدت زمانی که به آموزش اختصاص داده می شود در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نقش زیادی دارد. بطور کلی هر چه کودکان زمان بیشتری صرف مطالعه نمایند. با ثابت نگهداشتن بقیه عوامل مطالب بیشتری فرا خواهند گرفت. تعداد روزهای مفید سال تحصیلی بین کشورها از 120 روز تا 240 روز در نوسان است.  تعداد ساعات آموزش روزانه 2 تا 7 ساعت می باشد. سن ورود به مدرسه از 4 سالگی تا 7 سالگی و (حتی بیشتر) تغییر می کند. بنابراین برای کودکانی که تا سن 14 سالگی در مدرسه می مانند ، تعداد ساعات آموزش می تواند بین 4000 تا 10000 ساعت در نوسان باشد.

باید توجه داشت که تعداد ساعات واقعی که به امر آموزش اختصاص داده می شود ممکن است با آنچه که بر روی کاغذ می آید متفاوت باشد. کشورهای زیادی وجود دارد که در آنها سال تحصیلی رسماً 240 روز است ولی در عمل دانش آموزان 30 روز از سال تحصیلی را به دلیل تعطیلات عمومی دیدار شخصیت ها و غیبت معلمین ناشی از بیماری، فوت و ازدواج خانواده، شرکت در کلاس های ضمن خدمت و غیره آزاد هستند. بنابراین تعداد روزهای واقعی تحصیل به مراتب کمتر خواهد بود. حضور معلم در مدرسه مسئله ای است که نیاز به توجه ویژه دارد. در برخی از کشورها اقداماتی باید صورت گیرد (برای نمونه، دخالت دادن انجمن محلی یا والدین در مدیریت مدرسه) تا معلمان برای تدریس در مدارس حضور پیدا کنند.

در خصوص مدت زمانی که باید به آموزش هر ماده درسی اختصاص یابد و اینکه چند ساعت در هفته و برای مدت چند سال یک ماده درسی باید آموزش داده شود، مطالعات زیادی مورد نیاز است.

کارول (Carroll,1975) پیشنهاد کرد برای اینکه یک دانش آموز به خواندن درک مطلب زبان فرانسه به عنوان زبان خارجی تسلط یابد، به طور متوسط به شش سال مطالعه مداوم (با چهار یا پنج جلسه هفتگی) برای 40 هفته در سال نیاز دارد که دانش آموزان از انگیزه خیلی بالا برخوردار باشند و شرایط تدریس نیز بسیار خوب باشد این مدت را می توان حداکثر به 4 سال تقلیل داد.

مدت زمان آموزش را می توان از جنبه دیگری هم مورد مطالعه قرار داد و آن مدت زمانی است که عملاً در کلاس درس به امر یادگیری و تدریس اختصاص می یابد و مدت زمانی که دانش آموزان عملاً برای یادگیری در کلاس صرف می کنند (در مقابل خیال پردازی و غیره) بسیاری از مطالعات انجام شده در این زمینه نشان می دهند که هر چه این مدت زمان بیشتر باشد با ثابت نگهداشتن بقیه عوامل، میزان یادگیری دانش آموزان بیشتر است.

بالاخره، تکالیف درسی از اهمّیّت زیادی برخوردار دارند. دانش آموزانی که تکالیف درسی بیشتری انجام می دهند، در مقایسه با بقیه موفق ترند هر چند که آن تکالیف مورد ارزشیابی و نمره گذاری قرار نگیرند. اگر به تکالیف درسی نمره داده شود و معلم ویژگی های هر دانش آموز را مورد توجه قرار دهد و به او کمک کند تا نقاط ضعف خود و راه اصلاح آنها را بشناسد، میزان یادگیری به مراتب افزایش می یابد. بدیهی است اگر معلمین از انگیزه کافی برای کار کردن برخوردار نباشند یا به فعالیت های دیگر در ساعات بیکاری مشغول شوند، احتمال اینکه تکالیف درسی دانش آموزان مورد نمره گذاری قرار گیرد کم خواهد بود.

1ـ سازمان و تسهیلات مدرسه

       مطالعات (Fuller IER,Ibid ) نشان می دهند که هیچ گونه اختلافی بین میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدارس کوچک و بزرگ با تعداد دانش آموزان متفاوت مشاهده نشده است و در نتیجه می توان ابعاد مدرسه را افزایش داد مشروط بر آنکه مدیران این گونه مدارس قبلاً آموزش های مناسب را دیده باشند.

در رابطه با نقش تراکم کلاس (تعداد دانش آموزا در کلاس) بطور کلی مطالعات نشان می دهند که در کلاس های کم تراکم موفقیت دانش آموزان بیشتر نیست، مگر آن که تراکم کلاسی کمتر از 15 نفر باشد که در این صورت امکان آموزش انفرادی فراهم می شود. همچنین می توان اظهار داشت که میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در کشورهای صنعتی در کلاس های بیش از 45 نفری و در کشورهای در حال توسعه در کلاس های بیش از 55 نفری کاهش می یابد. جالب توجه است که در مقایسه تطبیقی انجام شده بین دانش آموزان پایه پنجم 15 کشور کره با تراکم 60 نفر در کلاس و ژاپن با 42 دانش آموز در کلاس رتبه اول را بدست آورده اند (IEA , 1988) بنابراین آنچه در پیشرفت دانش آموزان نقش مهمی ایفا می کند، تراکم کلاسی نیست بلکه آن چیزی است که در کلاس اتفاق می افتد. در مورد کلاس های با تراکم بیش از 60 دانش آموز در کلاس هیچ گونه مطالعه ای در دسترس نیست و به نظر می رسد که عدد 60 را  بتوان به عنوان تراکم حدأکثر به حساب آورد البته مشروط بر آن که اتاق درس به اندازه کافی برای آن تعداد دانش آموزان بزرگ باشد و معلم قبلاً با شیوه تدریس در این گونه شرایط آشنا شده باشد.

یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که معلمین معمولاً برای تدریس در کلاس های با تراکم متوسط آماده می شود. باید توجه داشت که اگر تراکم کلاسی بالا رود، معلمین باید آموزش های لازم را برای تدریس در کلاس های با تراکم بالا ببینند. همچنین باید انگیزه کافی برای حضور آنها در کلاس های پر تراکم به وجود آید که به سادگی ممکن نیست.

استفاده از مدارس دو شیفت و سه شیفت این امکان را می دهد که بدون افزایش هزینه ای سرمایه ای بتوان از تعداد بیشتری دانش آموز ثبت نام کرد. در صورتی که معلمین فقط در یکی از نوبت ها تدریس کنند به نظر می رسد اینکه دانش آموز در کدام نوبت در مدرسه حضور یابد، تأثیری در پیشرفت تحصیلی وی نخواهد داشت. البته بسیاری از معلمان برای بدست آوردن درآمد بیشتر در دو نوبت (گاهی در دو مدرسه متفاوت) تدریس می کنند از والدین نیز ترجیح می دهند فرزندان آنها در نوبت اول که هوا خنک تر است و کودکان آماده ترند، به مدرسه بروند. گرچه در بسیاری از کشورها مدارس بصورت دو یا چند نوبتی در آمده اند، به نظر می رسد که تأثیر چندانی بر نتایج نداشته است. جمع آوری اطلاعات بیشتر در این زمینه بسیار مفید خواهد بود.

1ـ مدارس شهری و روستایی

در بسیاری از کشورها، بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مناطق شهری و روستایی اختلاف زیادی مشهود است و به ندرت ممکن است این اختلاف به نفع مناطق روستایی باشد، مگر در مقایسه با مناطق پست حومه شهرهای بزرگ که ممکن است از کیفیت پایین برخوردار باشند. در بقیه موارد این مناطق روستایی هستند که از وضعیت بدتری نسبت به مناطق شهری برخوردارند.

در این خصوص باید توجه کرد که تخصص نابرابر منافع بین مدارس مختلف در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان آن مدارس مؤثر است. اطلاع از نسبت تعداد میز و نیمکت به ازای هر دانش آموز تعداد تخته سیاه قابل استفاده به ازای هر اتاق درس، تعداد اتاق های درس با کف خشتی، چوبی، سیمانی تعداد روشنایی به ازای هر اتاق درس، تجهیزات مورد نیاز برای آموزش عملی علوم (ویا حتی در کشورهای غنی تر، فضای آزمایشگاه و کاربرد آنها به ازای هر دانش آموز) و… با استفاده از نتایج سرشماری به سادگی میسر است.

وقتی دستیابی به این گونه اطلاعات اساسی در سطح ناحیه، منطقه یا کشوری ممکن نباشد به ناچار باید حدأقل هر چند سال یکبار این گونه اطلاعات جمع آوری شود. می توان در جایی که سرشماری صورت نمی گیرد. این گونه اطلاعات را با استفاده از روش نمونه گیری به دست آورد داده  باید تجزیه و تحلیل شوند و اقدامات مناسب برای هر چه بیشتر بر قرار کردن برابری بین مدارس انجام گیرد. از انجمن های محلی نیز می توان در این زمینه کمک خواست. از سیاست ملی هند در این مورد می توان بسیاری مطلب آموخت. تسهیلات اساسی نظیر دو اتاق نسبتاً وسیع تخته سیاه، نقشه، نمودار و دیگر مواد آموزشی برای همه مدارس ابتدایی باید فراهم گردد.

مشکلات ویژه ای در مدارس مناطق دور افتاده وجود دارد. مدارس در این گونه مناطق اغلب کوچک هستند و گاهی فقط یک معلم دارند که باید شش پایه دوره ابتدایی را به تنهایی تدریس کند. در چنین شرایطی باید آموزش های لازم به معلمین داده شود و در این زمینه کشورهای در حال توسعه می توانند از تجربیات کشورهای پیشرفته استفاده کنند. مشکل دیگر جذب معلمین برای کارکردن در مدارس روستایی (اغلب دور افتاده) و نگهداری آنها در این گونه مناطق است. (

عدم تمایل معلمین آموزش دیده برای رفتن و ماندن در مناطق روستایی به خوبی آشکار است. کیفیت معلمین مناطق روستایی با میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ارتباط دارد. پاداش نقدی و تأمین مسکن رایگان که می تواند پرهزینه باشند همیشه کافی نیستند.

نقش مدیر مدرسه نیز بسیار حائز اهمیت است. فولر (Fuller,1986) نشان داده است که نقش مدیر مدرسه اغلب با نوع مدرسه (نظری، حرفه ای) و فرهنگ محیط در ارتباط است. آموزش رسمی مدیران مدارس پس از انتخاب آنها به این سمت، اثرات مثبتی بر نحوه اداره مدرسه داشته و باید احتمالاً بخشی از آموزش ضمن خدمت یا از طریق کار تلقی شود. هزینه این آموزش از طریق کار ناچیز است مگر برای گروهی که در رابطه با محتوای این دوره و تهیه مواد آموزشی مورد نیاز فعالیت می کند. محتوای آموزشی این دوره ها باید به صورت ملی تهیه شوند و در هنگام بررسی محتوای چنین دوره هایی در دیگر کشورها به ویژه کشورهای صنعتی باید دقت کامل مبذول گردد.

در مناطقی که بیشتر والدین بی سواد یا کم سواد هستند، مدیران مدارس می توانند برنامه هایی را برای والدین تهیه کنند و از این طریق در رفتار والدین تغییر ایجاد کنند. برای نمونه به آنها بیاموزند که فرزندان خود را مجبور کنند تا درس ها را برای آنان بخوانند، یا به والدین آنچه را که آموخته اند تعریف نمایند. چنین برنامه هایی اثرات بسیار شگفتی بر پیشرفت دانش آموزان به ویژه دانش آموزان پایه های دوم و سوم که از نظر خواندن ضعیف هستند داشته باشد.

اقدامات زیادی در این زمینه صورت گرفته که ارزش ثبت و خلاصه کردن را دارد. در تمامی این اقدامات نقش مدیران مدارس توجه بوده است.

1ـ آموزش از راه دور

وقتی از برنامه های آموزشی از راه دور و استفاده از رادیو یا وسایل ارتباطی دیگر به عنوان یک وسیله تکمیلی برای آموزش در کلاس درس استفاده شود، در بالا بردن پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می تواند مؤثر باشد. (

 تولید اولیه برنامه های درسی پرهزینه است. لیکن هزینه سرانه به ازای هر دانش آموز کم خواهد بود. همان گونه که Mcanany et al  تأکید می ورزند، ضرورت است که هر یک از عناصر مورد آزمایش قرار گیرند و در صورت ضرورت قبل از اجرای برنامه تجدید نظر لازم در آنها صورت گیرد. وقتی تمرین ها خیلی به سرعت و بدون اجرای آزمایش های لازم شود، تأخیری بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نخواهد داشت و هزینه های اولیه تولید به هدر خواهد رفت.

عوامل زیادی وجود دارند که فرایند یادگیری را تحت تأثیر قرار می دهند و پژوهش های زیادی در این زمینه انجام شده که ارائه آنها در اینجا ممکن نیست. با گسترش پژوهش ها باید به توان تأثیرات عوامل مختلف را تشخیص داد. ضروری است نسبت به جمع آوری اطلاعاتی که پیشرفت دانش آموزان تأثیر مثبت یا منفی و یا احتمالاً تأثیری ندارند، اقدام شود. نظرات زیادی در این زمینه مجود دارد که این پژوهش ها می تواند صحت و سقم آنها را نشان دهد. به علاوه ضروری است هر کشوری مکانیزمی برای قضاوت در مورد سلامت آموزش و پرورش و هدف های برنامه ریزی در اختیار داشته باشد.

اولیاء و معلمین برای این که از وضعیت تحصیلی دانش آموزان در مواد درسی مختلف آگاه شوند و بدانند در چه قسمتی باید بیشتر کوشش نماید، نیازمند اطلاعات هستند، مدیر مدرسه نیاز دارد در باره نقاط قوت و ضعف هر یک از کلاس های مدرسه (در باره تفاوت های جنسی) اطلاعات داشته باشد و همچنین باید بداند و ضعف مدرسه او در هر پایه تحصیلی در مقایسه با مدارس مشابه دیگر چگونه است؟ مدیر مدرسه باید مجموعه فعالیت های مدرسه را برنامه ریزی کند و اطلاعات لازم را برای برنامه ریزی فعالیت های سال آینده در اختیار داشته باشد. مسئول منطقه باید بداند که هر یک از مدارس چگونه کار می کند، نسبت به تفاوت های شهری و روستایی و نظایر آن آگاهی داشته باشد تا بداند در چه قسمتی داد منابع بیشتر مفید خواهد بود و برای این کار نیازمند اطلاعات است. اداره برنامه ریزی ملی در زمینه نحوه عملکرد مناطق و استان های مختلف کشور نیازمند اطلاعات است. همچنین اطلاعاتی در زمینه نقش هر یک از عوامل (موقعیت مکانی، تجهیزات، آموزش معلمان، کیفیت تدریس، مدیریت مدرسه و … ) در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مواد درسی مختلف و مناطق و مدارس نیاز دارد. اداره برنامه ریزی همچنین باید بداند که آیا فارغ التحصیلان و آموزش دیدگان در ارتباط با جامعه به آسانی کار پیدا می کنند و مشارکت آنها در توسعه اقتصادی و اجتماعی چگونه است؟ که این موضوع البته مطمح نظر این نوشته نیست.

چنین داده هایی را می توان از طریق بررسی های منظم جمع آوری و در اختیار تصمیم گیرندگان سطوح مختلف قرار داد. وقتی که نظام های آموزشی اطلاعات لازم را در چنین زمینه های اساسی نظیر تعداد دانش آموزان هر کلاس/مدرسه، تعداد اتاقهای درس ، کتاب و میز تحریر و نظایر آن در اختیار نداشته باشند، می توان به سادگی آنها را از طریق ارزیابی های منظم به دست آورد.

وقتی تفاوت های زیادی در تدارک و همچنین عملکرد مدارس یا مناطق نسبت به هم وجود داشته باشد می توان تأخیر این تفاوت ها را بر نتایج عملکرد مدرسه، نظیر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ، رفتار و مهارت های آنها ارزیابی نمود. این ها از اطلاعاتی هستند که برنامه ریزان آموزشی به آنها نیاز دارند.

ضمناً داشتن اطلاعاتی از دیگر کشورها و مقایسه میزان پیشرفت تحصیلی یک کشور با آن ها (به ویژه با کشورهایی که از نظر اقتصادی در مرتبه مشابهی دارند) و مقایسه میزان تفاوت ها در مقایسه با سایر کشورها می توان بسیار سودمند باشد.

بدون ارزیابی منظم، آگاهی از سلامت یک نظام غیر ممکن است. و این در حالی است که هزینه ایجاد و احد ارزیابی حدود در صد مجموع بودجه مدارس ابتدایی و متوسطه خواهد بود.تلخیص ، حمید رضا ترکمندی کارشناس ارشد مدیریت

 

ویژگیهای مدیر موفق و مدیر خلاق( 240 نکته در مورد مدیر موفق)
مدیر موفق کیست؟


سخن گفتن از مدیریت بدین معنا نیست که انسان چگونه بتواند یک اداره و یا سازمان مشخص را اداره نماید، بلکه مراد از مدیریت این است که ما چه قوانین را برای مدیریت داشته باشیم و چگونه بتوانیم در هر شرایط و زمان خود را به آن قوانین پایبند بدانیم و مدیریت خود مان را آنطور با قوانین جامعه مورد نظر هماهنگ کنیم که نه خود ما و نه جامعه از آن ضرر ببیند؟

در همهء تمدن های بشری این یک امر پذیرفته شده است که اداره کننده ء سالم، راستکار، راستگوی و پای بند به قانون را مردم می پسندند. همهء ادیان و مکتبهای بشری اصولی را در زمینه ای وضع کرده اند تا جامعه را بسوی خیر و فلاح بکشانند، این اشخاص هستند که قانون را زیر پای میگذازند، آنرا توجیه غلط میکنند و مورد استفادهء سوء قرار میدهند. بعبارت دیگر مشکل اصلی در نبود قانون نیست بلکه مشکل در عدم رعایت و تطبیق قانون است.
بدون شک قوانین در ذات خود برتری ها و بهتری های نسبت به یکدیگر دارند، اما در مجموع هیچ قانون انسانها را تشویق به ظلم و تجاوز به حق دیگران نمیکند .

پس از دیدگاه شما یک مدیر موفق چه کسی است؟

مدیر موفق کسی است که:

1-مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعالیتها و شکستها

2-تمایل براى بهبود انجام کارها و به کار گیری ابتکار عمل

3-قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش

4-برخورداری از توانایى کافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعالیتها

5-توانایى انجام کارها در فشرده ترین زمان ممکن

6-درک و پذیرش منطقی شرایط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیتها

7-اعتماد وافر نسبت به سایر افراد و مردم

8-انجام فعالیت به منظور دستیابى و تحقق موفقیت

9-فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقویت حافظه

10-برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی

11-داشتن دیدگاههای روشن و آشکار واندیشه ی نافذ و بینشی فراگیر

12-داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق

13-انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف

14-میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط

15-برخورداری از شخصیت پایدار و غیر متزلزل

16-بردباری و صبر در حل مشکلات

17-خویشتن داری در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده

18-آرامش در برابر بحران

19-واقع بینی در برخورد با مسائل

20-رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتیب و احترام به زمان بندیها

احترام به مقررات و آئیین نامه های سازمانی

21-یکسان نگری به حال و آینده (چرا که نبایستی این دو را فدای یکدیگر کرد)

22-قاطع بودن در تصمیم گیری و درگیر شک و تردید نگشتن

23-پایبندی به تصمیماتی که با اندیشه و مشاوره اتخاذ گردیده اند

24-روحیه هم کارى وهم بستگی در سیستم مدیریتى

25-داشتن روحیه انتقاد پذیر

26-سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا.

27-گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام به آنها

حال شخصی که مدیریت یک اداره ویا مدرسه را بعهده دارد باید همهء صفات ممتاز را نسبت به سائرین باید داشته باشد، در این امر تنها خود پیامبر(ص) بعد از خداوند (ج) شارع دین و معصوم است، باقی همهء جانشینان ایشان از این امر مستثنی نیستند و باید در صفات ایمان، تقوی، دانش، عدالت، طهارت، راستی، وفا، شجاعت، همت، مدیریت، قاطعیت، فصاحت، بلاغت، حکمت، درایت، شناخت و... در آخر حتی در حسن صورت نسبت به همهء افراد جامعه برتر باشد.
برای تشخیص چنین شخصی چه چیزی لازم است وچگونه می توان ان را از دیگران تمییز داد؟این یک سؤال اساسی است. در جوامع عقب مانده که سطح دانش و بینش پایان است، حتی مردم در شناخت اصول و قوانین خود از آگاهی اندکی برخوردار نیستند این انتخاب خیلی مشکل است .
راه حل اینست که مردم با یک اخلاص و دید درست کسانی را از میان خود که به ایشان گمان نیک دارند انتخاب نمایند و آنهارا ملزم بسازند که از میان خود کسی را برای ادای این امر خطرناک و بسیار دشوار بر گزینند، این یگانه راهست .
اگر در انتخاب مردم صفات غیر از صفات در بالا ذکر شده، مثل قوم، قبیله، نژاد، زبان، پول و... مقصود و منوط بود اینجاست که از ابتداء ما به سوء مدیریت دچار میشویم، چون در یک بینش بسیار ابتدائی مدیر باید ارضای خاطر کسانی را که برایش بخاطر قوم، قبیله، نژاد، زبان، پول و... رأی داده اند نگاهدارد، در غیر این صورت بقایی خود را نا ممکن میداند.
هر چه اگر انتخاب به اساس شروط و ارزشهای خوب یاد شدهء قبلی باشد، چنین رئیسی هیچگاه ارزشهای مطرح نزد خود را بخاطر ارضای دیگران زیر پای نمیگذارد و در صورت بکار گرفتن عدالت اجتماعی حامیان بیشتر و صادقتر پیدا میکند .

*************************************
ویژگی مدیر خلاق
مدیر خلاق و نو آور کسی است که از هیچ چیز ،همه چیز می آفریند.
مدیر خلاق با استفاده از نیروی ذاتی و تخیل خلاق خود ،امکانات بالقوه را به بالفعل تبدیل می کند. او:
1-اعتماد به نفس داردو مقاوم و مصمم و سمج است.
2-قدرت تحمل ابهامات را دارد و دیرتر خسته و کلافه و سردر گم
 می شود.
3-به پدیده ها نگاهی غیر مرسوم دارد.
4-قدرت اطلاعات تخصصی و عمومی زیادی دارد.
5-در مدیریت خود از سبک رهبری تفویضی استفاده می کند وبسیار انعطاف پذیر است.
6- ثبات فکری دارد و ساده ا نگار نیست.
7- تجربه پزوهشی اش او را به دنبال فکر های بکر و دست نخورده
 می کشاند.
8- جسارت برخورد با مسایل پیچیده را دارد.
9- علاقه وافری به کار و تلاش و کوشش دارد.
10- دقیق و ریز نگر است و به دقت به اطراف نظر می افکند.
11- در ضمن استقلال رای و قضاوت ،حوصله وتوانایی شنیدن و
هم جوشی افکار را دارد.
12- خطر پذیر است.
13- مهارت های ادراکی وانسانس زیادی دارد.
14- سریع الانتقال است و قدرت حل مسائل را دارد.
15-برای پیشبرد اهداف خود ،از ارتباطات گروهی و شخصیتی استفاده می کند.
16- برنامه ریزی او بلند مدت و راهبردی است.
17- فرصت طلب و موقعیت جوست و قبل از دیگران طرح های خود را ارائه می دهد.
18- سنت شکن و نو گراست.
19- گیرنده های قوی و حساسی دارد.
20- هوش های چند گانه او از متوسط جامعه بالاتر است.
آیا شما یک مدیر خلاق می شناسید؟؟؟
**************************************************
 
رموز مدیریت موفق
 
- مدیریت موفق یعنی رسیدن به دست آوردهای فوق العاده با به کارگیری افراد معمولی
 
- مدیر موفق باید این توانایی را داشته باشد که حوزه ای را که گروه می تواند در آن بهترین باشد تعیین کند .
 
- همه کارها به صورت تیمی انجام می شود نه به صورت فردی . نتیجه کار یک مدیر نتیجه کار تیم اوست .
 
- در خودتان عمل گرایی و احساس اضطراب برای به انجام رساندن کارها را تقویت کنید .
 
- سرعت عمل برای موفقیت ضروری است . آن را به دست بیاورید ، بهیود ببخشید و به کار بگیرید .
 
- برای اینکه در حوزه خود مدیر موفقی شوید ، زودتر سر کار حاضر شوید ، سخت تر کار کنید و دیرتر کار را تعطیل کنید .
 
- مدام از خودتان بپرسید : ((‌چه کاری است که انجام آن فقط از من بر می آید و اگر آن را به خوبی انجام دهم یک تغییر اساسی به وجود خواهد آمد ؟ ))
 
- مشخص کنید در چه زمینه هایی قوی هستید و روی زمینه هایی متمرکز شوید که می توانید در آنها نقش اساسی داشته باشید .
 
- کارها را آسان کنید . مدام دنبال راه هایی باشید که کارتان را سریع تر ، بهتر و آسان تر به انجام بر سانید .
 
- به تعویق انداختن عمدی را برای کارهای کم ارزش به کار گیرید و انجام آنها را برای مدت نامعینی به تعویق بیندازید .
 
- کدام مرحله از کار است که شما را محدود کرده و سرعت دست یابی به هدف های اصلی تان را تعیین می کند ؟
 
- (( هر چیزی را می شود دگردگون کرد . افراد را باید با ارائه الگوی مناسب رهبری کرد . )) راس پروت
 
- از انجام کارهای غیر مترقبه نترسید . وقتی به پیش می روید ، امنیت شما بیشتر از زمانی است که ثابت ایستاده باشید .
 
- وضوح و روشنی کلید مدیریت موفق است : هدف های خود را روشن کنید .
 
- قصد انجام چه کاری را دارید ؟ روش تان چبست ؟
 
- عمل گرا باشید ! مدیریت یعنی پی گیری کارها . اگر نمی توانید عمل گرا باشید فکر مدیریت را از سرتان بیرون کنید .
 
- نیروها یتان را متمرکز کنید . ببینید چه کار بخصوصی را بهتر انجام می دهید و بیشتر به آن کار بپردازید .
 
- انعطاف پذیری در زمان تغییرات بزرگ یکی از ویژگی های ضروری مدیریت است .
 
- توانایی تصمیم گیری درست بیش از هر عامل دیگری تعیین کننده موفقیت شماست
 
ادامه ، نکاتی در مورد مدیر موفق
 
 
واقعیت ها را در نظر بگیرید ! نه تنها واقعیت های آشکار را بلکه واقعیت های مفروض یا آنچه وقوعش را دارید . اما مواظب باشید که واقعاً واقعیت داشته باشند .
· پیش فرض های نادرست زیربنای همه شکست ها هستند . پیش فرض های شما کدامند ؟ اگر درست نباشند چه ؟
· به حس برتر اعتماد کنید و به ندای درونتان گوش بدهید .
· اگر همیشه همان کارهایی را بکنید که تا به حال کرده اید همیشه همان چیزهایی را به دست خواهید آورد که تا به حال به دست آورده اید .
· برای به دست آوردن چیزی که تا به حال به دست نیاورده اید باید تبدیل به کسی بشوید که تا به حال نبوده اید .
· آیا در بین کسانی که برایتان کار می کنند کسی هست که اگر آنچه را اکنون درباره اش می دانید از ابتدا می دانستید هرگز استخدامش نمی کردید ؟
· از روش فکری ((‌ نوک کوه یخ )) استفاده کنید . هر اتفاق غیر منتظره ای را نشانه ای از بروز یک جریان در نظر بگیرید .
· کار را پی گیری کنید و باز هم پی گیری کنید تا به اتمام برسد و نتیجه مورد نظر به دست بیاید .
· دنیا را همانطور که هست بپذیرید و نخواهید که حتماً مطابق میل شما باشد .
· روی نقاط قوت تان متمرکز شوید . برای بهتر کردن وضعیتی که در آن هستید چه کاری است که فقط از عهده شما بر می آید ؟
· به محض اینکه هدفتان را مشخص کردید تمام ذهنتان را تا زمانی که به آن برسید روی هدف متمرکز کنید .
· جرأت پیشروی داشته باشید . در مدیریت ، شهامت نشانه برجستگی است .
· اگر می خواهید چیزی را به انسان ها یاد بدهید باید در آن مورد برایشان یک الگو باشید . هیچ راه دیگری وجود ندارد . آلبرت شوایتزر بشر دوست ، برنده جایزه نوبل
· از بهانه آوردن و دیگران را مقصر دانستن دوری کنید . یک مدیر همیشه می گوید : (( اگر اشکالی هست ، مسئولیتش با من است . ))
· زمینه هایی که در آنها می توانید نتایج کلیدی به دست آورید شناسایی کنید و خودتان را وقف این کنید که در همه این زمینه ها عملکرد بسیار خوبی داشته باشید .
· مداوم در جستجوی راه هایی برای افزایش بهره وری ، کاریی و بازدهی باشید .
· شروع دوباره را در ذهن تان مجسم کنید . به این فکر کنید که خودتان و کارتان را هر سال از نو بیافرینید .
· ساختار فعالیت هایتان را مرتباً بهبود ببخشید . مدام از ابتکارها و تدبیرهای خودتان برای فعالیت های ارزشمند تر استفاده کنید .
· افراد با ارزش ترین سرمایه های شما هستند . فقط انسان ها هستند که می توانید کارایی و ارزش آنها را با مدیریت درست افزایش دهید .
· شما هم بک از همان مدیرانی بشوید که کارکنان با میل خودشان و بدون در نظر گرفتن پست و مقام از آنها پیروی می کنند .
· کار هر کس به طریقی راضی کردن مشتری های خودش است . مشتری شما چه کسانی هستند و عملکرد شما چگونه است ؟
· مدام به کارکنان بگویید که چقدر خوب هستند و چقدر کاری که انجام می دهند مهم است .
· همیشه آماده باشید تا اگر کسی ایده تازه و بهتری پیشنهاد کرد آن را جایگزین ایده قدیمی خودتان کنید .
· (( خودتان را در مقابل دریای مشکلات مسلح کنید تا به آنها پایان دهید . )) شکسپیر
· اصولاً در تجارت میزان موفقیت مالی نشان دهنده میزان موفقیت یک مدیر است . مدام در جستجوی راه های افزایش درآمد و کاهش هزینه ها باشید .
· مدیر موفق برای خودش استانداردهای بالا وضع می کند . به عملکرد ضعیف یا متوسط رضایت ندهید .
· اصل (20 / 80 ) را در همه کارهایتان در نظر داشته باشید . 80 درصد از دستاوردهای هر کس نتیجه 20 درصد از فعالیت های اوست . با ارزش ترین فعالیت های شما کدامند ؟
· مدیران برتر باعث شادی و شگفتی مشتری هایشان هستند . آیا شما هم همین طور هستید ؟
· کیفیت یعنی همان چیزی که مشتری می خواهد . مشتری های شما کیفیت را چطور تعریف می کنند ؟
· هر فرد عادی موقع کار حداکثر از 50 درصد توان خود استفاده می کند . وظیفه شما به کار انداختن آن 50 درصد دیگر است .
· قدردانی و تشویق قدرتمند ترین ابزار برای ساختن کارکنانند .
· رهبران خوب می خواهند مطمئن شوند که همه کارکنان می دانند هر روز باید چه کارهایی را انجام دهند .
· (( آیا من برای تو اهمیت دارم ؟ )) جواب این سؤال را در هر موقعیتی که پیش می آید به کارکنان بدهید .
· با تعیین هدف مدیریت کنید . به کارکنان بگویید که دقیقاً چه کارهایی می خواهید انجام دهند و سپس از سر راهشان کنار بروید .
· با دادن مسئولیت مدیریت کنید . این یکی از روش های نیرومند برای پروراندن کارکنان است .
· با مستثنا کردن ، مدیریت کنید . فقط در مواردی از کارکنان گزارش بخواهید که ایرادی در انجام برنامه کاری پیش آمده باشد .
· یکی از شاخص های مدیران برتر این است که نسبت به کارکنان خود بسیار با ملاحظه اند و به آنها اهمیت می دهند .
· فلسفه پیشرفت مداوم را به کار بگیرید . هر روز نسبت به روز قبل کمی بهتر بشوید .
· وقتی کارکنان می خواهند با شما صحبت کنند مقداری از وقت تان را به آنها اختصاص بدهید . این یکی از بهترین روش های ایجاد انگیزه است .
· برای آینده سازمان چشم انداز روشنی داشته باشید . قصد دارید تا پنج سال دیگر به کجا برسید ؟
· ارزش هایی که به آن معتقدید ؟ روی چه چیزهایی پافشاری می کنید ؟ آیا همه این را می دانند .
· رسالت شما چیست ؟ سازمان شما برای چه به وجود آمده است ؟
· (( امتیاز برد )) را در خود پرورش دهید . تفاوت های جزئی در عملکرد شما می تواند به تفاوت های عمده در نتایج منجر شود .
- · خودتان را وقف پرورش مداوم شخصیت تان کنید . شما ارزشمندترین سرمایه خودتان هستیدچ
 
 
ادامه نکاتی در مورد مدیر موفق
 
· کیفیت ایده های شما نسبت مستقیم دارد با کمیت ایده هایی که می سازید .
 
· شکست در برنامه ریزی یعنی برنامه ریزی برای شکست . هدف های شما کدامند ؟
 
· بهترین مدیران کسانی هستند که به همه جزئیات کار توجه دارند . هیچ چیز را به دست شانس نسپارید .
 
· مدیران برتر همیشه آماده پذیرفتن اشتباهات خود و متوقف کردن خسارت هستند . آماده باشید اعتراف کنید که نظرتان را عوض کرده اید . وقتی می فهمید تصمیم گیری اولیه ضعیف بوده است دیگر روی آن پافشاری نکنید .
 
· کار مناسب را در زمان مناسب به فرد مناسب بسپارید و همیشه آماده باشید تا هر کدام را که لازم شد عوض کنید .
 
· مدام از خودتان بپرسید : (( اگر کارم را امروز و با اطلاعاتی که اکنون دارم شروع می کردم آیا هیچ قسمتی از کارم بود که ترجیح می دادم آن را انجام ندهم ؟ ))
 
· طوری برنامه ریزی کنید که بیشترین بازده را از نیرویی که مصرف می کنید به دست آورید . روی نقاط قوت تان متمرکز شوید .
 
· کارکنان با دقت انتخاب کنید . 95 درصد از موفقیت یک مدیر بستگی به انتخاب درست او دارد .
 
· مناسب ترین زمان برای اخراج یک فرد معمولاً همان اولین باری است که به آن فکر می کنید .
 
· (( شما نمی توانید یک مشکل را با همان روش تفکری حل کنید که آن مشکل را به وجود آورده است . )) آلبرت اینشتین
 
· مدیریت یک بازی فکری است . هر چه بهتر فکر کنید نتایجی که به دست می آورید بهتر خواهد بود .
 
· مدام از خودتان بپرسید : (( بهترین استفاده ای که الان می توانم از وقتم بکنم چیست ؟ ))
 
· مدیران برجسته احساس می کنند رسالتی دارند و به خودشان و کاری که می کنند ایمان دارند .
 
· با یادآوری مدام این نکته به دیگران که چقدر خوب کار می کنند و چقدر قبولشان دارید به آنها قدرت عمل بدهید .
 
· روی دستاوردها متمرکز شوید ، نه فعالیت ها .
 
· چرا به شما پول می دهند یا برای انجام چه کاری استخدامتان کرده اند ؟
 
· چه مهارتی است که اگر آن را در سطح بالایی در خود پرورش دهید بیشترین تأثیر را روی کارتان می گذارد
 
 
· وظایف اصلی یک مدیر ، نوآوری و بازاریابی است . چقدر وقت صرف هر کدام از اینها می کنید ؟‌
 
· همیشه نیروهایتان را روی یکی دو موردی متمرکز کنید که بازده درست و حسابی دارند .
 
· اطلاعات را در اختیار افراد بگذارید . همه می خواهند بدانند اوضاع واقعاً چطور پیش می رود .
 
· (( من شش خدمتگذار صدیق دارم که هر چه می دانم از آنها یاد گرفته ام . نامشان چه چیزی ، چه زمانی ، چه جایی ، چه کسی ، چرا و چطور است . )) رودیارد کیپلینگ
 
· یک مدیر طوری رفتار می کند که انگار همه دارند او را تماشا می کنند ، حتی وقتی هیچکس به او توجه ندارد یا تنهاست .
 
· یک مدیر شخصاً بیشترین مسئولیت را در مورد عملکرد سازمان و نتایج آن قبول می کند .
 
· مدیران به راه حل ها فکر می کنند و درباره آنها حرف می زنند اما دیگران به مشکلات فکر می کنند و درباره آنها حرف می زنند .
 
· همیشه آینده را به گذشته ترجیح بدهید . در حال حاضر داریم چه می کنیم ؟
 
· روی کاغذ فکر کنید . تمام مدیران کارآمد قلم به دست فکر می کنند .
 
· موانع وقتی خودنمایی می کنند که چشم از هدف برداریم .
 
· به محض اینکه هدفتان برایتان روشن شد فقط به این فکر کنید که می توانید به آن برسید .
 
· برای انتخاب افراد یک تیم بهترین اصل این است : (( موقع استخدام با صبر و حوصله عمل کنید و موقع اخراج سریع . ))
 
· تصمیم گیری سریع در انتخاب کارکنان معمولاً بدون استثنا تصمیم گیری نادرستی است . عجله نکنید .
 
· برای انتخاب افراد خواست خودشان بهترین معیار است . فقط کسانی را استخدام کنید که واقعاً خواهان شغل مورد نظر هستند .
در انتخاب کارکنان کاملاً خودخواه باشید . فقط کسانی را انتخاب کنید که از آنها خوشتان می آید ، از کار کردن با آنها لذت می برید و دوست دارید در کنارتان باشند
 
ادامه ...
 
1. پیش از مصاحبه با داوطلبان یک شغل ، توصیفی روشن و دقیق از فرد ایده آل خود بنویسید .
 
2. شخصیت و نحوه برخورد کارکنان نیز به اندازه مهارت و توانایی آنها اهمیت دارد . هوشیارانه انتخاب کنید .
 
3. تنها شاخص عملکرد آینده افراد ، عملکرد گذشته آنهاست . معرفی نامه ها را با دقت بررسی کنید .
 
4. تشویق ، ابزاری توانمند برای ساختن و پرورش افراد است . کارکنانتان را وقتی دارند کاری را درست انجام می دهند غافلگیر کنید .
 
5. تأثیر بازخورد یا نتیجه کار مثل تأثیر صبحانه برای ورزشکاران است . کن بلانچارد ، نویسنده در زمینه مدیریت
 
6. برای اینکه کارکنان بدانند عملکردشان چطور است و در مسیر درست باقی بمانند نیاز دارند که به طور مرتب بازخورد کارشان را ببینند .
 
7. در دنیای کار ، دشمن شماره یک انگیزه این است که فرد نداند چه انتظاری از او دارند .
 
8. برای هر یک از کارکنان هدف ها و استاندارهای روشنی وضع کنید . تنها کارهایی به انجام می رسند که اندازه گیری شوند .
 
9. برای انجام کاری که به دیگران واگذار می کنید و هر یک از مراحل آن مهلت تعیین کنید .
 
10. واگذاری به معنی کناره گیری نیست . وقتی کاری را واگذاری می کنید ، دقیقاً بررسی کنید تا مطمئن شوید آیا طبق خواست شما پیش می رود یا نه .
 
11. یک مدیر کارآمد به این نکته توجه دارد که بیش از آنکه کارکنان به او وابسته باشند ، او به آنها وابسته است . تندروی نکنید !
 
12. اگر می خواهید کاری تکرار شود ، آن را تقویت کنید . کاری که مورد تشویق قرار گیرد باز هم انجام می شود .
 
13. کارکنان جدید باید با قدرت کارشان را شروع کنند . از همان روز اول به آنها مسئولیت بدهید .
 
14. همه کارکنان باید در کار مشارکت داشته و درگیر باشند . به طور منظم جلساتی برگزار کنید و در مورد کار با آنها مشورت کنید .
 
15. اگر برای رقابت با دیگران امتیازی ندارید . از رقابت صرف نظر کنید . جک ولش ، مدیر عامل کمپانی جنرال الکتریک
 
16. رهبری یعنی توانایی به دست آوردن پیرو . آیا کارکنان با میل و رغبت از شما پیروی می کنند ؟
 
17. قانون طلایی را در تمام زمینه های مدیریت به کار بگیرید . دوست دارید رئیستان چه طور آدمی باشد ؟ درست همانطور مدیریت کنید .
 
18. کارکنان می توانند عملکرد عالی داشته باشند به شرط اینکه مدیر خوبی داشته باشند و انگیزه هایشان به خوبی تقویت شود .
 
19. تا پایان عمرتان یک دانشجو باقی بمانید . هر روز مطلب جدیدی یاد بگیرید .
 
20. کاملاً مراقب سلامت جسمی خود باشید . سرزنده بودن و انرژی داشتن برای موفقیت یک مدیر ضروری است .
 
21. اولین ساعت روز پایه و اساس روز است . هنری وارد بیچر
 
22. در دنیای امروز ، وقت و دانش دو منبع اساسی ارزشمند هستند . هر روز برای استفاده بهتر از آنها راه های تازه پیدا کنید .
 
23. مسئولیت کلیدی مدیر تفکر درباره آینده است . هیچکس دیگری نمی تواند این کار را به جای شما انجام دهد .
 
24. خردمندی ارزشمندترین عامل خلاقیت و نوآوری است .
 
25. حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری تان مدام مطالب جدیدی یاد بگیرید .
 
26. هر روز حداقل یک ساعت از وقت تان را به مطالعه در مورد زمینه کاری تان اختصاص دهید . این کار موجب برتری شما در بین رقیب هایتان می شود .
 
27. بحران اجتناب ناپذیر است . مهم این است که برخورد شما با آن چگونه باشد .
 
28. شرایط انسان را نمی سازد بلکه فقط شخصیت واقعی اش را به او می شناساند . اپیکتتوس ، فیلسوف رمی
 
29. پیش بینی بحران را مدام تمرین کنید . همیشه فکر کنید که چه اشتباهی ممکن است رخ بدهد و سپس خود را برای روبرو شدن با آن آماده کنید .
 
30. فکر کنید ! هیچ مشکلی نیست که نشود آن را با نیروی تفکر حل کرد
 
ادامه ...
 
1. اصل ‌( سه م ) در مدیریت این است : ( محبت ) ، ( ملاحظه ) و ( متانت ) . با همه مؤدب باشید .
 
2. احترام نشانه اصلی یک مدیر قابل است . میزان احترامی که کارکنان به مدیرشان می گذارند نشانه میزان قابلیت اوست .
 
3. ارزش قول هر کسی بستگی به میزان ارزشی دارد که خودش برای حرفش قائل است .
 
4. مدیران برتر در فکر کردن و حرف زدن معیارهای بالاتری دارند . باید بهترین باشید .
 
5. مدام میزان توقعتان را از خودتان افزایش دهید . امروز چطور می توانید بهتر و بیشتر به مشتری هایتان خدمت کنید ؟
 
6. در بین مهارت های ضروری ، مهارتی که در آن از بقیه ضعیف تر هستید تعیین کننده میزان توانایی شما در انجام کار است .
 
7. چه عاملی سرعت شما را در راه رسیدن به هدف هایتان کند کرده است ؟ چطور می توانید این محدودیت را از بین ببرید یا تأثیرش را کمتر کنید ؟
 
8. کار بعدی شما چیست ؟ برای اینکه در این کار عملکرد عالی داشته باشید به چه دانش و مهارت هایی نیاز دارید ؟
 
9. کار کردن با کامپیوتر را یاد بگیرید . برای بالا بردن مهارت هایتان از تکنولوژی استفاده کنید .
 
10. (( بهترین راه برای پیش بینی آینده این است که خودمان آن را بسازیم . )) مایکل کامی ، متخصص برنامه ریزی استراتژیک
 
11. کسانی که به آینده فکر نمی کنند نمی توانند آینده ای داشته باشند .
 
12. آنچه شما را به موقعیت کنونی رسانده برای حفظ آن کافی نیست .
 
13. برای اینکه درآمد بیشتری داشته باشید باید بیشتر یاد بگیرید .
 
14. شما می توانید برای رسیدن به هر هدفی که مشخص می کنید هر چیزی را که لازم است یاد بگیرید .
 
15. در عمل هیچ هدفی وجود ندارد که رسیدن به آن غیر ممکن باشد به شرط اینکه با تمام وجود خواستار رسیدن به آن باشید ، به اندازه کافی برای آن وقت بگذارید و برای رسیدن به آن به اندازه کافی تلاش کنید .
 
16. (( انضباط فردی توانایی وادار کردن خودتان به انجام کاری که باید در زمان معینی انجام بدهید ، چه مایل به انجام آن کار باشید و چه نباشید . )) البرت هوبارد ، نویسنده و سخنران
 
17. مدیران واقعی تمام تمرکز و توجه خودشان را روی یک چیز معطوف می کنند : مهمترین کار . و تا آن تمام نشود ، سراغ کار دیگری نمی روند .
 
18. کارها را ساده کنید ، با هم ادغام کنید و آنهایی را که لازم نیست حذف کنید . مدام در حال سازمان دهی مجدد کارها باشید .
 
19. مدیران با تهییج خود از احساسات کارکنان استفاده می کنند .
 
20. مدیریت ، بیشتر یعنی که هستید تا اینکه چه می کنید .
 
21. (( اگر با خویشتن خویش صادق باشی ، آنگاه همان گونه که روز لاجرم از پی شب فرا می رسد ، با دیگران نیز صادق خواهی بود . )) شکسپیر
 
22. صداقت با ارزش ترین و محترم ترین ویژگی یک مدیر است . همیشه به حرف هایتان عمل کنید .
 
23. نشانه شخصیت قوی ادامه حرکت به سوی هدف با اراده استوار است پس از فرو نشستن احساسات پرشور اولیه .
 
24. مدام از خودتان بپرسید : (( اگر همه در سازمان مثل من کار کنند عاقبت سازمان چه می شود ؟ ))
 
25. عمل گرایی نشانه یک مدیر برجسته است .
 
26. تحت فرماندهی یک ژنرال خوب ، هیچ سرباز بدی وجود نخواهد داشت .
 
27. مدیر کسی است که می تواند نتایج مطلوب را به دست آورد و رهبر کسی است که توانایی پیش بینی آینده را دارد .
 
28. وظیفه یک رهبر تضمین عملکرد عالی در کار مورد نظر است .
 
29. وظیفه شما به عنوان یک مدیر این است که آفریننده شرایط و موقعیت ها باشید نه آفریده آنها .
 
30. اراده کنید که همیشه به وجود آورنده تحولات باشید نه قربانی تغییرات
 
ادامه :
رموز مدیریت موفق
 
1-برای تجزیه و تحلیل شرایط ، مدام از خودتان بپرسید : (( بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست ؟ )) سپس هر کاری لازم است بکنید تا مطمئن شوید این اتفاق نخواهد افتد .
 
2. هر چیزی به حساب می آید ! هر چیزی یا مفید است ، یا مضر ، یا سودآور است یا هزینه بر . هیچ چیز خنثی نیست .
 
3. اولین ویژگی شهامت ، داشتن نیروی اراده برای شروع کار است بدون اینکه هیچ ضمانتی برای موفقیت وجود داشته باشد . دومین ویژگی شهامت ، توانایی ادامه کار است بدون اینکه امیدی به موفقیت باشد .
 
4. آینده متعلق به کسانی است که ریسک می کنند ، نه افراد راحت طلب .
 
5. به جای اینکه هشتاد درصد از وقت تان را صرف تمرکز کردن روی مشکلات گذشته کنید ، صرف ایجاد موقعیت هایی برای آینده کنید .
 
6. برای نزدیک شدن به هدف های اصلی تان هر روز قدمی بردارید .
 
7. (( کاری را بکنید که از انجامش می ترسید . خواهید دید که مرگ ترس حتمی است . ))
رالف والدو امرسون
 
8.  همه می ترسند . رهبر کسی است که بر ترسش غلبه می کند و کاری را که لازم است انجام می دهد .
 
9. برای اینکه بتوانید در دیگران انگیزه ایجاد کنید تا عملکردشان عالی شود . مدام کاری کنید که احساس کنند مهم و ارزشمند هستند .
 
10. مدیر موفق کسی است که فضایی ایجاد کند که در آن همه کارکنان نسبت به خودشان احساس خیلی خوبی داشته باشند .
 
11. مرتباً با کارکنان تمرین اندیشه گشایی کنید . یعنی بگذارید هر کس هر ایده ای به ذهنش می رسد آزادانه بیان کند . با این کار آنها را تشویق می کنید تا مدام در مورد کارشان تفکر خلاق داشته باشند .
 
12. داشتن قدرت و نفوذ از توانایی کمک کردن یا آسیب رساندن به دیگران ناشی می شود .
 
13. هر چه بیشتر بتوانید به دیگران کمک کنید بدون آنکه انتظار پاداش داشته باشید ، پاداش بیشتری ، حتی از جاهایی که انتظارش را ندارید ، به دست می آورید .
 
14. آرامش ذهن را بالاترین هدف خود قرار دهید و بر اساس آن برای زندگی تان برنامه ریزی کنید .
 
15. اوقات معینی را به مهم ترین افراد زندگی خود اختصاص دهید و اجازه ندهید کسی یا چیزی مزاحم این اوقات شود .
 
16. همیشه به یاد داشته باشید که در خانه کمیت وقت و در محیط کار کیفیت وقت اهمیت دارد .
 
17. در مواردی که نیازی به تصمیم گیری نیست ، تصمیم گیری نکنید . اگر ضروری نیست که در موردی تصمیم بگیرید ، ضروری است که تصمیم نگیرید .
 
18. برای تقویت قوه درک و اعتماد به نفس دیگران ، آنها را وادار کنید که خودشان به فکر خودشان باشند و خودشان تصیم بگیرید .
 
19. (( سرنوشت تان را به دست بگیرید ، و گرنه دیگران این کار را خواهند کرد . ))
جک ولس ، مدیر عامل کمپانی جنرال الکتریک
 
20. هر چند وقت یک بار اندیشه گشایی کنید : روی کاغذ بنویسید (( هدف های من چیست ؟ )) وبیست پاسخ مقابل آن بنویسید .
 
21. تمام برنامه ریزی های استراتژیک در نهایت ، برنامه ریزی برای جلب مشتری هستند .
 
22. از نشانه های یک مدیر برتر نتیجه گیری شدید اوست .
 
23. با پرسیدن این دو سؤال از خودتان گذشته را مرور کنید : (( چه کاری را درست انجام دادم ؟ )) و (( چه کاری را باید طور دیگری انجام می دادم ؟ ))
 
24. اصل ( حد توانایی ) می گوید : (( هیچوقت برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد ، اما همیشه برای انجام مهم ترین کارها وقت کافی هست . ))
 
25. هر کاری که انجام می دهید در واقع انتخابی است بین کار مهم تر و کارهایی که اهمیت کمتری دارند . درست انتخاب کنید .
 
26. کارکنان بی کفایت اعتبارتان را تضعیف و آینده تان را تباه می کنند .
 
27. اخراج کردن از نقش های کلیدی یک مدیر است . مدیری که فرد بی لیاقتی را نگه می دارد و اجازه می دهد به کارش ادامه دهد در واقع خودش بی لیاقت است .
 
28. (( اگر نسبت به کارتان شور شوق نداشته باشید ، با شور و شوق شما را اخراج خواهند کرد . )) وینس لمباردی ، مربی فوتبال
 
29. همیشه آمادگی این را داشته باشید که قبول کنید فرد لایقی را استخدام نکرده اید : 33 درصد از کارکنان در ساعت های اضافه کاری کار مفید انجام نمی دهند .
 
30. مدیر موفق محکم و باثبات است و در عین حال وقتی یکی از کارکنان صلاحیت لازم را ندارد ، عادلانه و قاطعانه تصمیم می گیرید .
 
31. تا این لحظه از زندگی کدام ویژگی شما بیشترین موفقیت را نصیبتان کرده است ؟ این خصوصیت را بشناسید واز آن بیشتر استفاده کنید
 
ادامه :
. اولویت بندی کارهای مهم به مشخص کردن کارهای غیر ضروری هم هست . چه کارهایی کمتر مهم هستند ؟
 
2. معیار اصلی برای اولویت بندی کارها این است که ببینید هر کاری در درازمدت چه نتایج بالقوه ای به همراه دارد ؟
 
3. برای هر حوزه از زندگی تان هدف های مشخص و روشنی تعریف کنید و آنها را بنویسید .
 
4. اگر ندانید که دارید به کجا می روید ، هر راهی شما را با خود خواهید برد .
توماس کارالایل ، فیلسوف انگلیسی
 
5. عوامل مهم موفقیت تان را مشخص کنید ، همان کارهایی که مجبورید حتماً آنها را انجام بدهید تا موفق شوید .
 
6. کاری را که دوست دارید انجام بدهید و خودتان را متعهد کنید آن را عالی انجام بدهید .
 
7. با ارزش ترین سرمایه یک سازمان این است که بین مشتری هایش به چه ویژگی مشهور است .
 
8. وقتی حضور ندارید مشتری ها راجع به شما چطور فکر و صحبت می کنند ؟
 
9. برداشت و استنباط مردم یک واقعیت است . هر کاری که میکنید به نحوی برداشت و ادراک دیگران را تحت تأثیر قرار می دهد .
 
10. فقط مسئولیت انجام کارهایی را قبول کنید که می توانید آنها را عالی انجام بدهید . عملکرد متوسط پاداش ندارد .
 
11. مدیران ممکن است همیشه تصمیم هایشان صحیح نباشد اما همیشه تصمیم هایشان را تصحیح می کنند .
 
12. در مورد هدف هایتان قاطع باشید اما در مورد راه های رسیدن به آنها انعطاف پذیر باشید .
 
13. استعدادها و خلاقیت های ذاتی تان را شکوفا کنید . برای انجام کارها همیشه به دنبال راه های بهتر و سریع تر باشید .
 
14. مدام در پی نوآوری باشید چون به محض اینکه ایده ای را به کار بگیرید ، دیگر کهنه شده است .
 
15. استعدادها و توانایی های منحصر به فردتان را مشخص کنید . تا امروز کدامیک از توانایی هایتان بیشترین تأثیر را در موفقیت تان داشته است ؟
 
16. همیشه فکر کنید برای خودتان کار می کنید . رویکردتان نسبت به سازمان طوری باشد که گویی صاحب آن هستید حمید رضا ترکمندی ، زیباوب
 
17. مدیران موفق ابتدا به ضروریات شخصی خودشان نمی پردازند ، چون به ضروریات شرایطی که در آن هستند توجه دارند . این ضروریات کدامند ؟
 
18. با شهامت عمل کنید . خواهید دید کمک هایی دریافت می کنید که انتظارش را ندارید .
 
19. برای غلبه بر ترس ، همیشه طوری عمل کنید که گویی شکست برایتان غیر ممکن است و همین طور هم خواهد شد .
 
20. مدیران موفق برای اینکه به کارکنان تازه کار یاد بدهند که چطور کارشان را خوب انجام بدهند وقت صرف می کنند .
 
21. مدیریت به شما این توانایی را می دهد که از انجام دادن کارها به کنترل کردن کارها برسید .
 
22. مدیران کارآمد از نظرات دیگران استقبال می کنند و خودشان را تصحیح می کنند .
 
23. ابتدا تجسم کنید که برای انجام هیچ کاری محدودیت ندارید . حالا تفکر (( برگشت از آینده )) را تمرین کنید : فرض کنید حالا پنج سال بعد است و از آنجا به گذشته نگاه کنید .
 
24. اگر می دانستید که هیچ شکستی در کار نیست ، چه رؤیایی در سر می پروراندید ؟
 
25. روی کاغذ فکر کنید . هر دقیقه ای که صرف برنامه ریزی کنید ، موجب می شود که موقع انجام کار ، ده دقیقه صرفه جویی کنید .
 
26. عادت کنید با تمام نیرو کار کنید . مدام به خودتان بگویید . (( برگردیم سر کار . ))
 
27. همیشه این آمادگی را داشته باشید که بپذیرید ممکن است اشتباه کرده باشید .
 
28. (( شجاعت واقعاً اساسی ترین فضیلت است . چرا که سایر فضیلت ها به آن وابسته اند . ))
وینستون چرچیل
 
29. برای کشف سرزمین های جدید باید اراده کنید که از ساحل دور شوید .
 
30. محک واقعی برای رهبری خوب ، کیفیت عملکرد شما در زمان بحران است .
 
31. میزان توانایی شما برای حل مشکلات و تصمیم گیری درست معیار واقعی سنجش میزان مهارت تان به عنوان یک مدیر است .
 
32. مدیران در روبرو شدن با خطرها و مشکلات ، همیشه آرام و خونسرد هستند و خویشتن داری را از دست نمی دهند
 
 
ادامه :
اگر میزان تحولات خارج از سازمان شما بیش از میزان رشد داخل سازمان باشد در این صورت سقوط سازمان حتمی است . جک ئلس ، مدیر عامل کمپانی جنرال الکتریک
 
2. برای اینکه سرعت فرایند تحویل محصولات و خدمات تان را به مشتری افزایش دهید چه کار می توانید بکنید ؟
 
3. آن قسمت از کارها یا فعالیت های سازمان را که شرکت ها یا سازمان های دیگر می توانند یهتر از شما انجام دهند به آنها واگذار کنید .
 
4. برای مدیریت کارکنان مختلف و موقعیت های گوناگون نیاز به استفاده از سبک های متفاوت مدیریت داریم .
 
5. به کارکنان بی تجریه دستورات روشن و قاطع بدهید و راهنمایی های واضح و صریح بکنید .
 
6. برای اینکه کارکنان و مجریان عالی داشته باشید ، مدام به آنها آموزش بدهید و آنها را راهنمایی کنید .
 
7. برای انجام کارهای پیچیده ، دیگران را تشویق کنید تا با راهنمایی ها و مشارکت خودشان به شما کمک کنند .
 
8. مسئولیت هر کاری را فقط به دست کسی بسپارید که ثابت کرده است از عهده آن کار بر می آید .
 
9. برای فکر کردن و بررسی کارها وقت بگذارید . تفکر عمیق مشخصه بارز مدیران موفق است .
 
10. از جلو رفتن و پیشرفت نترسید . طناب را باید بکشید . نمی توانید آن را هل بدهید .
 
11. هرجایی که اکنون هستید و هر شغلی که دارید ، خودتان مسئول آن هستید و دلیلش انتخاب ها و تصمیم گیری های خودتان است .
 
12. عملکرد بهترین رقیب هایتان را معیار عملکرد خودتان قرار دهید . به این فکر کنید که دفعه بعد چگونه می توانید از آنها ببرید .
 
13. مدیران هرگز از وضعیت فعلی شان راضی نیستند و مدام سعی می کنند بهتر بشوند .
 
14. موفقیت ممکن است منجر به رضایت از خود بشود و این بزرگ ترین دشمن موفقیت است .
 
15. در دوره تحولات سریع ، سکون خطرناک ترین چیز است .
 
16. دنیای بیرون شما انعکاس دنیای درونتان است . اگر طرز تفکرتان را عوض کنید ، زندگی تان عوض می شود .
 
17. هر چیزی که به حقیقت اضافه شود از آن حکم می کند .
الکساندر سولژنیتسین ، نویسند روسی و برنده جایزه نوبل
 
18. در اغلب اوقات هر نقطه ضعفی در واقع نقطه قوتی است که از آن استفاده نادرست شده است . اگر فردی کارایی لازم را ندارد شاید نشان دهنده این است که باید کار دیگری به او واگذار کرد .
 
19. اگر در سازمانتان فرد باهوشی دارید که تخص ویژه ای دارد برایش یک پست جدید ایجاد کنید .
 
20. از راحت طلبی که باعث مدیریت ضعیف می شود دوری کنید . استانداردهای خودتان را مدام بالاتر و بالاتر ببرید .
 
21. برای به دست آوردن اطلاعات به روز و با خبر شدن از اظهار نظرهای کارکنان ، در سازمان گشتی بزنید .
 
22. همیشه آماده باشید تا در صورت لزوم شرح وظایف کارکنان را تغییر بدهید و یا حتی اگر لازم است افراد را عوض کنید .
 
23. موفقیت شما در گرو این است که تمام کارکنان شما با تمام وجود تلاش کنند تا عملکرد عالی داشته باشند .
 
24. فقط وجود یک کارمند مسئولیت ناپذیر کافی است که منبع اصلی مشکلات در سازمان بشود .
 
25. تفکر (( آسمان بی ابر )) را تمرین کیند . تجسم کنید که هیچ کاری برایتان غیر ممکن نیست . در این صورت چه کاری را مایلید به نحو دیگری انجام بدهید ؟
 
26. در مقابل برگرداندن و واگذاری کار به صورت معکوس یا از پایین به بالا مقاوت کنید . اجازه ندید انجام کاری را که به دیگران واگذار کرده اید دوباره به خودتان محول کنند .
 
27. مدیران واگذار کنندگان پرتوقعی هستند . آنها شدیداً روی این نکته تأکید می کنند که کار باید درست انجام شود .
 
28. هدف اصلی و قطعی خودتان را در زندگی مشخص کنید و سپس تمام فعالیت هایتان را بر اساس همان هدف سازماندهی کنید .
 
29. مدیران در هر برهه از زندگی مسئولیت کامل تمام اعمالشان را به عهده می گیرند .
 
30. هرگز گله و شکایت نکنید . هرگز سعی نکنید کارهایتان را توجیه کنید .
 بنجامین دیزرائیلی
 
31.   تمرین کنید که همیشه راهنما و مشاور کارکنان باشید . برای پیشرفت در کارشان مدام آنها را راهنمایی کنید .
 
32. در هر کاری که می کنید طوری عمل کنید که الگوی دیگران شوید . همیشه فکر کنید که دیگران شاهد کارهای شما هستند .
 
33. برای دادن آموزش های جدید به کارکنان هزینه کنید تا پیشرفت کنند و عملکردشان بهتر شود .
 
34. وفادارای به سازمان ، رئیس و کارکنان از با ارزش ترین ویژگی های یک مدیر موفق است .
 
35. افرادی که عملکرد بالا دارند به داشتن ارتباط عالی با رئیس شان بسیار اهمیت می دهند .
 
36. قبل از اینکه کاری را شروع کنید اول از همه تمام فعالیتهای مربوط به آن کار را اولویت بندی کنید .
 
37. در محیط کار جوی ایجاد کنید که همه با صداقت و شرافت عمل کنند و بتوانند به راحتی حرفشان را بزنند .
 
38. راستگویی نشانه واقعی شرافت است .
 
39. برای هر حوزه کلیدی و مهم یک نفر مسئول کنید .
 
40. طرز لباس پوشیدن شما باید به کسب موفقیت تان کمک کند . ظاهر شما بسیار مهم است . مردم بر اساس ظاهرتان روی شما قضاوت می کنند .
 
41. اصل ( حذف انتخاب دیگر ) را همیشه به یاد داشته باشید : (( انجام یک کار یعنی انجام ندادن یک کار دیگر )

 
*********************************
چگونه فرد موفقی باشیم؟
دانستن کارهایی که آدم های موفق انجام داده اند یکی از روش هایی است که به ما کمک می کند بهتر زندگی کنیم 
محمد کیاسالار
اسم و رسم برایان تریسی در دنیای موفقیت، بزرگ تر از آن است که به معرفی احتیاج داشته باشد: یک مولف، مربی و سخن ران حرفه ای در زمینه موفقیت، مدیر شرکت بین المللی برایان تریسی واقع در سولاتابیچ کالیفرنیا، و مشاور بیش از 500 شرکت معتبر بین المللی. او در زندگی نامه اش می نویسد:
تا آن جا که یادم می آید، من در سال های درس و مدرسه جز یک ذهن کنجکاو هیچ سرمایه ای نداشتم. همیشه توی مدرسه شاگرد ضعیفی بودم و آخرش هم مجبور شدم ترک تحصیل کنم. دوران نوجوانی ام عمدتا به کارگری گذشت: کار در آشپزخانه یک رستوران، حفر چاه، کارگری در کارخانه و حمل و نقل بسته های کاه در مزارع و دام داری ها. بیست و پنج ساله بودم که شروع کردم به فروشندگی. از این خانه به آن خانه می رفتم و با سود مختصری که از خرید و فروش لوازم منزل به دست می آوردم، روزگارم می گذشت. یک روز این سوال توی ذهنم جرقه زد که: چرا خیلی ها توی همین حرفه موفق  اند اما من موفق نیستم؟
برایان تریسی خودش اعتقاد دارد که زندگی اش را همین سوال زیر و رو کرد:
این سوال باعث شد من دست به کاری بزنم که مسیر زندگی ام را عوض کند. رفتم سراغ فروشندگان موفق و از آن ها سوال کردم که رمز موفقیت شان چیست. آن ها هر کدام شان حرف هایی زدند و بخشی از تجربیات شان را به من منتقل کردند. من فقط از همان حرف ها و تجربیات استفاده کردم تا به این جا رسیدم. به همین سادگی! دو سال به همین ترتیب کار کردم. توانایی و مهارتم در فروشندگی، زیاد و زیادتر شد تا این که توانستم مدیرِ فروش شوم. در کار مدیریت فروش هم دقیقا از همان شیوه استفاده کردم: رفتم سراغ کسانی که در مدیریت فروش، عمل کرد موفقی داشتند؛ توصیه هایشان را شنیدم و به کار بستم. احساس می کردم کشف بزرگی کرده ام که می تواند زندگی ام را متحول کند. موفقیت برای من یک قانون ساده داشت: فقط یاد می گرفتم که افراد موفق برای پیش رفت شان دست به چه کارهایی زده اند، آن وقت من هم می رفتم و دقیقا همان کارها را انجام می دادم. حمید رضا ترکمندی ، زیباوب
اما بزرگ ترین فایده این کشف برای برایان تریسی این بود که نگاه او به موفقیت و آدم های موفق عوض شده بود: خب، من به خاطر تجربیات ناموفقی که در دوران نوجوانی داشتم، همیشه احساس ضعف و ناتوانی می کردم. همیشه خیال می کردم کسانی که از من موفق ترند، واقعا از من برتر و بهترند، اما کم کم فهمیدم که این طرز فکر ایراد دارد. آن ها موفق تر بودند چون کارها شان را به روش بهتری انجام می دادند، اما من هم می توانستم (و توانستم) هر چه آن ها انجام می دهند، انجام بدهم. و این برای من مثل یک مکاشفه بود. . . هنوز یک سال از عمل کردم در زمینه مدیریت فروش نگذشته بود که تبدیل شده بودم به یک فروشنده تراز اول. یک سال بعد، مدیر عامل شرکت شدم و توانستم با 95 نماینده فروش در 6 کشور هم کاری کنم. سال ها به همین ترتیب گذشت و من توانستم شرکت های متعددی را تاسیس و راه اندازی کنم، در یک دانشگاه معتبر در رشته مدیریت بازرگانی درس بخوانم، به زبان های فرانسوی، اسپانیایی و آلمانی مسلط شوم و به عنوان سخن ران، مربی و مشاور با بیش از 500 شرکت بین المللی هم کاری کنم. . .
برایان تریسی می گوید که در طول این سال ها یک حقیقت برای او کاملا روشن شده است: کلید دست یابی به یک موفقیت بزرگ این است که آدم بتواند ذهنش را تمام و کمال بر روی مهم ترین کار یا هدفی که در زندگی اش دارد متمرکز کند، آن را درست انجام بدهد و تا آن را به پایان نرسانده دست از کار و کوشش برندارد. او برای موفقیت، فرمول های ساده ای کشف کرده است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم.
 
وقتی قدم اول را برداشتید، آن وقت باید برای هر کدام از اهداف تان مهلت تعیین کنید. تا وقتی این کار را نکرده اید، هیچ فوریتی برای رسیدن به هدف ها وجود ندارد
یک، دو، سه، حرکت!
از زندگی چه می خواهید؟ دنبال چه می گردید؟ هدف تان چیست؟ یک تکه کاغذ بردارید و هدف های دور و نزدیک تان را رویش بنویسید. با خودتان صادق باشید. برایان تریسی سرسختانه اعتقاد دارد: آن هایی که افکار و اهداف شان را روی کاغذ می آورند، لااقل یک قدم به موفقیت نزدیک تر می شوند. برای این کار می توانید از مشورت دوستان، نزدیکان و یا هر کسی که حرفش را قبول دارید، بهره مند شوید. این قدم اول است.
وقتی قدم اول را برداشتید، آن وقت باید برای هر کدام از اهداف تان مهلت تعیین کنید. تا وقتی این کار را نکرده اید، هیچ فوریتی برای رسیدن به هدف ها وجود ندارد. بعد از این مرحله باید فهرست اهداف تان را اولویت بندی کنید. مثلا می خواهید تا یک سال دیگر وارد دانشگاه شوید، تا دو سال دیگر شغل مناسبی برای خودتان دست و پا کنید و . . .
برای رسیدن به هر کدام از هدف هایتان چه راه هایی پیش رو دارید؟ از تمام کارهایی که فکر می کنید شما را یک قدم به هدف تان نزدیک تر می کند، فهرستی تهیه کنید و هر بار که چیز جدیدی به ذهن تان می رسد یا حرف جدیدی از کسی می شنوید که می تواند شما را به هدف تان نزدیک تر کند با اضافه کردن آن به فهرست قبلی فهرست تان را تکمیل کنید. پس از تکمیل این فهرستِ کاری، باید فهرست فعالیت هایتان را هم اولویت بندی کنید. چه کاری باید قبل از همه و چه کارهایی باید بعد از آن انجام شود؟ برایان تریسی معتقد است که احتمال موفق شدن شما در این مرحله بسیار بیشتر از احتمال موفق شدن نابغه ای است که هدف ها و برنامه هایش را در ذهنش نگه می دارد و با خودش حمل می کند.
وقتی برنامه ریزیِ مکتوب تان تمام شد، شروع کنید به کار کردن. هر روز لااقل یک قدم به سمت هدف تان بردارید. حرکت کنید. توقف ممنوع است. آن چه شما را موفق می کند، همین استواری و ثبات قدم است.
فقط از روی فهرست 
الکس مک کنزی می گوید: وارد عمل شدن قبل از یک برنامه ریزی صحیح، سرآغاز تمام شکست های زندگی است. هر چه برنامه ریزی تان بهتر باشد، آسان تر می توانید دست به کار شوید. از اسم برنامه ریزی نترسید. برنامه ریزی کار عجیب و غریبی نیست. از نظر برایان تریسی: برنامه ریزی یعنی تهیه یک فهرست کاری. او توصیه می کند که همیشه کارهایمان را بر اساس همان فهرستی انجام بدهیم که خودمان تهیه کرده ایم و اگر احیانا کار جدیدی پیش آمد، حتما قبل از شروع به کار، آن را به فهرست مان اضافه کنیم. از همان اولین روزی که کارهایتان را از روی فهرست شروع می کنید، 20 تا 25 درصد به راندمان کاری تان اضافه می شود. هر شب فهرست  تان را ببینید و ارزیابی کنید که امروز چه کارهایی انجام داده اید، چه کارهایی نیمه کاره مانده و برای فردا باید چه فهرستی تدارک ببینید؟ فهرست کاری هر روز را باید شبِ قبل آماده کنید. در طول روز همیشه باید به فهرست کاری تان توجه داشته باشید و هر کاری را که به اتمام می رسانید، کنارش علامت بزنید. این کار، انگیزه و اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد.
از همین امروز شروع کنید به تهیه فهرست برنامه های روزانه، هفتگی و ماهانه. البته حواس تان باشد که داشتن برنامه های هفتگی و ماهانه خوب است، اما داشتن برنامه روزانه ضرورت دارد؛ ضرورت!
بیست را به هشتاد نفروشید!
ویلفردو پارتو، اقتصاددان ایتالیایی، در سال 1895 ادعایی کرد که از نظر برایان تریسی، آن ادعا مثل یک قانون علمی، ارزش و اعتبار دارد: آدم های جامعه را می شود به دو دسته تقسیم کرد. دسته اول که به طور معمول هشتاد درصد هر جامعه را تشکیل می دهند، اکثریتِ تاثیرپذیرند، و دسته دوم که به طور معمول بیست درصد هر جامعه را تشکیل می دهند، اقلیتِ موثر. نکته دقیقا در این جاست که همیشه همین بیست درصد، آن هشتاد درصد را به دنبال خودش می کشد. در فعالیت های اقتصادی هم تقریبا همیشه اوضاع از همین قرار است. یعنی مثلا هشتاد درصد از سود شما را بیست درصد از تولیدات تان تامین می کند. بیست درصد از مشتری های شما، هشتاد درصد از کل فروش تان را  خریداری می کنند. هشتاد درصد از نتایج (و درآمدی) که کسب می کنید، نتیجه بیست درصد از فعالیت های شماست و . . .
برایان تریسی به همین ادعای ویلفردو پارتو استناد می کند و آن وقت نتیجه می گیرد که: اگر در فهرست کاری روزانه تان 10 مورد نوشته باشید، احتمالا یکی دو مورد وجود دارد که بیشتر از آن هشت نه موردِ دیگر ارزش دارد و یا لااقل ارزشش کم تر از آن موارد نیست! و طبیعی است که پس از این نتیجه گیری، توصیه می کند که: همیشه در فهرست تان بگردید و آن اقلیتِ موثر را پیدا کنید و کارها یتان را هم با همان اقلیتِ موثر شروع کنید. در مقابل این وسوسه که اول کارهای کوچک را سر و سامان بدهید، تا می توانید مقاومت کنید. از همین امروز قاطعانه تصمیم بگیرید که وقت بیشتری را صرف کارهایی بکنید که ممکن است زندگی شما را متحول کند و وقت کم تری را به کارهای کم اهمیت تر اختصاص بدهید. روزنامه همشهری
 

نکاتی در مورد بهبود رفتار دانش آموز در سطح فردی ، کلاس و مدرسه/و مدیریت زنگ تفریح

در مدیریت  زنگ تفریح 2 دیدگاه مطرح است

1-دیدگاه مداخله گر

2-دیدگاه غیرمداخله گر 

دیدگاه مداخله گرمعتقدبه مدیریت مستقیم رفتاردانش آموزان درزنگ تفریح ،ایجادتغییراتی در حیاط وزمین مدرسه وآموزش بازی های سالم وبی خطراست .

انتقاد وارد به این دیدگاه این است که با این نوع مدیریت آزادی دانش آموزان و فعالیت های خود به خودآنان که ازنظراجتماعی مفیداست محدودمی شود.

امادیدگاه دوم که غیرمداخله گراست معتقداست؛

 که دانش آموزان درزنگ تفریح بایدکاملاً آزادباشندتابتوانندبه فعالیت هاوبازی های موردعلاقه خودبپردازند.دنباله روی ازاین دیدگاه نیزممکن است درمواردی به رشدفرهنگ ضدمدرسه منجرشود.استفاده ازآزادی منجرمی شودکه این امرمی تواندبه خصوص اثرمخربی بریادگیری دانش آموزان داشته باشد.www.zibaweb.com

 درسالهای اخیردربسیاری ازکشورهای پیشرفته نوآوری هایی درجهت بهبودرفتاردرکلاس وحیاط مدرسه انجام شده وروش های جدیدبرای مدیریت زنگ تفریح به خوبی درجهت کاهش رفتاراختلال زا  مورد استفاده قرارمی گیردکه به  برخی ازآنهااشاره می شود.

 

1-بهبودرفتاردرسطح سازمان، کلاس ودرس

2-بهبودرفتاردر دانش آموزان ازطریق جلب مشارکت آنان دربازسازی حیاط ومحوطه بازی

3-بهبودرفتارازطریق بهبودروابط بین دانش آموزان

4-بهبودرفتاردانش آموزان ازطریق آموزش معلمان وبهبود جو مدرسه

 

براساس نظر واتکینس درهرمدرسه سطوح مختلفی وجودداردکه شامل:

 الف سطح سازمان 

ب-سطح کلاس

ج سطح فردی

باتوجه به این که درسطح الگوهای رفتاری خاصی بروزمی کند،مدیریت رفتاردانش آموزان درهریک ازسطوح شناخت کافی وروشهای تربیتی خاصی رامی طلبد.برای بهبودرفتاردانش آموزان درزنگ تفریح لازم است درهریک ازسطوح اقدامات تربیتی خاصی صورت گیرد.به عبارت دیگربدون توجه به این که درکلاس ودرکل مدرسه چه می گذردوچه الگوی رفتاری درآنجا  حاکم است  نمی توان انتظارداشت که دانش آموزان رفتارمتعادل وشایسته ای درزنگ تفریح ازخودنشان دهند.ازطرفی لازمه  بهبودرفتاردرهریک ازسطوح مشارکت کامل دانش آموزان وایجادجو ومحیطی دوستانه برای بحث وگفتگو درموردرفتارقابل پذیرش وغیرقابل پذیرش وتصمیم گیری درزمینه مقررات کلاس ومدرسه یاتعدیل واصلاح آن است.

خلاصه برخی ازاصول حاکم برسطوح مختلف سازمان مدرسه ،کلاس وفرد  براساس نظرمحقق فوق به شرح زیرمی باشد.

 

الف بهبودرفتاردرسطح سازمان

 

تاسازمان مدرسه ومحیطی که درآن رفتارنامطلوب بروزمی کندمورد ارزیابی واصلاح قرارنگیرد ارائه راه حل های مختلف برای مسایل  انضباطی دانش آموزان چاره سازنخواهدبود.

 

ازویژگیهای مهم سطح سازمانی چگونگی رفتارمعلم هاومیزان همکاری آنان بایکدیکراست .درمدرسه هایی که فرهنگ مشارکتی وجودداشته باشدبرای کمک به بهبودرفتاریک یاگروهی ازدانش آموزان مبادله اطلاعات وهمکاری معلم هاصورت می گیردکه این امرتاحدود زیادی می تواندبه شناخت وحل مشکل کمک نماید.ودرحالی که درمدرسه هایی که معلم هادرانزوا کار می کنند مشکل رفتاری دانش آموزان به صورت یک مسئله بغرنج وتنبیه دانش آموزان خاطی به عنوان تنهاراه حل موردتوجه قرار می گیرد.

 

بهبودرفتاردرسطح سازمان رامی توان باایجادفرصت هایی برای ارزیابی مدیریت کلاس ها،روش های تدریس ،مقررات مدرسه ،الگوی رهبری ،نظام حمایت ازکارکنان وچگونگی ارتباطات فراهم آوردودرصورت لزوم هریک ازمواردفوق راموردتجدیدنظرواصلاح قرارداد.

 

ب بهبودرفتاردرسطح کلاس

 

ازعوامل دیگری که می تواند بررفتار معلم وشاگردتاثیر گذارد،شرایط کلاس می باشد.

سازمان دادن وهدایت فعالیت دانش آموزان وتسلط بروقایع پیش بینی نشده درکلاس نیازمندمهارت قابل توجه معلم است . وچگونگی مهارت معلم درمدیریت کلاس می تواندازعوامل بروزیاپیشگیری مشکلات رفتاری باشد.همان طورکه مشخص است پاسخ های واکنشی به هنگام بروزمسایل انظباطی کافی نیست بلکه مهم برنامه ریزی قبلی وانجام اقدامات لازم برای پیشگیری ازمسائل است .

 

واتکینس مهارت اصلی معلم رابرقراری یک نظام فعالیت درکلاس می داند.منظورفعالیت هایی است که دریک نظام وحدت یافته باشند.این محقق براین اعتقاداست که اگردرکلاس نظام فعالیت جریان نداشته باشدانظباط حاکم نخواهدشد.

نظام فعالیت های کلاس شامل:

 تعیین اهداف ،تعیین  تکلیف ،توجه به ارتباطات ،درنظرگرفتن زمان برای هرفعالیت ودراختیارگذاردن منابع مناسب برای آن فعالیت است که برای هریک ازمواردفوق بایدقبلاً برنامه ریزی گردد.

 

از اقدامات دیگری که می تواند درکاهش رفتارنامناسب کلاس موثرباشد مشارکت دانش آموزان درتنظیم مقررات کلاس وتقویت مهارت های ارتباطی آنان به خصوص آموزش رفتارارتباطی مناسب با  همکاران است .

ج بهبودرفتاردرسطح فرد

 

هردانش آموزبه علت شرایط ویژه خود دارای الگوی رفتاری خاص می باشدلذا هرگز نمی توان دستورالعمل ساده ای برای پاسخگویی به رفتارهای اخلاق نمای دانش آموزان درشرایط مختلف ارائه داد.علل بروز رفتارنامناسب دانش آموز درکلاس یاحیاط مدرسه می تواندناشی ازترکیب دانش آموزان درکلاس و نوع ارتباطات آنان ،رفتارمعلم ،چگونگی سازمان مدرسه ویادلایل فردی باشد.بنابرین درمرحله اول بایدتشخیص دادکه مسئله درکدام قسمت است

جمع آوری اطلاعات توسط معلمان وتهیه فهرستی که نشان دهدچه رفتاری مشکل ایجادکرده ،درچه شرایطی رفتارموردنظربروز می کندودرچه شرایطی امکان بروزآن محدوداست .قبل ازبروزرفتارچه اتفاقی می افتد سپس ازوقوع آن چه پیش می آیدمی توان مفیدباشد.

معمولاً رفتارنامناسب دانش آموزان درموقعیت های خاص بروزمی کند بنابرین برای شناخت رفتارآنها بایدبه محیط کلاس ونحوه مدیریت آن ومهارت های حل تعارض معلم توجه نمود.

لازم به ذکراست که تعامل تجربیات معلم ها با هم درموردرفتارفردیاگروه خاص وتبادل روشهای موفقیت آمیز مشاهده کلاس یکدیگروبحث وتبادل نظر درمورد جو و مدیریت کلاس می توان درشناخت بهتررفتاراختلال زا وکاهش آن موثرواقع شود.بایددیدکدامیک ازمعلم هایاهمکاران باجلب اعتماد واطمینان دانش آموزان می تواندبه اودرجلوگیری ازرفتارموردنظرکمک کند.ممکن است معلم ودانش آموز دچار تضادوتعارض باشندوکمک شخص سوم می توانددررفع مشکل ارتباطی موثرواقع شود.رفتاردانش آموزهمچنین ممکن است نشان دهنده مشکل شخصی ونیازمندتوجه خاص باشد.به هرحال مداخله درسطح فردی لازم است که مناسب باوضعیت دانش آموزوشناخت بهبودهای اوباشد.

 

مداخله هایی که بتوانددانش آموز راازطریق راه های قابل پذیرش به هدف خودبرساند ازموثرترین روش هابرای بهبودرفتار دانش آموزان باشد.به همین ترتیب تقویت مهارت های مشاورمدرسه وتعیین معلم راهنمابرای دانش آموزانی که دچاراختلالات رفتاری هستندازروش های موثرکاهش رفتار ناسازگار است .

چنانچه تدابیرفوق که درحد وظایف مدرسه ومعلمان است موثرواقع نشدضروری است مدرسه به متخصصین حرفه کمک کند ، وجود خدمات حمایتی درمدرسه ،صحبت با اولیاء دانش آموزان ، تشکیل گروه های حمایت کننده ازدانش آموزان برای کمک به یکدیگرمی توانددرحل مشکلات رفتاری مفیدباشد.      

 

یکی ازروشهایی که به بهبودکیفیت زنگ تفریح وتجربیات بازی دانش آموزان منجرمی گردد مشارکت دانش آموزان دربازسازی حیاط ومحوطه بازی می باشد.

ازتحقیقاتی که توسط محققین دانشگاه شفیلدانگلستان درچارچوب مدرسه انجام شده است . بهسازی فضای بیرونی مدرسه رابه عنوان روشی برای مقابله بااختلالات رفتاری انتخاب کرد ه بودند.این پروژه شامل طرح برای مقابله بااختلالات رفتاری درمدرسه است که مداخله درجهت تغییرفیزیکی حیاط وزمین بازی یکی ازطرح حای فوق می باشد.دراین طرح دانش آموزان مدارس گروه آزمایش باهمکاری چندتن ازدانشجویان معماری وتحت نظارت محققان پس ازتشخیص نقاط ضعف وقوت حیاط وفضای بازی مدرسه به طراحی آن پرداختند.درشروع ازنظردانش آموزان نقاط مثبت حیاط مدرسه نقاطی بودکه آنان بابهره گیری ازخلاقیت خودوبادستکاری محیط ازامکانات ضعیف آن استفاده می کردند.عناصری که به عنوان تغییرات ضروری پیشنهادمی شدنشان دهنده رشدفکری وآگاهی از انتظارات یکدیگربود تغییرات موردنظر دانش آموزان شامل درخت ،بوفه ،وسایل بالارونده ،حیوان ،باغچه ،طناب ،زمین فوتبال ،چرخ وفلک ،بازی مکاره وحیاط پرماجرابود.

درهریک ازمدارسی که پروژه بهسازی رابرای مقابله بااختلالات رفتاری دانش آموزان انتخاب کرده بودندنوع تغییرات ایجادشده بامدارس دیگرتفاوت داشت .

درزمینه اثرات پروژه بررفتاردانش آموزان محققان به این نتیجه رسیدندکه به طورکلی مدارسی که دانش آموزان مشارکت بیشتری درطراحی وساخت محوطه بازی داشتندنتایج تحقیق برای دستیابی به اهداف مثبت تربود. به این معنی که رضایت دانش آموزان اززمین بازی واحساس آنان درموردایجادتغییرات مطلوب درحیاط مدرسه بیش ازسایرمدارس بود.

 

ونیزبراساس مصاحبه بامعلمان درهمه مدارسی که درمداخله برای بهسازی حیاط انجام گرفت میزان دعوا وزدوخوردوشکایات دانش آموزان درزنگ تفریح قابل ملاحظه یافته بود.به همین ترتیب میزان خستگی وبی حوصلگی دانش آموزان کمترشدورضایت آنان ازحیاط ومحوطه بازی افزایش یافته بود.

ازموثرترین برنامه ها آگاه سازی دانش آموزان ازروش های مسالمت آمیزحل اختلافات درمدرسه وتقویت همبستگی میان دانش آموزان است .

 

مهمترین طرح هادراین زمینه مشارکت آمیزتعارض توسط دانش آموزان ،مشاوره وجرات آموزی است .هدف این نوع مداخله هاتقویت مهارت های اساسی دردانش آموزان به خصوص توانایی گوش دادن ،تقویت اعتمادبه نفس وخودباوری است .

دربرنامه حل مشارکت آمیزتعارض بین  دانش آموزان سنین مختلف  ازطریق کارگا ه های آموزشی وارایه فعالیت های مختلف کمک می شودکه به یادگیری مهارت ها و راهبردهای مناسب مسائل مربوط به دگرآزاری وسایررفتارنامطلوب درمدرسه رابه صورت گروهی وخلاق حل کنند.

همچنین تکنیک های جرات آموزی کمک می کندکه دانش آموزان به جای این که با دیگران رفتاری منفعلانه یابرعکس پرخاشگرانه داشته باشند درشرایط گوناگون باخودباوری واعتمادبه نفس رفتارکنند.دراثراین برنامه آموزشی مهارت های حل تعارض اعتمادبه نفس دانش آموزان افزایش یافته ومهارت های اجتماعی آنان برای شرکت دربازی های دوست یابی تقویت می شود.

جلسات آموزش شامل تکنیک های جرات آموزی است که می تواندبرای مقابله یاپیشگیری ازآزارگری به کارگرفته شود.این جلسات به خصوص برای دانش آموزانی مناسب است که معمولاً مورد تمسخریاآزارقرارمی گیرندیامهارت های اجتماعی ضعیفی دارند.

 

اولین روش های دیگر پیشگیرانه ومقابله بااختلالات رفتاری دانش آموزان می توان به طرح هایی درزمینه بهبودکیفیت استخدام وآموزش ضمن خدمت معلمان وبرنامه های افزایش احترام متقابل وبهبودرابطه بین دانش آموزان ومعلمان اشاره کرد.

ازکارکردهای پنهان نقش تربیتی معلمان ومسئولان مدارس نقش الگودهی آنان است ودانش آموزان بدون تنظیم ،متوجه باشندبسیاری ازرفتارهای اجتماعی نگرش هاوارزش هااز راه تقلید و الگوگرفتن ازمربیان خودکسب می کنند.

بنابرین مهمترین قدم برای بهبودرفتاردرمدرسه وتقویت ارزشهای اخلاقی ،ارائه برنامه های مستمر،آموزش ضمن خدمت برای مدیران ومعلمان درجهت تقویت مهارت های ارتباطی آنان است . اگرقراراست تسامح وسعه صدردرمدرسه تقویت شوددردرجه اول بایدبزرگسالان مدرسه فنون و روشهای برخورد با دیگران را بیاموزند وآگاه گردندکه انسان چگونه می توانددرشرایط پرمساله بادیگران بدون ترس ،خشونت ،نیازهاوابتکارات خودرابیان کندودرعین حال درموردنیازهاوابتکارات دیگران نیزحساس باشد.

 

تحقق ارزش های انسانی درصورتی میسراست که معلمان وکارکنان مدرسه به این ارزش ها معتقد باشند و مهارت های لازم رابرای تبدیل آن ها به هدف های رفتاری کسب کرده باشند.اگرمعلم ها به معیارهایی که درمدرسه ارائه می شود عمل نکنندودانش آموزان این نمونه رادررفتارمعلم ها و شاگردان بزرگترنبینندامکان تحقق آن بسیارضعیف است. 

اگردرمدرسه روح انصاف ،عدالت ، اعتماد بین مسئولان مدرسه ومعلمان برقرارباشد دانش آموزان عدالت ،صمیمیت واحترام متقابل رایادمی گیرند.نوع دوستی وخدمت به دیگران رادانش آموزان با مشاهده کمک شاگردان بزرگتر به کوچکتر  یاد می گیرند.  نوعدوستی وتمایل خدمت به دیگران درافرادی به وجود می آیدکه درخانه ومدرسه برای این رفتار ارزش قائل شده باشند.

 ***************************************

کیف های دانش آموزان؛ هر روز سنگین تر از دیروز؛حمل سرب به جای کتاب درسی!

سرویس دبستان جلوی در ورودی مدرسه می ایستد، صندوق عقب ماشین پر از کوله پشتی و کیفهای رنگارنگ با طرحهای مختلف و زیباست. بعضی از کیفها هم به بزرگی یک چمدان کوچک است. یک کلاس اولی در ماشین را باز کرده و به کمک راننده کوله پشتی اش را برمی دارد. کوله آن قدر سنگین است که نمی تواند روی دوشش بگذارد، بند آن را در دست می گیرد و تا مدرسه روی زمین می کشد! در همان لحظه صدای گوشخراش کشیده شدن چرخهای کیف کودکی دیگر بر روی زمین، توجه همه را به خود جلب می کند. او به زور کیف چرخ دار را بر روی زمین می کشد و آن دورترها کودکی به سمت جلو خم شده و لنگ لنگان به سمت مدرسه می آید. کوله پشتی او سنگین تر از وزن خودش به نظر می رسد! و....
شاید خیلی از شما به خصوص پدر و مادرها بارها شاهد این صحنه ها بوده و گاهی هم برای بچه هایی که باید کیف های به این سنگینی را حمل کنند دلتان سوخته و غصه خورده اید، گاهی هم حرص خورده اید.
به علت پیشرفتهای آموزشی سریع در جهان وسایل تحریر و کتابهای درسی بچه ها روز به روز سنگین تر می شود، در نتیجه بچه ها برای حمل دفتر کتاب خود به کیفهای بزرگتری نیاز پیدا می کنند. امروزه این مشکل آن قدر بزرگ شده است که همه دست اندرکاران به دنبال راه چاره ای برای حمل کیفهای دانش آموزان هستند تا از صدمات احتمالی جلوگیری شود.
طی چند سال اخیر، شهریور ماه هر سال تحصیلی که می شود رسانه های جمعی به صدمات و مشکلات ناشی از حمل کیفهای سنگین پرداخته و هشدارها و راهکارهای صحیح را به والدین و دانش آموزان یادآوری می کنند؛ هرچند طرح این مشکل هر ساله تکراری به نظر می رسد، اما به یقین برای رسیدن به یک نقطه ایده آل، تکرار طرح این مشکل تأثیر زیادی در انتخاب صحیح کیف دستی و کوله پشتی برای والدین دانش آموزان را دارد.
سعی ما در این مقاله آن است که یک بار دیگر در این انتخاب صحیح شما را یاری کنیم و هشدارهای لازم را یادآوری کنیم.

صدمات ناشی از حمل کیف دستی

٭ چندی پیش خبری در خبرگزاری ایرنا خواندم که 30 تا 50 درصد دانش آموزان 16 ساله در کشور کمردرد دارند و کارشناسان معتقد بودند که یکی از علتهای اصلی این مسأله، استفاده از کیفها و کوله پشتی های نامناسب است.
٭ تحقیقات پژوهشگران آمریکایی نشان می دهد که 83 درصد دردهای پشت و شانه و کمر دانش آموزان ناشی از حمل کیف و کوله نامناسب و یا استفاده نادرست از آنهاست.
٭ کارشناسان در نقاط مختلف دنیا عقیده دارند که استفاده نادرست از کیفهای مدرسه می تواند صدمات جبران ناپذیری را به ستون فقرات کودکان وارد کند. درد گردن، کمردرد، انحناهای غیر طبیعی ستون فقرات، افزایش غیر طبیعی انحناهای ستون فقرات و حتی درمواردی آسیب به رشته های عصبی ازجمله این آسیبها و مشکلات است.
٭ نتیجه بررسی های پژوهشگران دانشگاه "سدارس سانیای" بیانگر آن است که بسیاری از کودکان و دانش آموزان هنگام رفتن به مدرسه کوله پشتیهایی را حمل می کنند که وزن آنها بسیار زیاد است.
به گفته این محققان، گر چه استفاده از کوله پشتی در مقایسه با کیفهای دستی آسیب کمتری به ستون مهره های کودکان وارد می کند، اما در بسیاری اوقات وزن کوله ها آن قدر زیاد است که باعث دردهای مزمن ناحیه ستون فقرات و کمردردهای مزمن می شود.
٭ پژوهشگران کشورمان نیز با بررسی وزن کیف مدرسه و محتویات آن به این نتیجه رسیده اند که
2/18 درصد دانش آموزان در موقع حمل کیف احساس ناراحتی می کنند و این احساس در دختران بیشتر از پسران دیده می شود.
البته دانش آموزانی که با سرویس رفت و آمد می کنند نسبت به بچه هایی که مجبورند راه زیادی را از خانه تا مدرسه، پیاده یا با وسایل نقلیه عمومی مثل اتوبوس طی کنند، مشکلات کمتری دارند.

کوله پشتی بهتر از کیف است
دکتر حلی ساز متخصص طب فیزیکی و توانبخشی عقیده دارد: کوله پشتی در صورت استفاده صحیح بهترین وسیله حمل کتابهای درسی برای دانش آموزان است، زیرا وزن کیف به صورت متقارن بر هر دو شانه وارد می شود و بر سطح پشت بدن تقسیم می شود.
دکتر رضا پژوه متخصص طب فیزیکی و توانبخشی هم می گوید: کیفهای دستی براساس راست دستی و یا چپ دستی بودن کودکان تمام مدت با یک دست حمل می شود و در نتیجه به عضلات یک طرف بدن فشار می آورد؛ البته کوله هایی که یک بند دارد باعث آسیب به ستون مهره ها می شود.
طبق تحقیقات انجام شده، متخصصان عقیده دارند که حدود 70 درصد از کودکان مدرسه ای به علت حمل کیف در معرض صدمه ستون فقرات هستند، به طور مثال حمل یک کیف سنگین که روی یک شانه آویزان شود در طول 12 سال تحصیلی می تواند باعث بروز مشکلات کمری مزمن در بزرگسالی شود، چنانچه 60 درصد کمردردها از دوران کودکی باقی می ماند و این صدمات شامل کشیدگی ماهیچه، انحراف منحنی طبیعی S ستون فقرات و اطراف شانه هاست. بدین ترتیب در شرایط یکسان و در مقایسه با کیفهای دستی می توان کوله پشتیها را سالم تر دانست، زیرا در صورت استفاده صحیح از کوله پشتی نیرو به دو طرف منتقل می شود و اثرات سوء کمتری را برای سلامتی بدن در بر خواهد داشت.
کیف ارزان، کیف زیبا!
سری به مغازه های کیف فروشی در سطح شهر می زنیم. مثل گذشته های دور فرم و جنس و... کیفها و کوله ها در مغازه های بالای شهر به پیشنهادها و هشدارهای داده شده نزدیکتر است و در پایین شهر شاید اصلاً کسی به کیف و کوله نیاز ندارد، چون دانش آموز دفتر و کتابهایش را کش بسته و حمل می کند و یا در یک پلاستیک ریخته و به مدرسه می رود!
خانم محبوبه ضیایی مادر جوانی که برای خرید کیف به مغازه آمده است، می گوید: "کیفها خیلی گرون شده! خیلی!" این مادر جوان تنها به قیمت کیف توجه دارد!
خانم ویدا حجت پناه کوله پشتیهای زیادی را روی پیشخوان مغازه ریخته است، همه کیفها خارجی ومارک دار هستند. او یکی یکی کیفها را پشت دختر نوجوان خود امتحان می کند. خانم حجت پناه عقیده دارد که کوله بهتر از کیف است و هر چه زیباتر و سبک تر باشد، بهتر است. برای خانم حجت پناه قیمت کیف اصلاً مهم نیست!
پسر جوانی که به تنهایی برای خرید آمده یک کیف دستی انتخاب می کند. هومن کریمی که در کلاس سوم دبیرستان تحصیل می کند، عقیده دارد که در رفع این مشکل باید یک فکر اساسی کرد و در ساخت مدارس جدید کمدهایی را برای دانش آموزان در نظر گرفت که مجبور به حمل همه کتابها و دفترها در هر روز هفته نباشند و یا اگر مدارس قدیمی جایی برای گذاشتن کمد دارند، حتماً این طرح را در مدرسه خود اجرا کنند تا بچه ها مجبور نباشند هر روز 10 کیلو کتاب و دفتر را با خود حمل کنند.

کوله پشتی


آمار جهانی نشان می دهد که 90 درصد از کیفهای مدرسه کوله پشتیها هستند. امروزه در طراحی کوله پشتیها معمولاً نیاز روز را در نظر می گیرند و در این طراحیها به فرم، شکل، جنس، اندازه و حجم کوله توجه شده و انواع کوله پشتیها روانه بازار می شود و خریدار با یک انتخاب صحیح می تواند بسیاری از مشکلات ذکر شده را حل کند.
آن چه که باید در انتخاب کوله پشتی در نظر گرفت، آن است که سن دانش آموز و اندازه کتابهایش می تواند تعیین کننده حجم کوله باشد و مورد دیگر جنس کوله پشتی است که باید سبک، قابل شستشو، مقاوم، ایمن و نسبتاً ارزان باشد تا تمام دانش آموزان قدرت خرید آن را داشته باشند.

مشخصات یک کوله پشتی خوب
کوله پشتی خوب باید دو بند شانه ای پهن و نرم داشته باشد. یک کوله خوب باید کمتر از ده درصد وزن بدن کودک باشد، مثلاً کودک 40 کیلویی باید کوله ای را حمل کند که با وسایل داخل آن بیش از 4 کیلوگرم وزن نداشته باشد.
هر چند دقت در زیبایی کوله پشتی برای دانش آموزان بخصوص نوجوانان مهم است، اما نباید صرفاً براساس مد و زیبایی کوله را انتخاب کرد.

استفاده درست از یک کوله پشتی
دو بند شانه ای پهن و نرم کوله پشتی باید به راحتی روی شانه ها قرار گیرد.
از هر دو بند کوله برای حمل استفاده شود و طول بندها به اندازه ای باشد که کیف نسبت به بدن چسبان، اما نه خیلی تنگ باشد.
بستن بند کمری کوله پشتی از جمله ضروریات است، چرا که از انتقال تمام نیروی وزن بر شانه ها جلوگیری می کند، به خصوص از ایجاد سوانح احتمالی در فرد مثلاً در زمستان جلوگیری می کند.
لوازم داخل کوله پشتی را باید مرتب و منظم و در تمام فضای کوله چید.
لوازم سنگین تر در کوله باید در نزدیک ترین محل به پشت فرد قرار گیرد، در غیر این صورت مرکز ثقل به مکانی عقب تر از بدن منتقل شده و باعث کمردرد می شود.
حرکت لوازم داخل کوله باعث جا به جایی مکرر مرکز ثقل می شود و با استفاده از جیبهای متعدد در کوله جهت تقسیم بندی صحیح لوازم تحریر، می توان این مشکل را حل کرد.
و سرانجام توصیه دکتر بهرامی برای کسانی که به هر دلیلی کیف را به کوله پشتی ترجیح می دهند، آن است که در انتخاب کیف دستی ضمن آن که وزن و جنس آن باید مناسب باشد، دسته های کیف هم نباید خیلی سفت و خشک باشد.
دکتر حلی ساز هم توصیه می کند که بند کیف باید قابل کوتاه و بلند شدن باشد تا به تناسب جثه فرد تنظیم شود. بند کیف یا کوله نباید خیلی سفت یا شل باشد، بچه هایی که عادت دارند بند کوله را خیلی بلند بگیرند کوله به جای کمر روی باسن قرار می گیرد و درچنین وضعی دانش آموز برای حفظ تعادل خود به جلو خم می شود و دراثر تکان خوردن کیف دائماً تلوتلو می خورد.
آخرین تذکر این که اگر دانش آموزی هنگام حمل کوله پشتی به جلو خم شود، شانه هایش را گرد کند و موقع راه رفتن سرش را پایین تر بیندازد باید بدانیم که کوله اش سنگین است.

رابطه صبحانه با ضریب هوشی
نخوردن صبحانه ضریب هوشی کودکان را کاهش می‌دهد
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان گفت: نخوردن صبحانه ضریب هوشی و قدرت یادگیری کودکان و دانش آموزان را کاهش داده و به خستگی زودهنگام آنان منجر می‌شود.

دکتر"مهدی سالک" فوق تخصص غدد روزیکشنبه درگفتگوبا ایرنا افزود: خوردن صبحانه نقش مهم واساسی درافزایش قدرت یادگیری،خلاقیت وابتکار کودکان دارد ، بنابراین والدین باید نسبت به صرف صبحانه فرزندان ، بیش از دیگر وعده غذائی دقت کنند.

وی اظهار داشت: کودکان هفت تا هشت ساعت بعد از خوردن شام، در ناشتایی بسر می‌برندو با صرف صبحانه مغز از قند کافی به عنوان غذا و منبع انرژی استفاده می‌کند.

سالک افزود: برای اینکه کودک و دانش‌آموز اشتهای کافی برای خوردن صبحانه داشته باشند ، باید شام را در ساعات ابتدایی شب صرف کنند و شبها در ساعت معینی بخوابند تا صبح زود بیدار شوند و وقت کافی برای خوردن صبحانه داشته باشند.
وی بااشاره به این که برخی از آنان علاقه مند به‌خوردن صبحانه نیستند گفت:
در این موضوع والدین می‌توانند بادادن تنقلات سنتی مانند گردو ، بادام و نیز یک عدد کیک ، صبحانه مقطعی فرزند خود را تامین و برای بردن لقمه نان و پنیر به عنوان صبحانه کامل به مدرسه ترغیب شوند.

وی افزود : اگر مدت زمان نخوردن صبحانه طولانی تر باشد، نگهداری قندخون در سطحی که مغز قادر به فعالیت طبیعی خودباشد، دشوارتر و یادگیری ، تمرکز حواس و تعادل حرکتی آنها مختل می‌شود.

وی با بیان اینکه نخوردن صبحانه درصورتی که تداوم یابد تبدیل به عادت می‌شود، گفت: این امر موجب دریافت کم مواد مغذی روزانه مورد نیاز فرد را می‌شود که در وعده‌های دیگر جایگزین نخواهد شد.
وی آگاهی دادن کودکان و دانش آموزان از سوی والدین و مسئولان مدارس ،از تاثیرات بد نخوردن صبحانه امری ضروری دانست و گفت: غذاهایی مثل فرنی، شیربرنج، حلیم و عدسی که اغلب مورد علاقه کودکان هستند، از ارزش غذایی بالایی برخوردارند، که می‌تواند کودکان را به خوردن صبحانه علاقه مند کند.
این متخصص غدد نان، پنیر و گردو، نان و تخم مرغ، نان ، کره ، مربا و نان ، کره و خرما همراه با یک لیوان شیر را صبحانه‌هایی سالم و مغذی برای رشد و تنظیم فعالیت غدد کودکان سنین مدرسه دانست.

دکتر"علی رنجبران" کارشناس علوم تغذیه دانشگاه اصفهان نیز گفت: مهمترین وعده غذائی برای کودکان و نوجوانان به دلیل داشتن پروتئین و فیبر صبحانه است.

وی افزود :میل کردن "صبحانه سالم" کاملا ضروری است به‌طوریکه حذف آن برای سلامت جسمی و روحی بسیار مضر است و در درازمدت باعث بروز بیماری‌های تغذیه، خونی و استخوانی می‌شود.

این کارشناس علوم تغذیه گفت: بررسی‌ها نشان داده‌است که خوردن صبحانه حتی یک "لقمه ساده" نان و پنیر ، خرما، گردو و تخم مرغ، توانایی ذهنی و روانی را در افراد بخصوص کودکان که درحال رشد هستند و نیاز به مواد مغذی دارند، افزایش می‌دهد.

وی،بابیان‌این که اغلب کودکان در نخوردن صبحانه‌ازوالدین خود الگوبرداری می کنند،افزود: به‌دلیل این که زندگی ماشینی فرصت خوردن صبحانه را از مردم گرفته است بهتر است آنها از شب قبل ، صبحانه خود و کودک را به شکل لقمه‌یی آماده کنند و در زمان مناسب ساعات اولیه روز میل نمایند.

وی باتاکید براین که می‌توان هر وعده غذایی را به جزء صبحانه‌ازسبد تغذیه روزانه حذف کرد، گفت: خانواده‌ها باید عادت غلط نخوردن صبحانه را ترک کنند زیرا در درازمدت به بیماریهای سوء تغذیه، پوکی استخوان و کند ذهنی دچار می شوند.

یک رژیم غذایی کامل برای نوجوانان
دوره نوجوانی دوره بسیار مهمی است که باید همه چیز آن با دقت بررسی و تحلیل شود. به غیر از مسائل روحی و روانی که بسیار مهم اند، تغذیه نیز جایگاه خاص و ویژه ای در این دوران دارد و جای تحقیق و بررسی است. چرا که نوجوانان امروز ما جوانان و آینده سازان فردای ما هستند. دراین دوران که فاصله میان کودکی و جوانی است بچه ها وارد مرحله نوجوانی می شوند و بلوغ تواCم دوره نوجوانی دوره انتقال از کودکی است و از نظر رشد اهمیت زیادی دارد. بنابراین تغذیه در این دوران نقش اساسی دارد. پس باید باورهای غلط غذایی را از بین ببریم و در اصلاح باورهای غذایی رسانه های گروهی از اهمیت بسزایی برخوردار هستند و برای دستیابی به جامعه ای سالم، خلاق و پویا باید آموزش تغذیه در همه ابعاد آن صورت گیرد. در موارد فردی باید از سالم و مغذی بودن اطمینان و اطلاع کافی داشته باشیم و از طریق مشاوره با متخصصان تغذیه رژیم های غذایی خود را اصلاح کنیم (درمورد نوجوانانمان) و در موارد گروهی هم توصیه می شود به همه ابعاد دقت کافی شود تا نوجوانانمان دچار سوءتغذیه نشوند و از راهنمای غذایی ذیل که تمامی مواد غذایی لازم و کافی را دارد در برنامه روزانه خود استفاده کنیم.
1– گروه نان و غلات: روزانه 9 تا 11 واحد – یک واحد نان برابر است با یک برش نان بربری یا سنگک به اندازه یک کف دست یا برابر است با 4 برش نان لواش به اندازه کف دست. (یک واحد از برنج و ماکارونی پخته شده برابر است با نصف لیوان)
2– گروه شیر و لبنیات: روزانه 3 واحد یا بیشتر
یک واحد از شیر و ماست برابر است با یک لیوان ™ یک واحد از پنیر برابر است با 45-30 گرم
یک واحد از کشک برابر است با یک چهارم لیوان ™ یک واحد از دوغ برابر است با 2 لیوان
3– گروه سبزی ها: روزانه 4 تا 5 واحد
یک واحد سبزی برابر است با یک لیوان سبزی خام ™ برابر است با نصف لیوان سبزی پخته ™ برابر است با یک عدد سیب زمینی متوسط
4– گروه میوه ها: روزانه 3 تا 4 واحد
یک واحد از میوه برابر است با یک عدد میوه متوسط ™ برابر است با یک دوم تا سه چهارم لیوان آب میوه برابر است با یک چهارم لیوان میوه خشک.
5– گروه گوشت و جانشین های آن: روزانه 2 تا 3 واحد.
یک واحد گوشت برابر است با 2 تا 3 تکه خورشتی (90-60 گرم) گوشت قرمز، ماکیان و ماهی پخته شده .
30 گرم گوشت برابر است با یک عدد تخم مرغ یا نصف لیوان حبوبات پخته یا 3 قاشق غذاخوری از مغزهای پسته و فندق و گردو
مشکلات ناشی از تغذیه ناسالم
1– کم وزنی و لاغری: که بیشتر ناشی از تصور غلط نوجوانان از تناسب اندام است و به دنبال آن بعضی اقدام به رژیم سخت و خودسرانه می کنند که سلامت آینده آنان را به خطر می اندازد.
2– اضافه وزن و چاقی: که اغلب در اثر کم تحرکی و فعالیت بدنی، استفاده مداوم از تلویزیون و رایانه و نیز رژیم های غلط غذایی و مصرف زیاد تنقلات، نوشابه ها و غیره است.
3– کم خونی: که ناشی از فقر آهن که یکی از مشکلات شایع تغذیه ای به ویژه در دختران در این سنین است که بر رشد جسمی –ذهنی و سیستم ایمنی آنها اثر سوء دارد. کم خونی دراین دوران در اثر افزایش نیاز (به دلیل رشد) استفاده از رژیم های غذایی فقر آهن، آلودگی های انگلی و آلودگی های محیطی (مانند ذرات ریز سرب معلق در هوا) به وجود می آید.
4– بی اشتهایی عصبی یا پرخوری عصبی، منجر به سوءتغذیه می شود و نیاز به اصلاح رفتار خواهد داشت. در کنار آن مشاوره تغذیه ای ضروری است.
– آکنه (جوش صورت) که مشکل 80 درصد نوجوانان است بیشتر تحت تاثیر عوامل هورمونی، استرس، فازهای قاعدگی و ژنتیک رخ می دهد. استفاده از مواد غذایی مانند مغزها در بروز آن تاثیر زیادی ندارند. مطالعات نشان داده است که ارتباطی قوی بین دریافت غذا و بروز آکنه وجود ندارد. اما ارتباط آن با کمبود دریافت مواد مغذی مانند ویتامین ئ و روی شناخته شده است.
توصیه های تغذیه ای
برنامه غذایی نوجوانان باید شامل ترکیبی از غذاهای مختلف در گروه های اصلی غذایی باشد.
سه وعده اصلی غذایی با تاکید بر مصرف صبحانه و در میان وعده توصیه می شود. در میان وعده ها به جای استفاده از مواد غیرمغذی و بعضاً کالری زا مثل نوشابه ها، چیپس، کیک ها از مواد غذایی مغذی مانند شیر، نان، پنیر، خشکبار، میوه ها و مغزها استفاده شود.
جهت پیشگیری از کم وزنی و لاغری از انجام هرگونه رژیم خودسرانه به شدت خودداری شود و تحت نظر متخصصان تغذیه اقدام شود. جهت پیشگیری از اضافه وزن و چاقی ضمن توصیه به فعالیت های روزانه استفاده از یک رژیم غذایی صحیح و متعادل تحت نظر متخصصان تغذیه ضروری است.
برای جلوگیری از کم خونی ناشی از فقر آهن مواد ذیل توصیه می شود: 1– استفاده از مواد غذایی صحیح و همچنین غنی از آهن مثل گوشت، سبزی های سبز برگ و حبوبات.
2– استفاده از مواد غذایی دارای ویتامین ث. انواع سبزی های تازه، فلفل سبز، گوجه فرنگی، کلم، میوه های تازه به خصوص پرتقال، لیمو و سایر مرکبات همراه با غذا که سبب می شود آهن بیشتر جذب شود.
3– عدم استفاده از چای در فاصله 2 تا 3 ساعت قبل و بعد از غذا به ویژه غذاهای آهن دار.
4– درمان آلودگی های انگلی و محیطی.
5– از مصرف نوشابه های شیرین و گازدار خودداری شود.
6– مصرف غذاهای آماده و صنعتی محدود شود و بیشتر از غذاهای تازه استفاده گردد.

 

اسرارو روشهای نفوذ دردلها

ازنامه های مشکل گشا چنین پیداست که مشکل عده ای از مردم این است که نمی دانند روابط خودرابامردم بر چه اساسی بنا نهند تابه محبوبیت وعزیزی برسند اینست که دراین مقاله درباره محبوبیت سخن می گوئیم .اگر دلتان می خواهد که اطرافیان دوست تان داشته باشند وباهمنوعان خود روابط حسنه برقرارسازید ویقین پیدا کنید که دوستتان دارند مقاله زیر رابه دقت بخوانید .اگر دلتان محبوبیت می خواهد هیچ  خجالت نکشید زیرااین یک نیاز طبیعی آدمیزاداست .ویلیام جیمز روانشناس بزرگ امریکایی درجائی نوشته است که (یکی از عمیقترین وریشه دارترین انگیزه های آدمیزاد اینست که محبوب واقع شوند ومردم قدروآنهارابشناسند )امامیل به محبوب شدن گاه دورنیست مارادرمعرض خطر بگذارد بدین معنی که آنچنان به محبوبیت خودعاشق شویم که برای بدست آوردن آن به وسایل نامبارک دست یازیم .مثلابه چاپلوسی بپردازیم ومجیزوتملق دیگران رابگوئیم وحتی ازاین هم فراتر رفته محبوبیت خودرابه قیمت تحفه هائی که به افرادمی دهیم تامین سازیم .به صراحت باید بگویم که محبوبیت یک امرمادرزادی وارثی نیست البته بعید نیست عده ای بیشتر ازسایرین آماده کسب محبوبیت باشند ولیکن دیگران را نیز اگر بخواهند می توانند بابذل مختصر کوشش به همان اندازه محبوب شوند .کسانی که محبوب می شوند کسانی خستندکه حاکم برروابط خودبادیگران هستند ومااکنون به عوامل شش گانه راکه اگربدان عمل کنید شمارادرخانه واداره ومدرسه محبوب خواهد ساخت یکی بعدازدیگری تشریثح می سازیم :

نخست -آنکه ظاهرآراسته دربسیاری از مواردخیلی مفید است ولیکن درکارمحبوب شدن تاثیردردرجه اول نداردوحال آنکه اگر درتمیزی لباس وآراستگی آن بکوشید این البته در محبوبیت وغزیزشدن شما موثراست زنی که می خواهد محبوب شوهرش واقع شود مجبورنیست لباس فاخر بپوشد وبهترین وگرانترین عطرها وکرم ها رابه سروصورت خود بمالد بلکه اگر تمیز ومرتب باشد باهمان لباس ساده خانه نیز قادر است عزیز شوهرش شود بی گامن یک شخص عالی مثل خورشید نورافشانی می کند وجامه کثیف یا موهای ژولیده وپریشان وصورت ناشسته قادرنیست ازنورافشانی آن جلوگیری کند ولیکن چه اصراری هست که خورشید تابان شخصیت خود را باابر ژولیدگی بپوشانیم ؟زیرا ظاهر مانباید مخل تشعشع باطن ما باشد که هیچ بلکه باید به تلالو باطن وشخصیت درخشان ما کمک کند .بسیار اتفاق می افتد که از طرزلبا س پوشیدن افراد می توان به شخصیت آنان پی برد ودر مثل درباره لاابلیگری وبی ذوقی ویاذوق وشم هنری وحالت خود نمایی انها بدرستی داوری کرد هیچکس نمی تواند منکر این امر شود که ظاهر کسان در روابط اجتماعی آنان موثر است .ودر عکس العمل دیگران نسبت به آنان تاثیر می کذارد .با همه آنچه گذشت نقش ظاهر درمحبوبیت چندان زیاد نیست واهمیت آن در این است که معاشران درنخستین وحله برخوردازروی ظاهر ما درباره ما داوری می کنند واگر ظاهر ام زننده باشد ممکن است از ما داوری جوینده واین زحمت رتبه خود ندهند که با وجود ظاهر ناخوشایندمان باما معاشرت کنند تا بعداپی به شخصیت جالب ما ببرند .

دوم -آنکه برای کسب محبوبیت به تبسم وشادی نیاز داریم البته ناگفته پیداست که رفتار ما باید متناسب با مقتضیات واوضاع واحوالی که در ان هستیم باشد .مثلا ماهیچوقت انتظار نداریم که فلان رئیس اداره ای که برای نخستین بار به ملاقاتش می رویم قاه قاه باما بخندد وازاین قبیل .باری هرکدام از ما مثل این است که در هر مقامی که باشیم شرایطی در دور وبر خود پدید می آوریم مثلا شرایط دوروبر بعضی از مردم ناخوشایند است وآدمی رامی گریزاند وبر عکس شرایط عده ای دیگر گیرا ودلچسب است .اگر دلمان می خواهد که محبوب بشویم باید بکوشیم که فضای دوربر خود را گیرا جذاب سازیم مثل اهن ربایی که دوروبرش همه چیز را به خود جلب می کند وبرای این کار باید غرولند کردن پرهیز کنیم ودر اشخاص واشیاواحوال به دنبال چیزهایی بگردیم که موجب نشاط ما می شود .داشتن کنجکاوی وحساسیت نسبت بدانچه مردم درباره ما فکر می کنند وابراز علاقه واقعی در این خصوص از جمله چیزهایی هستند که ملال وخود خوری وسایر عواملی راکه مخل ومزاحم نشاط خاطر ماست از ذهن مادور می سازند .معنای وسیعتر نشاط وشادی این است که بچیزی علاقه داشته باشیم مثلا وقتی داریم نمایشی راتماشا می کنیم ویاباکسی مشغول صحبت هستیم ویاداریم کاری می کنیم ویابازی می کنیم شوروشوق ماازناصیه ورفتار ما پیدا خواهد بود .شور وشوق ونشاط مزبور به اطرافیان ما منتقل می گردد ومیان ما وآنها رابطه ای برقرار می سازد زیرااین دیگر به تجربه ثابت شده است که ادمهای پرشوروشوق بیش از افراد سردوبیحال کسان رابه خود جلب می سازند .

سوم -آنکه فروتنی یکی از شرایط اساسی کسب محبوبیت است کسانی که خودخواه هستند وپیوسته ارز برتریهای خیالی خود حرف می زنند وبدان می بالند کمتر ممکن است مردمانی محبوبی باشند .این بدان معنی نیست کهبرای محبوب شدن تا بدان جا خفض جناح وسکسته نفسی وفروتنی راافراط کنیم که به عزت نفس وغرورواعتماد به نفس ما لطمه واردآید .باید تاآنجا که امکان دارد کارهائی راکه به ما محول شده است به خوبی انجام دهیم ووقتی کار خود رابه خوبی به انجام رساندیم به ان افتخار کنیم اما در عین حال باید خود رااماده کنیم که از دیگران چیز یاد بگیریم وباصلاح اشتباهات خود بپردازیم تا نتایج آینده کار ما بهتر شود ادمیانی که به واقع چیز دان هستند کمتر متکبر وخودخواه از آب در می آیند .چون چنین کسانی 

بهتر از هر کس می دانند که معلوماتشان در نتیجه با مجهولاتشان چه اندازه ناچیز است شعر معروف که می گوید:

(تا بدان جا رسید دانش من                که بدانم همی که نا دانم )

در واقع وصف حال این عده است همیشه به فکر چیز یادگرفتن باشیم یعنی از گهواره تا گور .گوش دادن به حرف دیگران محاسن زیادی دارد زیرا اطرافیان ما وقتی ببینند که ما به حرفشان گوش می دهیم تا چیز یاد بگیریم حس خودخواهی شان تسکین می یابد واین امر به محبوبت ما در میان آنان کمک خواهد کرد .بنابراین بدنیست در طی معاشرتهایتان بکوشید تا کسان رابصحبت کردن درباره اموری هدایت کنید که در آن خبره ومطلع اند .البته هر کدام ازما سلیقه های خاصی دراین زمینه داریم ولیکن فروتنی احترام به آزادی عقیده دیگران وجرمی نبودن وحق حیات برای دیگران قایل بودن ازجمله چیز هایی است که در هرکسی باید پیدا شود وریبائی گرائی خاصی خواهد داشت عوض آنکه به دیگران بگوئید که فلانی عقیده اش صددرصدغلط است بهتر است بگوئید عقیده شما رافهمیدم ولی فکر نمی کنید 000چه رعایت ادب به کسب وجهه شما در افرادکمک خواهد کرد .از اینها گذشته اگر میان مردم به منطقی بودن وخردمندی معروف شوید این خود از وسایلی است که شما رابه محبوبیت نزدیکتر می سازد .

چهارمین نکته -این است که دیگران رابیازمایید وبگذارید دیگران شما رابیازمایند .کمتر چیزی است که بیش از حقه بازی ودوروئی موجب انزجار انسان از دیگران شود منظورم این است وقتی که حس می کنیم فلانی قابل اعتماد نیست خیلی زود روابط خود رابااوقطع می کنیم .محبوبیت ما زمانی افزایش می یابد که دربین مردم به این صفت معروف شویم که پیوسته در فکر امتحان دادن وامتحان کردن معاشران خودهستیم .اشخاص مرتب دلشان می خواهد که دیگران آنها رابیازمایند البته چندان مطبوع نیست که حس کنید کسی دارد در خفارفتار وکردار وگفتارتان رابررسی می کند .مردم معمولا از کسانی بدشان می آید که به آنان بد گمان باشند ودر معاشرت باآنان جانب صراحت رارعایت نکنند وحال آنکه اگربدانند که داریم آزمایششان می کنیم به ما علاقه مند می شوند وبه محبوبیت ما افزوده می گردد.به همین دلیل نیز باید خودمان رااشخاصی نشان دهیم که ظاهر وباطنشان یکی است وچنین اشخاصی از هر امتحانی سربلند در می آیند وذیلا طریق سه گانه ای را که برای نشان دادن  صداقت لازم است شرح می دهیم

 اول -گفتار وکردارماباید باهم جوردربیاید یعنی اگر قولی دادیم یاادعایی کردیم باید بدان عمل کنیم وباصطلاح خودمان واعظ غیر متعظ نباشیم .پاره ای از مردم یاد کنم به وعده وفا می کنند ویاهیچگاه به وعده خود وفا نمی کنند البته اگر چنین اشخاصی به محبوبیت نرسند جای شگفتی نخواهد بود .

دوم -اینکه صداقت ویکی بودن ظاهر وباطن مازمانی برهمه آشکار خواهد بود که بدانند پشت سرشان از آنها غیبت نمی کنیم یعنی در غیابشان چیزی بگوییم که در حضورشان نمی گوئیم .غیبت هر چند که ممکن است از خبث نباشد ولیکن دشمن شماره یک محبوبیت شماست .

سومین طریق -آنست که اشخاص بایدبه رازداری شماایمان آورند وقتی که از شما خواهش می کنند که رازشان رافاش نسازید جداوصمیمانه از این کار خودداری نمائید .این بود راههای سه گانه ای که هر کسی می تواند هم دیگران رابه مددآن یبازماید وهم به دیگران اجازه بدهد که اورابیازمایند .

چهارمین نکته -این است که تا آنجا که برایمان مقدور است از تشویق دیگران مضایقه نکنیم چه بدین وسیله عوض آنکه خود رابسازیم به ساختن دیگران اقدام می کنیم .وقتی که دیگران رابه خودشان خوشبین ساختیم به ناچار انها رابه خودکمان نیز خوشبین ساخته ایم روشن تر بگویم وقتی که مرتبا از دیگران انتقاد می کنیم بالاخره به جائی می رسیم که انها نسبت به خودشان بدبین می سازیم واین بد بینی سرانجام به خود ما بر می گردد وبه محبوبیت ما لطمه می زند .این طبیعت  بشر است از آدمی که از و به شدت انتقاد کند خوشش نخواهد آمد .در کتاب ایوب در توراتست که یکی از برادرانش به اومی گوید(برادر سخنان حکیمانه توموجب شده است که عده ای به خود خوشبین وامیدوار شوند )مگر خود ما ازچنین کلمات حکیمانه ای در زندگی خصوصی خود سود نجسته ایم ؟پس این به دست ماست که باتشویق مردم به محبوبیت خود ونزدانان بیفزائیم چه یک سخن گرم وامید بخش نمی دانید چه تاثیر معجزه آسایی در التیام جراحات محرومان ودرماندگان ونومید شدگان دارد.به مصداق :

تونیکی می کن ودردجله انداز             که ایزددر بیابانت دهد باز )

هر کمک فکری که به دیگری بکنید از فواید ان برخوردارخواهید شد .شکسپیر برای کسب محبوبیت بهتر از این نیست که آدمی طوری مردم را تشویق کند که آنها احساس نمایند بر اثر ملاقات بااو به زندگی امیدوار تر وقوای انسانی خویشتن خوشبین تر شده اند .

پنجمین نکته -بالاخره این است که به مردم کمک کنید ممکن است عده ای بگویند که اگربه مردم کمک کنیم سوء استفتده خواهند کرد ولیکن به این بهانه نمی شود از کمک به مردم چشم پوشید .فراموش نباید کرد یکی از شرایط کسب محبوبیت این است که به مردم کمک کنیم وهم از انان کمک قبول کنیم .یکی از مشکلات کار این است که بعضی از مردم نه تنها از کمک های ما سوءاستفاده نمی کنند بلکه از پذیرفتن کمک نیز بیزارند .برای احتراز از این مشکلات باید به نحوی رفتار کنیم که مردم تصور نکنند که کا راه می رویم تا به مردم کمک کنیم .بدنیست قصه مردسامری رااز تورات در اینجا نقل کنم :حضرت عیسی در جواب عده ای از مردم که از اوسئوال می کردند چگونه به مردم کمک کنیم فرمود :روزی مردمحترمی در بیابان بیت المقدس اسیر دزدان شد ودزدان زخمی به او زده واورا کناری گذاشته پا به فرارگذاشتن عده ی زیادی از مردم که پاره ای از آنها اهل دین نیز بودند از کنار او رد شدند بدون آنکه توجهی به اوکنند تا آنکه مردسامری که هیچ داعیه ای هم نداشت از آنجا عبور می کرد که چشمش به آن مرد زخمی افتاد بیدرنگ به بیمارش همت گماشت ومرهمی برزخمش گذاشت (منظور حضرت مسیح این بودکه آدمی هر وقت که فرصت کمک پیش آید باید کمک کند نه اینکه کمک به دیگران راحرفه خود سازیم ) منبع: عقده های روانی . دکتر ایرج پور باقر. انتشارات آسیا

حمید رضا ترکمندی سایت زیباوب

*************************

چگونه جذاب باشیم ؟

چگونه جذابیت ، گیرایی و ماندگاری در قلب های دیگران داشته باشیم

همه ما علاقه‌مندیم یادمان در دلهای اطرافیان باقی باشد و این تنها با سلاح خُلق خوش حاصل می‌شود. هنگامی که به خاطرات پررنگمان با آشنایان مراجعه می‌کنیم افراد مهربان و خوش اخلاق از ماندگارترین شخصیت‌ها در ذهن و رحمان می‌باشند. چنین ماندگاری در قلب‌ها آرزوی همه ماست و این مهم به دست نمی‌آید مگر آن که از رموز آن آگاه باشیم‌.

یکی از مهمترین رازهای رسیدن به آن جذابیت است و قبل از هر چیز باید بدانیم که جذابیت چیزی غیر از زیبایی است‌. شخص می‌تواند صورت زیبایی نداشته باشد اما بسیار جذاب باشد و هم چنین می‌تواند بسیار زیبا باشد اما اصلاً جذابیت نداشته باشد. جذابیت و گیرایی یک ویژگی کاملاً اکتسابی است و به راحتی می‌توانیم صاحب آن باشیم‌:

 ۱ - ظاهری آراسته داشته باشید.
تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می‌کند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می‌افتند و خود را به شکل‌های عجیب و غریبی درست می‌کنند. مهمترین مسئله این است که مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید. نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را ضایع می‌کند. فرزندی که همیشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهری مرتب می‌بیند، ظاهر آراسته فرد ناآشنا او را نمی‌فریبد. چون ممکن است جذب ظاهر آراسته کسی شوند که تأثیر منفی او از اثرات مثبتش به مراتب بیشتر باشد.  
۲ - بیشتر سکوت کنید:
غالباً افراد به اشتباه برای این که جذاب‌تر شوند، بیشتر شلوغ می‌کنند و به خطا می‌روند. سکوت‌، یک تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می‌گذارد. در سکوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد می‌کند و هر خلایی‌، جذب را سبب می‌شود. آنها که بیشتر صحبت می‌کنند و کمتر می‌شنوند از جذابیت خود می‌کاهند، حال آن که سکوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمینان‌تر معرفی می‌کند و این زمینه‌ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سکوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌. 


 ۳ - نرم و ملایم سخن بگویید:
هنگامی که نرم و ملایم صحبت می‌کنید افراد را جذب خود می‌کنید و به راحتی می‌توانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدم‌های خشن و داد و بیدادی افراد مناسبی برای اطمینان کردن‌، نیستند. 
     
۴ - فرد محترمی باشید:
بی‌احترامی به خود، به دیگران و بی‌احترامی و بی ادبی در کلام و رفتار همگی از جذابیت شما می‌کاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج می‌زند.
    محترم و مؤدب و باشخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب می‌شوید. 
    
۵ - زیاد شوخی نکنید اما بسیار تبسم کنید:
شوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما می‌کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین می‌برد متبسم باشید که تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می‌بخشد. در تبسم‌، سنگینی و متانت و جذابیت است‌. 
     
۶ - قاطعیت یعنی جذابیت‌:
کسانی که شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزش‌های معینی دارند، بی‌استثنأ می‌توانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیت‌هایی جذاب و تأثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان می‌آورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج می‌زند.  

چگونه فردی دوست داشتنی شویم ؟
گامهایی برای احساس  دوست داشتنی شدن !

 

گام 1 - از انتقاد بیجا ، سرزنش مداوم و گِله و شکایت بپرهیزید.

گام 2 - در ارزیابی های خود صادق و بی ریا باشید.

گام 3 - دیگران را دوست بدارید و به آنها علاقه مند شوید.

گام 4 - خواسته های دیگران را درک کنید .

گام 5 - همیشه لبخند را زینت چهره خود کنید. و بر زیبا یی خود بیافزایید

گام 6 - به خاطر داشته باشید نام هر شخصی زیباترین نت موسیقی اوست ؛ پس دیگران را به نام صدا بزنید و با او احساس نزدیکی کنید .

گام 7 - شنونده خوبی باشید و دیگران را تشویق کنید که درباره خودشان و علاقه مندیهایشان حرف بزنند .

گام 8 - در جهت علایق دیگران سخن بگویید .

گام 9 - این باور را به دیگران القا کنید که قدرت زیادی دارند و برای خود کسی هستند، و در انجام این کار نهایت صداقت را داشته باشید .

گام 10 - همیشه برای این که بهترین نتیجه را از بحث و مجادله بگیرید، سعی کنید از شرکت در آن بپرهیزید .

گام 11 - به عقاید دیگران احترام بگذارید و هرگز از عبارت « تو اشتباه می کنی » استفاده نکنید .

گام 12 - اگر خطایی از شما سرزد، با قاطعیت به آن اعتراف کنید و اعتماد به نفس داشته باشید و بدانید که « انسان جایز الخطاست » . www.zibaweb.com

گام 13 - همیشه صحبت های خود را دوستانه آغاز کنید .

گام 14 - به گونه ای رفتار کنید که همیشه دیگران تأییدتان کنند .

گام 15 - سعی کنید از راه های مناسبی برای کسب آرامش استفاده کنید تا دیگران برای شریک شدن در آرامشتان به سوی شما بیایند .

گام 16 - اجازه بدهید همیشه دیگران بیش از شما صحبت کنند .

گام 17 - خالصانه به هر اتفاقی از دید دیگران نگاه کنید و تک محور نباشید .

گام 18 - باورها و علایق سایرین را همانگونه که هستند بپذیرید چرا که هرکس از دید خود بهترین است .

گام 19 - همواره به سوی انگیزه های بهتر و قوی تر بروید، تا بهترین باشید .

و بالاخره گام آخر ؛

همواره باورهایتان را پیش روی خود مجسم کنید و چالش های زندگی را با آغوش باز پذیرا شوید تا برای دیگران یک نمونه و الگو باشید .

مطالب مرتبط : _ چگونه در دل دیگران نفوذ کنیم؟روش و راههای جذاب بودن

20  ویژگی مدیران به یاد ماندنی
1 ) اعتماد به نفس

 2 )کنترل طرزبرخورد   
3 ) پافشاری 
4 ) مداومت در بهبود وضعیت
5 ) داقت و پایبندی به اصول اخلاقی
6 ) اول اندیشه ، بعد گفتار
7 ) خلاقیت
8 ) فروتنی در انظار
9 ) سبک داشتن
10 ) شهامت
11) شوخ طبعی www.zibaweb.com
12 ) کمی نقش بازی کردن
13 ) جزء نگری
14 ) خوب بودن در کار و نیل به رهبری
15 ) جنگیدن به خاطر کارکنان  

 16 ) پذیرش اشتباهات                                                   
17) صراحت لهجه

18 ) مهربانی

19 ) کنجکاوی

20 ) رقابت  ، نوشته شده توسط آقای امیر عباس جعفری